پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
قهرمان گاو باز سوار بر اسب.
فن حکاکی وقلم زنی ( بر روی فلز ) .
هسته مغناطیسی چنبره ای.
متورم، برجسته، شکم داده، استوانه ای شکل ودارای برجستگی های متناوب.
استعاره، معنی مجازی، طعنه.
ناو اژدرافکن.
سوزانی، داغی.
سوزانی، داغی.
کیک تخم مرغ وشکر ومغز گردو.
خوراک رشته فرنگی پر از چاشنی جوشانده
پروانه بید درشت اندام، وابسته به پروانه بید.
پروانه بید درشت اندام، وابسته به پروانه بید.
پروانه بید درشت اندام، وابسته به پروانه بید.
اصول وعقاید حزب محافظه کار، محافظه کاری.
تابع کامل.
ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی.
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن، بصورت حکومت مطلقه و استبدادی اداره کردن.
کلی کردن، کامل کردن، جمع زدن.
ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی.
ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی.
داروی ضد مالاریا مرکب از گنه گنه وترکیبات دیگرآن.
داروی ضد مالاریا مرکب از گنه گنه وترکیبات دیگرآن.
جاده مخصوص حمل لوازم وذخائر به محلی.
معتقد بوجود روح حافظ یک قوم یا قبیله.
معتقد بوجود روح حافظ یک قوم یا قبیله.
وابسته به توتم.
دیگری، دومی، دوم، بعدی، دیگر، نفر بعدی.
ناپایدار، سست، لزان، مرتعش، بچه.
لرزان، مرتعش، متزلزل، ناپیدار، سست.
سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی.
آدم خشن، مسئله بغرنج.
گردباد، گرداب، آتش بازی گردبادی.
مسابقه، مسابقه دادن.
کشیدن، دست زدن، اذیت کردن، اندامهای کسی را کشیدن، جدا کردن، کشیده شدن، چروک شدن.
جار زن.
کشش، عوارض یدک کشی، یدک کشی.
واژه ایتالیایی : ولگردی , دربدری , بی خانمانی.
واژه ایتالیایی : گاوچران.
واژه ایتالیایی : واکسن زدن به , برضد بیماری تلقیح شدن.
واژه ایتالیایی : واکسن زنی , تلقیح , آبله کوبی.
واژه ایتالیایی : وابسته به واکسن.
واژه فنلاندی : تاسیس , استقرار , تشکیل , بنا , برقراری , بنگاه , موسسه , دسته کارکنان , برپایی.
واژه فنلاندی : بالا یی , فوقانی.
واژه فنلاندی : بالا , در حال کار, بالا یی , روببالا , روبترقی , بطرف بالا.
حائک: بافنده , نساج , جولا.
حائط: دیوار , جدار , حصار , محصور کردن , حصار دار کردن , دیوار کشیدن , دیواری.
سِکین در عربی: کارد و چاقو. وَآتَتْ کلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکینًا ( یوسف/۳۱ ) و به دست هر یک از آن زنان کاردی داد.
مساعد، سازگار، امید بخش، مطلوب، خوش آتیه، کامیاب، نرم.
سهره آمریکائی.
کارمند شهرداری یا فرمانداری.