پیشنهادهای عبدالرضا (٥٠١)
قهرمان کلمه ای تورکی است که از سه جز قه ار مان تشکیل یافته که قه در تورکی به معنای خشم می باشد ار به معنی مر د و مان علامت بزرگی است که در کل مرد بسی ...
خون کلمه ای تورکی است که از فعل اخماق به معنی جاری شدن گرفته شده است اخون امر جمع مخاطب از فعل اخماق است که معنی ان جاری شوید است و الف ان افتاده و ب ...
شلخته کلمه ای تورکی می باشد که از دو جز شل و اخته تشکیل شده که شل به معنی فلج و اخته به معنی از کار افتادن بیضه است چون حیوان پس از عمل اختگی بیحال و ...
تخته کلمه ای تورکی است که از فعل تاختالاماق گرفته شده که به معنی چوبکاری است
اراتتابل اسم اولیه اردبیل بوده است که در منابع سومری به ان اشاره شده است و از سه جز ار > اتا > بل تشکیل شده است . ار در تورکی به معنی قهرمان اتا به م ...
بدلیل تورکی بودن با چه تورکی مصغر می شود یعنی صندوقچه داریم صندوقک نداریم اصلا ما حرف قاف در فارسی نداریم همه کلماتی که قاف دارند یا تورکی هستند یا ع ...
عنکبوت کلمه ای تورکی است که از سه جز ان یکه بوت گرفته شده است . ان علامت تفضیلی برترین است که در اول اسم می اید یکه به معنی بزرگ و بوت یا بود به معنی ...
قرمز کلمه ای تورکی است که از قیرمیز تورکی گرفته شده است چون در تورکی در اول رنگها کلماتی می اید که بر کاملا بودن دلالت دارد مانند ساری یعنی زرد ساپ س ...
عقاب کلمه ای تورکی است که از دو جزو اوو به معنی شکار و قاب یا قاپ به معنی ربودن گرفته شده که در کل رباینده شکار معنی می دهد و هر دو جز دارای فعل در ت ...
چگین کلمه ای تورکی است که از دو جزو چیگ یعنی خام و یین از فعل یمق به معنی خورنده گرفته شده است و با هم خام خوار معنی می دهد و وجه تسمیه ان به زمان صف ...
ملا باشی کلمه ای تورکی عربی می باشد که از دو جزو ملای عربی به مفهوم عالم دینی و باشی تورکی به معنی سر و راس تشکیل یافته و به معنی بزرگ عالمان دینی اس ...
قینیق اسمی تورکی است که از قبایل اوغوز بوده به معنی محترم است سلاله سلجوقها از طایفه قینیق می باشد
سیل کلمه ای تورکی است که از فعل سیلمک یعنی تمیز کردن سطح با دست پاک کردن گرفته شده است ریشه آن سیل بوده و به مفهوم آب فراوان که ناگهانی ظاهر شده و هم ...
قام یا گام کلمه ای تورکی به معنی کاهن و رو حانی است از ان اسامی مانند طایفه گامر یا قمر و گاماتا یا همان بردیای دروغین مشتق شده است
آواره کلمه ای تورکی است که از دو جزو آو به معنی شکار و آر به معنی مرد گرفته شده است ودر کل به معنی مرد شکارچی هست و چون شکارچی در پی شکار به هر جایی ...
گامر کلمه ای تورکی است که از دو جزو گام به معنی روحانی و ار به معنی مرد گرفته شده است ودر کل مرد رو حانی معنی می دهد و به عنوان طایفه بکار میرود اینه ...
گئومات اسمی تورکی است که در اصل گاماتا بوده ود کتیبه بیستون نیز به صورت gaum ata نوشته شده است و از دو جزو گام به معنی روحانی وکاهن در تورکی و آتا به ...
الپتکین اسمی تورکی است که از دو جزئ آلپ به معنی قهرمان و تکین یا تگین به معنی شاهزاده گرفته شده است و به معنی شاهزاده قهرمان بوده و سلسله غزنوی را پا ...
ارتونقا اسمی تورکی است که از دو جزو ار به معنی قهرمان و تونقا به معنی یوز گرفته شده است که اسم اصلی افراسیاب سردار تورانی است
آرتور اسمی تورکی است که از دو جزو ار به معنی قهرمان و تور به معنی توران گرفته شده و آرتور در اصل از اقوام سارمات ساکن در شمال دریای سیاه بوده که از ا ...
آلماتا کلمه ای تورکی است که از دو جزو آلما به معنی سیب وآتا به معنی پدر تشکیل یافته و به معنی پدر و اصل و منبع سیب است و اسم قدیم پایتخت قزاقستان است
قافلانتی کلمه ای تورکی است که از دو جزو قافلان به معنی پلنگ وتی به معنی کوه در تورکی قدیم تشکیل یافته و به معنی کوه پلنگ است و اسم کوهی در آزربایجان ...
تفنگ کلمه ای تورکی است که در اصل توفک بوده و از فعل توفمک به معنی فوت کردن گرفته شده است ریشه آن توف بوده وقتی پسوند اک اسم ساز می آید به شکل توفک و ...
اوجان کلمه ای تورکی است که در اصل اووقان بوده و از دو جزو اوو به معنی شکار و قان به معنی مکان گرفته شده و درکل به معنی شکار گاه است و به تدریج به اوو ...
آراز کلمه ای تورکی است که از دو جزو ار به معنی قهرمان و آز قومی بزرگ از تورکها تشکیل یافته و با هم یعنی آز قهرمان که اسم آنها در کتیبه های باستانی تو ...
