تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرنیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پف دار ورم کرده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشِ رو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to make, create, or produce ( something ) She has finally delivered herself of her long - awaited third novel. تحویل دادن [و راحت شدن]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Almost; little less than بگی نگی؛ تقریبا؛ دست کمی نداشتن از . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها وقتی مثلا میگن فلانی savage به نظر می آمد منظور عصبانی است؛ نزدیک باشه از کوره در بره و . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوس کنی کاری را انجام دهی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگه برای دیگران انجام بشه میشه گفت سرایداری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از فرط دوست داشتن برای کسی مردن برای کسی غش و ضعف کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره مردن دچار مرگ تدریجی شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل شمع آب شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شتافتن

پیشنهاد
٠

کتاب سیر و سلوک زائر یا سالک، نوشته جان بانیان، از مهم ترین کتاب های ادبی انگلیسی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

با توجه به این definition از واژه a thought or suggestion as to a possible course of action. خیلی جاها میشه "پیشنهاد" ترجمه اش کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. چاخان ۲. پرت و پلا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگینی خود را روی چیزی انداختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اون حالتی که دهان بعد از خوردن خرمالوی نرسیده پیدا میکنه گس شدن دهان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیلاس وحشی گیلاس کوهی میوه ای با رنگ زرشکی جذاب و زیبا و طعم تلخ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ترکیبی مثل wide mouth یا wide lips اگر در متنی باشد که بار معنایی منفی نداره و بخوایم صرفا بعنوان توصیف بکار ببریم؛ معادل "دهان گشاد" مناسب نیست، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sleek vs slick: sleek suggests a smoothness or brightness resulting from attentive grooming or physical conditioning. slick suggests extreme smooth ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه بار معنایی منفی نداره، معادلهایی مثل "مرموز یا پنهانکار، یا . . . " بار منفی دارن. پیشنهاد من: "تودار"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در توصیف رنگ: زنده و جاندار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سردی و اکراه ( کاری را انجام دادن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الزاما معنی منفی نداره مثلا در جمله زیر چطور میشه منفی ترجمه کرد: Every one wants to leave a dent in the universe. اینجا معنی تأثیر عمیق داره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام قد ایستادن کنایه از اینکه با عزم راسخ کاری رو انجام دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت صفت، برای توصیف هر اقدام یا کاری که با فضاسازی و فشار سیاسی همراه است. فشار سیاسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم است الکترومغناطیس

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اُفت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور ترحم برانگیزی به طرز جگرسوزی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفت و آمد با همسایه ها رفت و آمد همسایگی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معنای قیدی: خشک و رسمی عصا قورت داده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teasing بازیگوش؛ شیطان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extremely and sharply synonyms: bitingly, bitter, bitterly. گزنده؛ آزارنده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلا دارید یک ماجرایی را تعریف می کنید که چند تا موضوع به هم ربط دارند. یکی را تعریف می کنید بعد می گویید "خب این از این" بعد می روید سراغ یک بخش دیگ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشم و نارضایتی خود را آشکار کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مات و مبهوت شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمولا در موضوعات عاشقانه کسی که به خاطر وضعیت و شرایط مطلوبش همه دنبالش باشن، مثلا خیلی پولدار یا خیلی خوشگل باشد: یک تیکه خوب یک لقمه حسابی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از من گفتن بود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس ( یک ) دست لباس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس مجلسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علم دوست دانش دوست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معادلی که کاربر marjan ذکر کرده اند کاملا درست است، بدون اطلاع dislike نکنید یکی از معانی coed که البته قدیمی شده و در متن های قدیمی تر دیده میشود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون هیچ توضیحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاری انجام بدهی که دهان بقیه بسته بشود و دیگه چوب لای چرخت نکنن دهان مردم را بستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خالی بستن خالی بندی جدی نگفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نود درصد مواقع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای انجام کاری لحظه شماری کردن برای انجام کاری سر از پا نشناختن کشته مرده انجام کاری بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای توصیف فردی یا چیزی یا موقعیتی که : شوخی شوخی انتقادهای تند و تیز ی میکند به خنده حرفهای گزنده میگوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کوتاه آمدن