تاریخ
٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

bear in on/upon If something is borne in on/upon someone, they are made to understand it مترادف: Understanding and comprehending. appreciation for s ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سه سوت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

To arrive at a particular place or situation unintentionally or in a roundabout way راه کسی به جایی افتادن؛ پای کسی به جایی باز شدن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

در هر صورت به هر صورت به هر حال علی ای حال

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

offence vs offense offense املای استاندارد در انگلیسی آمریکایی offence در سایر کشورهای انگیسی زبان

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

offence vs offense offense املای استاندارد در انگلیسی آمریکایی offence در سایر کشورهای انگیسی زبان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سر نترس داشتن اهل ریسک بودن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگاه مات

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با رعشه با ترس و لرز با کمرویی با نگرانی و دلواپسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور آزاردهنده ای به طور لج درآوری به طور اعصاب خردکنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تصاحب کسی درآمدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خجالت یا شرمساری ای که آدم می خواهد آب بشه یا زمین دهان باز کنه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقعا داری می گویی . . . واقعا میخواهی بگوییی . . . . واقعا منظورت این است که . . . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر چی بدویی نتوانی کاری از پیش ببری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی دیگر این کلمه = a state or source of bitterness or grief. مایه ناراحتی و تلخ کامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رفع و رجوع کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تجربه ( خود شخص )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خار چشم کسی موی دماغ کسی مایه دردسر کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قال چیزی را کندن تمام کردن ختم کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاهیزمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توکار مثلا آینه توکار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرنیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پف دار ورم کرده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشِ رو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to make, create, or produce ( something ) She has finally delivered herself of her long - awaited third novel. تحویل دادن [و راحت شدن]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Almost; little less than بگی نگی؛ تقریبا؛ دست کمی نداشتن از . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها وقتی مثلا میگن فلانی savage به نظر می آمد منظور عصبانی است؛ نزدیک باشه از کوره در بره و . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوس کنی کاری را انجام دهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگه برای دیگران انجام بشه میشه گفت سرایداری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از فرط دوست داشتن برای کسی مردن برای کسی غش و ضعف کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره مردن دچار مرگ تدریجی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل شمع آب شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شتافتن

پیشنهاد
٠

کتاب سیر و سلوک زائر یا سالک، نوشته جان بانیان، از مهم ترین کتاب های ادبی انگلیسی است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

با توجه به این definition از واژه a thought or suggestion as to a possible course of action. خیلی جاها میشه "پیشنهاد" ترجمه اش کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. چاخان ۲. پرت و پلا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگینی خود را روی چیزی انداختن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اون حالتی که دهان بعد از خوردن خرمالوی نرسیده پیدا میکنه گس شدن دهان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیلاس وحشی گیلاس کوهی میوه ای با رنگ زرشکی جذاب و زیبا و طعم تلخ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ترکیبی مثل wide mouth یا wide lips اگر در متنی باشد که بار معنایی منفی نداره و بخوایم صرفا بعنوان توصیف بکار ببریم؛ معادل "دهان گشاد" مناسب نیست، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sleek vs slick: sleek suggests a smoothness or brightness resulting from attentive grooming or physical conditioning. slick suggests extreme smooth ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه بار معنایی منفی نداره، معادلهایی مثل "مرموز یا پنهانکار، یا . . . " بار منفی دارن. پیشنهاد من: "تودار"

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در توصیف رنگ: زنده و جاندار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سردی و اکراه ( کاری را انجام دادن )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الزاما معنی منفی نداره مثلا در جمله زیر چطور میشه منفی ترجمه کرد: Every one wants to leave a dent in the universe. اینجا معنی تأثیر عمیق داره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام قد ایستادن کنایه از اینکه با عزم راسخ کاری رو انجام دادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت صفت، برای توصیف هر اقدام یا کاری که با فضاسازی و فشار سیاسی همراه است. فشار سیاسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم است الکترومغناطیس

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اُفت