پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
فیزیک اصطکاکی، مبحث اصطکاک در فیزیک.
ایجاد برق در اثر اصطکاک، برق مالشی.
خِفَّت دادن، آزار کردن.
مقام یامسند قضاوت.
مقام حامی ملت.
با کرم گوشت خوک آلوده شدن.
کرم گوشت خوک، تریشین.
آلودگی باتریشین یا کرم گوشت خوک.
موئی، شبیه موی.
مربوط به کرم انگل گوشت خوک
جانور آغازی تاژکدار دارای موهای کرک مانند.
کرک گیاهی، مویک، مویچه.
سه بخشی، به سه بخش تقسیم شده، دارای سه قسمت.
تقسیم وجود انسان به سه قسمت ( تن وجان و روح ) ، تقسیم به سه بخش.
( در بلور ) سه رنگی، وقوع در سه حالت.
سه رنگ، سه رنگی.
بازی تخته نرد قدیمی.
حقه باز، نیرنگ باز، گول زن، شیاد.
از روی حقه بازی.
حقه بازی، دغل زنی.
حیله گرانه، شیادانه، مزورانه، از روی حیله وتزویر.
نهر باریک.
پارچه ابریشم مصنوعی لباس زنانه.
کلاه سه ترک، سه گوش، دارای سه شاخ.
پرچم ملی سه رنگ فرانسه، سه رنگ.
دارای سه گوشه.
کلاه سه ترک، سه گوش، دارای سه شاخ.
سه دنده ای، دارای سه دنده.
پارچه زبر لباسی خانه خانه.
نبض سه ضربه ای، ضربان نبض بطور سه ضربه ای.
نبض سه ضربه ای، ضربان نبض بطور سه ضربه ای.
بازی تخته نرد قدیمی.
دارای سه لخت، دارای سه چین در دریچه قلب.
سه انگشتی، سه وتدی
سه انگشتی، سه وتدی.
نیزه سه شاخه، عصای سه دندانه، سه دندانه ای.
سه بعدی
عبادت سه روزه، سه روز، ایام ثلاثه.
حالت سه بعدی.
سه جزئی، سه شاخه، سه دندانه، سه شکافی.
دوره سه ساله.
دارای سه فاصله کانونی ومرکزی، سه کانونی.
بی اهمیت، جزئی.
سه برگ، سه برگی.
دارای سه نشریه، سه برگ.
شبدر.
واژه ایتالیایی : قابل فروش , فروختنی , قابل خرید , معامله ای.
واژه ایتالیایی : لعنتی.
واژه ایتالیایی : راست , پابرجا , ثابت , واقعی , حقیقی , راستگو , خالصانه , صحیح , ثابت یاحقیقی کردن , درست , راستین , فریور.
واژه ایتالیایی : بسوی شرق , رو به مشرق.