کاژاو
فرهنگ اسم ها
معنی: آب زلال که از دل کوه بیرون می آید
برچسب ها: اسم، اسم با ک، اسم پسر، اسم کردی
پیشنهاد کاربران
کاژاو، کاژو: نام پسرانه - واژه اوستایی و کُردی
کاژ: کوژ - درختی در کوه می روید و پابرجا است، در اوستایی کَئوف ( کوه: kaof یا kōf ) -
( ( مانندِ واژه "کایا، قیه" در ترکی است! ) )
مجاز از: کوه، سرسخت، پایدار، استوار، برپا
... [مشاهده متن کامل]
.
آو: آپ، آب، مایه ی زندگانی - در گویش کُردی و لُری
آبرو، شرف، اعتبار، ادب، آزرم، شرم و حیا، بزرگی، والایی
.
مینو ( معنی ) : آبِ گوارا و زُلالی که از دلِ کوه برآید، چشمه ای خوشگوار که از تخته سنگ ها ( صَخره ها ) پدید آید -
اَزَل، پایدار، ماندنی، همیشگی، اَبَدی، جاوید، نوشه! -
نامیرا، جان سخت ( سخت جان ) ، رویین تن ( فرنام یا لقب اسفندیارِ گشتاسپ ) ، تَهَمتَن ( پیلتَن، فرنام یا لقب رُستمِ دَستان ) ، شکست ناپذیر -
آن که ظاهر و باطنش مانند آب، زُلال و روشن است، شفاف مانند آب ( آبگینه: شیشه، آیینه ) ، رو راست، یکدل، یکرنگ، راستین ( صاف و صادق ) ، بی شیله پیله، بی غل و غش -
با خدا، خداجو، پارسا و سپَنتا، ، پاکدامن، پرهیزکار ( پرهیزگار ) ، درستکار، بِهدین ( زرتشتی ) ، اَشامند ( اَشو، اَشوَن، اَشوان ) ، هیرسا، پاک و مقدس، وَرجاوَند، اَهلَو! -
بزرگ زاده ( آقازاده، ژن خوب ) ، سرشت خوب ( هومَت: پندار نیک ) ، نژاد والا، گوهره چشمگیر و تماشایی -
نیکنامی، تبار نیک، نیک نژاد، گوهره ی گیرا و جذاب، خانواده نیک و دلگرم ( امیدوار ) -
با اصل و نسب، ریشه دار، تبارمند، شریف، نجیب، شرافتمند، پاک نژاد ( اوستا: اَشَستو، ašastu ) ، سِپَنتا، بزرگوار، مناعت طبع، بلندنظر، بزرگ منش ( فرانسوی: جِنتِلمَن ) ، وَرجاوَند!

کاژ: کوژ - درختی در کوه می روید و پابرجا است، در اوستایی کَئوف ( کوه: kaof یا kōf ) -
( ( مانندِ واژه "کایا، قیه" در ترکی است! ) )
مجاز از: کوه، سرسخت، پایدار، استوار، برپا
... [مشاهده متن کامل]
.
آو: آپ، آب، مایه ی زندگانی - در گویش کُردی و لُری
آبرو، شرف، اعتبار، ادب، آزرم، شرم و حیا، بزرگی، والایی
.
مینو ( معنی ) : آبِ گوارا و زُلالی که از دلِ کوه برآید، چشمه ای خوشگوار که از تخته سنگ ها ( صَخره ها ) پدید آید -
اَزَل، پایدار، ماندنی، همیشگی، اَبَدی، جاوید، نوشه! -
نامیرا، جان سخت ( سخت جان ) ، رویین تن ( فرنام یا لقب اسفندیارِ گشتاسپ ) ، تَهَمتَن ( پیلتَن، فرنام یا لقب رُستمِ دَستان ) ، شکست ناپذیر -
آن که ظاهر و باطنش مانند آب، زُلال و روشن است، شفاف مانند آب ( آبگینه: شیشه، آیینه ) ، رو راست، یکدل، یکرنگ، راستین ( صاف و صادق ) ، بی شیله پیله، بی غل و غش -
با خدا، خداجو، پارسا و سپَنتا، ، پاکدامن، پرهیزکار ( پرهیزگار ) ، درستکار، بِهدین ( زرتشتی ) ، اَشامند ( اَشو، اَشوَن، اَشوان ) ، هیرسا، پاک و مقدس، وَرجاوَند، اَهلَو! -
بزرگ زاده ( آقازاده، ژن خوب ) ، سرشت خوب ( هومَت: پندار نیک ) ، نژاد والا، گوهره چشمگیر و تماشایی -
نیکنامی، تبار نیک، نیک نژاد، گوهره ی گیرا و جذاب، خانواده نیک و دلگرم ( امیدوار ) -
با اصل و نسب، ریشه دار، تبارمند، شریف، نجیب، شرافتمند، پاک نژاد ( اوستا: اَشَستو، ašastu ) ، سِپَنتا، بزرگوار، مناعت طبع، بلندنظر، بزرگ منش ( فرانسوی: جِنتِلمَن ) ، وَرجاوَند!
