پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
( yonker ) نجیب زاده جوان، جوان سلحشور، نوجوان
ارادتمند شما. مخففyours truly
( =you have ) شما دارید
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه ( yurt )
تشعشع اشعه مجهول.
محور ایکس.
سوراخ سطر یازدهم.
( اصطلاح طبی ) درمان با اشعه مجهول.
رسام مختصاتی.
گزانتین، ماده رنگی روناس و گل زرد.
زن سقراط، زن ستیزه جو، زن غوغائی ( xantippe )
شخص بور و سفید پوست، شخص مو زرد و سفید پوست.
زن سقراط، زن ستیزه جو، زن غوغایی ( xanthippe )
تصویر بردار. ( xerographiy ) عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ و غیره.
همزیست با بیگانه.
چاپگر تصویر بردار.
قابل زیست در محیط های خشک، خشک زی.
قابل زیست در محیط های خشک، خشک زی.
ترادیسنده، مبدل.
خشک و گرم.
تخمیری، عفونی، واگیردار، مسری.
تقویت کننده قدرت آنزیم یا دیاستاز.
آنزیم سازی، آنزیم ساز، مولد دیاستاز.
تخمیر سنج، دستگاه اندازه گیری قدرت تخمیر.
مبحث تخمیر و شناسائی مخمرها، مخمرشناسی.
آمیخته، وابسته به لقاح، وابسته به گشنیدگی.
آمیختگی جنسی، ترکیب، پیوستگی، لقاح.
استخوان قوس وجنه، استخوان گونه
اهل ناتال در جنوب آفریقا، ناتالی
چمن خزنده پایای نواحی گرمسیر
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
روش تربیت و رام کردن جانوران، فن اهلی کردن جانوران و حیوانات وحشی.
تشریح حیوانات، جانور شکافی
وابسته به فن تربیت حیوانات
کارشناس تربیت حیوانات، ویژه گر اهلی کردن جانوران.
هاگ تاژک دار غیر جنسی جلبک
جانور گیاه سان، انواع جانوران مهره داری که رشد آنها شبیه گیاه میباشد
انگل حیوانی، حیوان انگل
جانور خوار، گوشتخوار
تنها محصول یک نطفه واحد ( در مقابل Zooid ) ، هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب.
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
اندازه گیری اندامهای جانوران
باغ وحش
علامت تعجب، عجبا، در گویش عامیانه میگیم: زکیسه.
( زیست شناسی ) جانورسان، شبیه جانوران، شبه جانور، شبه حیوان، زیوه.
بچه زا، بچه گذار، زاینده، زایا.
کارشناس جغرافیای حیوانی
( زیست شناسی ) سلول، جنس متحرک ( مخصوصا در مورد جلبک ها ) .
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور با محیط خود بحث میکند، بوم شناسی حیوانی
( زیست شناسی ) آغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور.