پیشنهادهای عبدالرضا (٥٦٧)
شلیته کلمه ای تورکی است که به دامن گشادی که زنان بر روی شلوار می پوشند می گویند لغتنامه شاهمرسی
نقاره کلمه ای تورکی است که در اصل به شکل ناغارا می باشد لغتنامه شاهمرسی
کاغذ کلمه ای تورکی و یا چینی است لغتنامه شاهمرسی با توجه به اختراع کاغذ در چین و امدن ان از جاده ابریشم که در کنترول تورکان بود گفته لغتنامه صحیح است ...
بد کلمه ای تورکی است که از پیس به معنی بد گرفته شده است pis
گفتن کلمه ای تورکی است که از قو به معنی صدا گرفته شده است قولاخ یعنی گوش از کلمه قو گرفته شده است گوش فارسی هم ریشه اش قو تورکی می باشد ضربالمثل قو و ...
زمین: با خاک پوشاندن از لغت تورکی اورت به معنی پوشاندن گرفته شده است ort
درد دیده از لغت تورکی آغری به معنی درد گرفته شده استagri
فروش از لغت تورکی ساتیل به معنی به فروش رسیدن گرفته شده است satil
چالش از لغت تورکی چالیش به معنی تلاش کردن گرفته شده است chalish
تکه خرده از لغت تورکی پیتیک به معنی تکه کاغذ نوشته شده گرفته شده است pitik
بیرون انداختن از لغت تورکی آت به معنی بیرون انداختن گرفته شده است at
نما از لغت تورکی وید به معنی نما و ظاهر گرفته شده است vid
به هم خورده از لغت تورکی قاریش به معنی مخلوط شده در هم شده بد اراسته گرفته شده است garish
جوان تازه و نوین از لغت تورکی ینگی به معنی تازه و جدید گرفته شده است yengi
قتل عام از لغت تورکی بیچ به معنی درو کردن و قتل عام کردن گرفته شده است bich
رفتن از کلمه تورکی قو به معنی فراری دادن گرفته شده است go
برجسته آشکار و مشخص از لغت تورکی بللیدی به معنی اشکار و مشخص گرفته شده است ballidi
خیساندن از لغت تورکی سواخ به معنی خیساندن کاه و گل گرفته شده است soakh
گنبد " محل زندگی از لغت تورکی دام به معنی سقف و خانه گرفته شده است dam
عزیز و گرانقدر از لغت تورکی دیرلی به معنی عزیز وگرانمایه گرفته شده است dayarli
با صدای بلند حرف زدن از لغت تورکی دین به معنی حرف بزن گرفته شده است din
روبند از لغت تورکی یاشماق به معنی روبند گرفته شده است yashmaq
ذوب شدن از کلمه تورکی دوو به معنی یخ زده گرفته شده است البته ذوب شدن و انجماد یک حالت معکوس هم هستند که در یک درجه صورت می گیرند dov
وسیله ای که دو گاو را به هم می بندد از یوغ تورکی گرفته شده است لغتنامه شاهمرسی
رطوبت از فعل تورکی دامماق به معنی چکیدن آب گرفته شده است دام ریشه ان می باشد dam
خوشمزه از کلمه تورکی یئملی به معنی خوشمزه گرفته شده است yemali
تمیز از کلمه تورکی سیلین به معنی پاک کنید گرفته شده است از انجایی که با c و نه با k نوشته شده فلذا در اول سیلین خوانده می شده و به تدریج کلین تلفظ شد ...
شلاق از کلمه تورکی ایپ به معنی طناب گرفته شده است
گفتن که از دیل یا تیل تورکی به معنی زبا ن گرفته شده است{ در برخی از شاخه های تورکی به زبان تیل می گویند} و زبان وسیله حرف زدن است
آشتی کلمه ای تورکی است که از فعل آچماق به معنی بازکردن گرفته شده است ریشه آن آچ بوده وآشدی به معنی باز کرد می باشد {البته چ اخر به دلیل اینکه قبل از ...
جلو کلمه ای تورکی است که از جیلاو تورکی به معنی افسار اسب گرفته شده است و در فارسی به معنی مقابل و روبرومی باشد
تپاله کلمه ای تورکی است که از فعل توپلاماق یعنی گرد اوردن گرفته شده است توپلا ریشه ان بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل توپلامه و به معنی گ ...
خاش گیلکی از داش تورکی به معنی سنگ گرفته شده که به صورت خاش وارد سو مری شده است و الا گیلکی از نظر زمانی و مکانی از سومر خیلی جداست
به معنی آش فرنگی می باشد که از سوب تورکی به معنی آب وآبکی گرفته شده است در تورکی باستان به اب سوب می گفتند که ب ان افتاده و سو شده است
شاخه کلمه ای تورکی است که از فعل شاخماق به معنی رعدوبرق گرفته شده است ریشه ان شاخ بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل شاخمه و به معنی آذرخش د ...
دوختن کلمه ای تورکی است که از فعل توخوماق به معنی بافتن گرفته شده است توخو ریشه ان بوده و توخوت یعنی بباف که ت به د تبدیل شده و به صورت دوخوت درامده ...
قلیچ کلمه ای تورکی است که از دو جزو قل ریشه فعل قلماق به معنی انجام دادن و پسوند اسم ساز ایچ درست شده است با هم به شکل قلیچ وبه معنی ابزار دست یا هما ...
چیریش نوعی چسب است که گرد ان را با اب مخلوط کرده و به عنوان چسب استفاده می کنند
بویلان اسم یک روستا در اردبیل هست که به شهر ملحق شده و به صورت زمین صدا و سیما در امده است و به معنی رطیل می باشد
گدوک کلمه ای تورکی است که از فعل گتمق به معنی رفتن گرفته شده ریشه ان گت بوده وقتی پسوند ایک اسم ساز بدان اضافه می شود به صورت گتیک و به معنی رونده را ...
جوجه کلمه ای تورکی است و به معنی کوچک و ضعیف است در معنی انگلهای ریز نیز کاربرد دارد
ینی سئی اسمی تورکی است از دو جزو ینی به معنی جدید و سی یا سو به معنی اب در ست شده ودر کل اب جدید یا رود جدید معنی می دهد
بانگ کلمه ای تورکی است که از باناماق یعنی صدای خروس گرفته شده است ریشه ان بانا بوده که به صورت بانگ وارد فارسی شده است وبیشتر به صورت بانگ خروس و نیز ...
سرسام کلمه ای تورکی است که از فعل سارسیلماق به معنی رعشه و لرزیدن گرفته شده است ریشه آن سارسیل بوده که وقتی پسوند اسم ساز مه بدان اضافه می شود به صور ...
به صورت چالا چوککور هم به کار میرود که چوککور به معنی جای پست است
چاله کلمه ای تورکی است که از فعل چالماق به معنی ضربه زدن گرفته شده است ریشه ان چال بوده که با اضافه شدن پسوند اق به شکل چالق و به معنی محل ضربه دیده ...
کومه کلمه ای تورکی است و عبارت از چندین نی بلند که در زمین چال کرده و انتهای انها را به هم نزدیک می کنند و بر روی ان نمد می اندازند ریشه ان هم از فعل ...
گیگلو اسم یکی از طوایف شاهسون می باشد که در موغان اردبیل خیاو ساکن هستند اسم آنها از گیگ یعنی گوزن گرفته شده است
اسم یک محله در اردبیل است که از دو جزو ایلدریم به معنی آذرخش و شاه لقب عرفا و دراویش در دوره صفوی تشکیل یافته و با هم اسم یکی از عرفا و زعمای بزرگ صف ...
بالیخلی چای اسم رودخانه اردبیل است که به معنی رود پر ماهی می باشد