اسم - صفحه 98

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

کرانه/karāne/

ساحل، کنار، سو، جهت، کران


دختر

فارسی
کوه زاد/kuh zad/

زاده کوهستان


پسر

فارسی
کوه شاد/kohshad/

نام روستایی در استان هرمزگان


پسر

فارسی
کوهرنگ/kohrang/

نام دره و رودخانه ای در زردکوه بختیاری


پسر

فارسی

طبیعت
کوهسار/kohsar/

جایی که دارای کوههای متعدد است


پسر

فارسی
کوهین

منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است


پسر

فارسی
کوهینه/kohine/

پونه


دختر

فارسی
کوکب دخت/k.-dokht/

دختر زیبارو، دختری که چون کوکب است، ( به مجاز ) زیبارو


دختر

فارسی
کوکبه/kokabe/

شکوه، جلال، ستاره


دختر

عربی
کویر/kavir/

شیر ژیان


پسر

فارسی
کویستان/kouyestan/

کوهستان


دختر

کردی
کوین/kewin/

از نژاد کوه


پسر

فارسی
کی آذر

مرکب از کی ( پادشاه ) + آذر ( آتش )، نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
کیآرمین/ke(a)y ārmin/

آرمین، یکی از برادران کاووس و پسر کی، ) نام چهارمین پسر کیقباد


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کی آفرید

مرکب از کی ( پادشاه ) + آفرید ( آفریده )


دختر

فارسی
کی آفرین

آفریننده پادشاه


دختر

فارسی
کی بانو

بانوی شاه، زنی که همه از او حساب می برند


دختر

فارسی
کی پیشین

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران کیقباد پادشاه کیانی


پسر

فارسی
کی دخت/kei-dokht/

دختر پادشاه


دختر

فارسی
کی راد

پادشاه بخشنده


پسر

فارسی
کی زاد

زاده پادشاه


پسر

فارسی
کی گشتاسپ

گشتاسپ


پسر

فارسی
کی مند/keymand/

دارای بزرگ مرتبه ای پادشاهان، ( کی، مند ( پسوند دارندگی ) )، دارای بلند قدری و بزرگ مرتبه ای پادشاه ...


پسر

فارسی
کی منش/ke(a)y maneš/

صاحب طبع شاهانه، شاه طبیعت، بزرگ منش، ( اَعلام ) به قول ابوریحان کی منش پسر کیقباد و جد کی لهراسب ب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کی منوش

از پادشاهان یا شاهزادگان پیشدادی بنا به روایت تاریخ سیستان


پسر

فارسی
کیا داوود/k.-dāvud/

ترکیب دو اسم کیا و داوود ( پادشاه و محبوب )، از نام های مرکب، کیا و داوود


پسر

فارسی، عبری

مذهبی و قرآنی
کیا سام/k.-sām/

ترکیب دو اسم کیا و سام ( پادشاه و آتش )، از نام های مرکب، ه کیا و سام


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کیابد/kiyābod/

نگهبان پادشاهان و بزرگان، ( کیا، بد/ bod، / ( پسوند محافظ و مسئول ) )، نگهدارنده ی سروران


پسر

فارسی
کاردو/kardu/

نیرومند و پهلوان


پسر

فارسی
کاردوس/kardos/

اهل کار، کاردوست


پسر

کردی
کارزان/karzan/

کاردان و دانا


پسر

کردی
کارلوس/carlos/

نیرومند و جنگجوی جوانمرد


پسر

لاتین
کارمانیا/karmania/

نام قدیم کرمان


دختر

فارسی
کارمن/karmen/

قرمز


دختر

لاتین، انگلیسی
کارمیلا/carmilla/

شکوفه زار


دختر

لاتین
کارنگ/kārang/

کسی که آوای خوبی دارد، خوش نوا، زبان آور، صاحب طَرب، چرب زبان


پسر

فارسی
کارو/karo/

راهنما


پسر

ارمنی
کاروس/karus/

گیاهی خوشبو


پسر

کردی
کارولین/karolin/

نام ناحیه ای در آمریکای شمالی


دختر

فرانسوی
کارولینا/karolina/

شخص سلطنتی


دختر

لاتین
کاروند/karvand/

از نامهای ایرانی


پسر

فارسی
کاریا/karia/

مرد جنگجو و سلحشور


پسر

فارسی
کاژاو/kazhav/

آب زلال که از دل کوه بیرون می آید


پسر

کردی
کاژه/kazhe/

محل امن و پناهگاه


دختر

کردی
کاژین/kazhin/

سرچشمه زندگی


دختر

کردی
کاس/kas/

دختر چشم آبی


دختر

گیلکی
کاساندان/kasandan/

نام همسر کورش کبیر و مادر کمبوجیه و بردیا


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
کاسپین/caspian/

آبی سپید زار، کرانه


پسر

فارسی
کاشانه/kāšāne/

آشیانه ی جانوران، لانه، خانه، خانه ی کوچک و محقر، رواق


دختر

فارسی
کاشین/kashin/

نام مکانی در شمال ایلام


دختر

فارسی
کافور

معرب از سنسکریت، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای تورانی شهر بیداد


پسر

سانسکریت
کافی الدین

لایق و کارآمد در دین


پسر

عربی
کال

نام همسرشرمیون


پسر

پارتی
کالو/kalo/

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کالی/kali/

نگهبان، محافظت کننده


پسر

هندی
کالین/kalin/

دختری جوان با مو و روی روشن


دختر

کردی
کام بین/kāmbin/

نیک بخت، سعادتمند، توانگر، کامیاب، خوشدل و بهره مند


پسر

فارسی
کشور

سرزمینی دارای مرزهای مشخص


دختر

فارسی
یامور/yamur/

باران


دختر

ترکی
یامین/yamin/

نام همسر یعقوب ( ع )


