اقدم

/~aqdam/

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

اقدم. [اَ دَ ] ( ع ن تف ) قدیمتر. ( ناظم الاطباء ). کهنه تر. باستانی تر. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پیشترو نخستین و اولین تر و قدیمتر و جلوتر. ( آنندراج ).
- علم اقدم ؛ علمی که موضوعش اعم است از موضوع علمی دیگر چنانکه موضوع علم طبیعی بر علم طب. ( یادداشت مؤلف ).
|| افضل و اشرف و اعلی. ( از آنندراج ). || ( اِ ) شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). اسد. ( اقرب الموارد ).

اقدم. [ اَ دُ ] ( ع اِ ) ج ِ قَدَم. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

قدیم تر، مقدم تر، پیشتر، دیرینه تر
(صفت ) ۱ - پیشین تر دیرین تر کهن تر قدیمتر. ۲ - پیش تر مقدم تر جلوتر.
جمع قدم

فرهنگ معین

(اَ دَ ) [ ع . ] (ص تف . ) ۱ - پیشین تر، قدیم تر. ۲ - مقدم تر.

فرهنگ عمید

۱. قدیم تر، مقدم تر، پیش تر، دیرینه تر.
۲. قدیمی ترین.

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی آقدم از ریشه ی واژه ی اَفدم فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

اقدماقدماقدم
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
اقدماقدماقدماقدم
واژه اقدم
معادل ابجد 145
تعداد حروف 4
تلفظ 'aqdam
نقش دستوری صفت
ترکیب ( صفت ) [عربی]
مختصات ( اَ دَ ) [ ع . ] ( ص تف . )
آواشناسی 'aqdam
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
اقدم به زمان گذشته دلالت می کند و همخانواده ی قدیم است