اسم - صفحه 100
محل امن و پناهگاه
دختر
کردی کاژین
سرچشمه زندگی
دختر
کردی کاس
دختر چشم آبی
دختر
گیلکی کاساندان
نام همسر کورش کبیر و مادر کمبوجیه و بردیا
دختر
فارسی
تاریخی و کهن کاسپین
آبی سپید زار، کرانه
پسر
فارسی کاشانه
آشیانه ی جانوران، لانه، خانه، خانه ی کوچک و محقر، رواق
دختر
فارسی کاشین
نام مکانی در شمال ایلام
دختر
فارسی کافور
معرب از سنسکریت، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای تورانی شهر بیداد
پسر
سانسکریت کافی الدین
لایق و کارآمد در دین
پسر
عربی کال
نام همسرشرمیون
پسر
پارتی کالو
از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کالی
نگهبان، محافظت کننده
پسر
هندی کالین
دختری جوان با مو و روی روشن
دختر
کردی کام بین
نیک بخت، سعادتمند، توانگر، کامیاب، خوشدل و بهره مند
پسر
فارسی یارنوش
یاری که چون عسل شیرین و دلنشین است
دختر
فارسی یارنیک
یار خوب
پسر
فارسی یاره
یارا، قدرت
پسر
فارسی یارور
یاریگر، یاور
پسر
فارسی یاری
کمک، همراهی
دختر
فارسی یارین
خوشحالی
دختر
عبری یاز
نمو کننده و بالنده، ( در گیاهی ) درختی که شاخه های خود را بگستراند، ( در ترکی ) فصل بهار
دختر
ترکی، فارسی یازا
خواهان، متمایل
پسر
فارسی یاس گل
دختر زیبارو، ( = گل یاس، یاس )، دختری که مانند گل یاس خوش چهره و زیباست
دختر
فارسی یاس ناز
زیبارو، ( به مجاز ) به زیبایی و طراوت یاس
دختر
فارسی یاسا
قانون و حکم
پسر
اوستایی یاسام
قاعده، قانون، سازه
پسر
ترکی یاسما
منسوب به یاسمن، مرکب از یاسم ( یاسمن ) + الف نسبت
دختر
فارسی یاسمن دخت
دختر زیبا و با طراوت، ( یاسمن، دخت = دختر )، دختر یاسمن گونه، ( به مجاز ) دختر زیبا و با طراوت و مع ...
دختر
فارسی، عربی یاسمن زینب
ترکیب دو اسم یاسمن و زینب ( گلی خوشبو و آراستن )، از نام های مرکب، یاسمن و زینب
دختر
فارسی، عربی یاسمن فاطمه
ترکیب دو اسم یاسمن و فاطمه ( گلی خوشبو و رانده شده از آتش )، از نام های مرکب، یاسمن و فاطمه
دختر
فارسی، عربی یاسمین زهرا
ترکیب دو اسم یاسمین و زهرا ( یاسمن و روشن تر )
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی یاسمینه
نام گلی خوشبو، ( یاسمین، ه ( پسوند نسبت ) ) منسوب به یاسمین، یاسمین و یاسمن
دختر
فارسی یاشال
سالخورده
پسر
ترکی یاشام
عمر و زندگی
پسر
ترکی یاشگین
روز بارانی
دختر
ترکی یاشلار
اشک ها
دختر
ترکی یاشین
آذرخش
پسر
ترکی یاغمور
باران
دختر
ترکی یافا
زیبایی، جمال، نام شهری قدیمی در ساحل مدیترانه
دختر
عبری یالان
دروغ
پسر
ترکی یالمان
قله کوه
پسر
ترکی یاماچ
شجاع
پسر
ترکی یلسان
مانند پهلوان
پسر
فارسی یمین الدین
آن که به منزله دست راست دین است
پسر
عربی یمین الله
مایه ی برکت، مایه ی برکت و سعادتمندی خدایی
پسر
عربی ینال
سردار، رئیس به ویژه سردار ترک نژاد، غلام، برده
پسر
ترکی یهدا
خدا میداند
دختر
عبری یهودا
حمد، نام پسر یعقوب ( ع )
پسر
عبری
مذهبی و قرآنی