دختر

عبری

مذهبی و قرآنی
یانار/yānār/

فروزان، مشتعل، سوزان، قابل اشتعال، آتش فشان


دختر

ترکی
یانیک/yānik/

نام طایفه های ترکمن، ( اَعلام ) نام یکی از طایفه های ترکمن ساکن ایران


دختر

فارسی
یاوان/yavan/

نام چهارمین پسر یافث که به عبارتی دیگر نوه پسری نوح پیامبر بود


پسر

عبری
یاوند/yāvand/

پادشاه، ( در قدیم ) فرمان روا


پسر

فارسی
یثنا/yasna/

ستوده


دختر

فارسی
یحیی محمد/y.-mohammd/

ترکیب دو اسم یحیی و محمد ( تعمید دهنده، ستوده )، از نام های مرکب، یحیی و محمّد


پسر

عربی، عبری
یرحا/yarha/

نام مادر حضرت موسی ( ع )، نام مادر موسی ( ع )


دختر

عبری

مذهبی و قرآنی
یزداد/yaz dād/

خداداد، ( اَعلام ) پسر خسرو انوشیروان و پدرِ مهان دخت که مادر فیروز ساسانی بوده است، نام پسر انوشیر ...


پسر

فارسی
یزدان آفرید

آفریده خداوند


پسر

فارسی
یزدان بخت

نام رئیس مانویه در زمان مأمون خلیفه عباسی


پسر

فارسی
یزدان داد/y.-dād/

خداداد، عدل الهی، ( اَعلام ) نام پسر شاپور سیستانی، یکی از دستیارانِ ابومنصور المعمری در جمع آوری ش ...


پسر، دختر

فارسی
یزدان دخت/y.-dokht/

دختر الهی، ( یزدان، دخت = دختر ) ( به مجاز ) دختری که خدا عطا فرموده است


دختر

فارسی
یزدانیار/y.-yār/

خدا یار اوست، کسی که خداوند یار و یاور اوست، ( اَعلام ) نام یکی از مشاهیر صوفیه در قرن هجری، [ابوبک ...


پسر

فارسی
یزدجرد/yazdjerd/

افریده خداوند، ( معربِ یزدگرد )، یزدگرد


پسر

عربی، فارسی
یزدگرد/yazdgerd/

افریده خداوند، به معنی آفریده ی یزدان، یا ایزد آفریده است، ( اَعلام ) یزدگرد: نام سه تن از شاهان سا ...


پسر

فارسی
یزدیار

نام پدر دستور بهمنیار از موبدان کرمان در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
یسری

مایه گشایش و آسانی، دختر خوش قدم


دختر

عربی
یسنی

نگارش اشتباه کلمه یسنا، و یسنا به معنی حمد و ستایش خداوند و نام یکی از بخش های اوستا است


دختر

فارسی
یشتار/yaštār/

پرستنده، نمازگزار


پسر

فارسی
یشما/yašmā/

نوعی سنگ قیمتی به رنگ های مختلف، ( به مجاز ) زیبا، ارزشمند و قیمتی، ( معرب ـ فارسی ) ( یشم = نوعی س ...


دختر

فارسی، عربی
یغما/yaqmā/

غارت، تاراج، مالی که از غارت به دست آمده است، ( اَعلام ) ) یغما قومی از نژاد ترک، که در آسیای میانه ...


پسر، دختر

ترکی
یغماناز/yaghma-naz/

نام دختر پادشاه چین که همسر بهرام گور بود، یغما ( ترکی ) + ناز ( فارسی ) یغما، نام دختر پادشاه چین ...


دختر

ترکی، فارسی
یلان/yalān/

پهلوانان، ( = یلانشان ) ( اَعلام ) نام پهلوانی تورانی که به دست بیژن ـ مبارز ایرانی ـ کشته شد


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
یلان سینه

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران ایرانی در زمان هرمز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
یلدوز/yaldoz/

ستاره، اولدوز


دختر

ترکی
یلدیز/yaldiz/

ستاره


دختر

ترکی

کهکشانی
یلسان/yalsan/

مانند پهلوان


پسر

فارسی
یمین الدین

آن که به منزله دست راست دین است


پسر

عربی
یمین الله/yaminollāh/

مایه ی برکت، مایه ی برکت و سعادتمندی خدایی


پسر

عربی
ینال/yanāl/

سردار، رئیس به ویژه سردار ترک نژاد، غلام، برده


پسر

ترکی
یهدا/yahda/

خدا میداند


دختر

عبری
یهودا/yahoda/

حمد، نام پسر یعقوب ( ع )


پسر

عبری

مذهبی و قرآنی
هلیون/helyon/

خورشید، هلیوس


دختر

عبری
کلارا/kelara/

نور چشم، نام راهبه ای ایتالیایی


دختر

کردی، فرانسوی
کلاله/kolāle/

بالاترین بخش مادگی گل، ( به مجاز ) زلف، کاکل به ویژه زلف تاب دار و مجعد، ( در گیاهی ) بالاترین بخش ...


دختر

فارسی

طبیعت
کلالی/kolāli/

کوزه گری، سفال گری


پسر

فارسی
کلان/kalān/

بسیار، زیاد، بزرگ، جسیم، تنومند، دارای سن بیشتر، ( در قدیم ) وسیع، فربه، چاق


پسر

فارسی
کلاهور/kalahur/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری مازندرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کلباد/kalbād/

دارای بویِ گل، از شخصیت های شاهنامه، به معنی ' دارای بویِ گل '، ( در اعلام ) پهلوانی تورانی معاصر پ ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کلویی/chloe/

شکوفا


دختر

فارسی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها