پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
جارچی.
شهردار انتصابی.
واژه ایتالیایی : مایه آبله , واکسن.
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
بانو شاعره جهان آراء بیگم تذکرة الخواتین درباره این بانو مینویسد: دختر شاه جهان پادشاه هندوستان، و مادرش بانو بیگم ملقب به ممتاز محل است، این بانو چ ...
بانو شاعره جهان خاتون صاحب تذکره دولتشاهی مینویسد بانو جهان خاتون، ظریفه و مستعده روزگار وجمیله دهر وشهرۀ شهر بوده و اشعار دلپذیر دارد و از آن جمله ...
بانو شاعره حاجیه زند طواف کعبه مرا حاجیه میسر شد خدا زیارت اهل دلی نصیب کند این شاعره از اولاد شیخعلیخان زند و همسر فتحعلیشاه قاجار بوده، و شیخعلی ...
بانو شاعره ماه تابان، قمر السلطنه، دختر فتحعلیشاه همسر میرزا حسینخان سپهسالار که دانش و فضل و طبع شعر داشته نیز از خاندان زندیه است، یعنی مادرش بانو ...
شاه طهماسب اول، ۱۵۶۲ میلادی، ۹۶۹ قمری، حبیب لوی تصویری دروغین و به غایت منفی از نگرش شاه طهماسب به یهودیان بدست میدهد و مینویسد: این پادشاه نفرت کامل ...
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
شهرستان، ساکنین قصبه یاشهرستان.
زن شهری، دختر شهری، فاحشه.
واژه پارسی سمرقندی: دلیل است.
واژه پارسی سمرقندی: سنت، فرهنگ
واژه پارسی سمرقندی: آموخته و فرا گرفته
واژه پارسی سمرقندی: پاره ای، قسمتی
واژه پارسی سمرقندی: چیره دست
واژه پارسی سمرقندی: هنرمند
واژه پارسی سمرقندی: فارغ التحصیلان
واژه پارسی سمرقندی: مادربزرگ، جده
واژه پارسی سمرقندی از ریشه واژه ترکی: نوعی نان روغنی
واژه پارسی سمرقندی: ظریف، لطیف
اهل شهر، شهری.
زهر زا، تولید کننده محصولات سمی.
وابسته به زهر شناسی.
علم تیراندازی باتیر وکمان.
دوستدار تیروکمان، تیرانداز، کماندار.
عروسک وار، مثل اسباب بازی.
سازنده اسباب بازی.
درخت راج سفید گل سواحل کالیفرنیا.
ساخته شده بوسیله تیرهای افقی.
مربوط به نای، نائی، نای مانند.
مربوط به نای، نائی، نای مانند.
نای دار، دارای قصبه الریه.
( طب ) بریدن نای، برش نای.
سبب خستگی یا دردسر، روی زمین کشیدن، ناپاک کردن، چرک کردن، تصادم کردن، خسته کردن بزحمت انداختن.
( طب ) آماس نای.
دارای زبره سنگ.
روال ردیاب، روال رسام.
نماد پیگردی.
بی نشان، بی رد پا، بی جاده، بی ریل، بی اثر، بیراهه.
ریل گذار.
بازرس ریل گذاری راه آهن.
مقاله نویس، چاپ کننده ویا انتشار دهنده، رساله، مقاله، مذاکره، بحث، گفتگو.
واژه ایتالیایی : آونگ نوسان , حرکت نوسانی , دودلی.
رساله، مقاله، مذاکره، بحث، گفتگو.
واژه ایتالیایی : دودل بودن , دل دل کردن , تردید داشتن , مردد بودن , نوسان کردن , جنبیدن , تلوتلو خوردن.
کشیده شدنی، نرم، لوله شو، دراز شدنی، قابل کشش، قابل اتساع.