اویمیاکن کلمه ای تورکی است که از فعل دویماق به معنی یخ زدن گرفته شده است که ریشه آن دوی بوده دویما یعنی یخ نزن و وقتی کلمه کن یا همان کند به معنی روس ...
قارشمش کلمه ای تورکی است که از قاریشماق به معنی مخلوط شدن به هم خوردن گرفته شده ریشه ان قاریش بوده که با اضافه شدن پسوند میش به شکل قاریشمیش وبه معنی ...
دغدویه کلمه ای تورکی است که از فعل دوغماق به معنی زادن گرفته شده است ریشه آن دوغ بوده و دوغدو یعنی زایید چون زرتشت در اردبیل به دنیا آمده فلذا تورک ب ...
ینی سی کلمه ای تورکی بوده که از دو جزو ینی به معنی جدید و سی یا همان سو به معنی آب گرفته شده است و با هم معنی آب جدید می دهد این رود در سیبری جاریست
کنگرلی اسم یکی از طوایف باستانی تورک است که در نخجوان و ازربایجان غربی ساکن هستند ودر اطراف اردبیل هم روستای کنگرلی داریم
دغدو اسمی تورکی است به معنای زاینده وچون زرتشت در اردبیل به دنیا امده بنابرین تورکی بودن اسم مادر زرتشت طبیعی است
باشقورد کلمه ای تورکی هست که از دو جزو باش یعنی سر و قورد یعنی گرگ تشکیل یافته و به معنی سر گرگ است این قوم تورک در قلب روسیه در باشقوردیستان زنگی م ...
چوواشها از اقوام تورک هستند که در قلب روسیه و چوواشستان زندگی میکنند زبان انها به زبان باستانی تورکها شبیه است و لنین بنیان گذار شوروی از تورکهای چوو ...
بیله سوار کلمه ای تورکی است که از دو جزو بیله به معنی مکان که از بل تورکی به معنی کمر ه است و سووار که همان قوم سوبار هست گرفته شده است و در کل یعنی ...
کنگر اسمی است که سومرها به خود می گفتند وهمچنین اسم قدیمی خلیج فارس است
تپاندن کلمه ای تورکی است که از فعل تپمک به معنی فشردن چیزی در یک مکان گرفته شده است ریشه ان تپ بوده که کلماتی همانند تپه تپانچه تپیک به معنی لگد در ت ...
باسمه کلمه ای تورکی است که از فعل باسماق به معنی فشردن چیزی به یک محل وتپاندن گرفته شده که ریشه آن باس بوده وقتی پسوند اسم ساز مه بدان اضافه می شود ب ...
تپل کلمه ای تورکی است که از دو جزو توپ به معنی گرد و اول به معنی باش گرفته شده است و با هم به معنی گرد مانند است وچون هنگام چاق شدن بدن گرد می شود به ...
چتر کلمه ای تورکی است که از فعل چاتماق به معنی رسیدن گرفته شده است ریشه ان چات بوذه و وقتی ایر پسوند اسم ساز فاعلی می اید به شکل چاتیر و به معنی به ه ...
چادر کلمه ای تورکی است که از فعل چاتماق به معنی رسیدن گرفته شده است ریشه آن چات بوده و با اضافه شدن پسوند اسم ساز فاعلی ایر به شکل چاتیر و به معنی به ...
یشمی کلمه ای تورکی است که از فعل یشرمق به معنی رستن گرفته شده ریشه آن یشر بوده وقتی پسوند مه به آن اضافه می شود به شکل یشرمه وبه معنی رستنی و روییدنی ...
سراسیمه کلمه ای تورکی بوده که از فعل سارساماق به معنی لرزیدن و تکان خوردن گرفته شده ریشه آن سارسام بوده وقتی پسوند مه که به خاطر قانون هماهنگی اصوات ...
کیف کلمه ای تورکی است که به معنی لذت و خوشی بکار می رود و کلماتی مثل کیفلی به معنی مست کیفیر نوعی نوشیدنی خوشی اورنده کیفچی یعنی اهل حال و کیفون به م ...
سختی کلمه ای تورکی است که از فعل سیخماق به معنی فشردن گرفته شده سیخ ریشه ان بوده وسیختی به معنی فشار اورد است که ی به فتحه تبدیل شده و به صورت سختی و ...
دالان کلمه ای تورکی است که از فعل دولانماق به معنی دور زدن و گردیدن گرفته شده ریشه ان دولان بوده که او به آ تبدیل شده و به شکل دالان وارد فارسی شده ا ...
قورباغه کلمه ای تورکی است که از دو جزو قور یعنی صدای آن و بوغاز یعنی گلو که در این حیوان بسیار بزرگ میشود گرفته شده و در کل به شکل قوربوغاز در امده ک ...
کشیک کلمه ای تورکی است که از فعل کشمق به معنی رد شدن گرفته شده کش ریشه آن بوده و وقتی پسوند ایک به ان اضافه می شود به شکل کشیک وبه معنی رد شونده به ک ...
استاد در گفتار نوشتاری و اوستا در محاوره هر دو کلمات تورکی بوده و جداگانه ترکیب یافته اند اول استاد که در اصل اوستاد بوده واز دو جزو اوست به معنی بلن ...
هنر کلمه ای تورکی است که از فعل اونرمق به معنی ارائه کردن گرفته شده است اونر ریشه ان بوده و به صورت هنر وارد فارسی شده است ودر مفهوم ارائه استعداد کا ...
نیاز کلمه ای تورکی است که از دو جزو نیی به معنی چه چیزی را و آز به معنی کم گرفته شده و با هم به معنی چه جیزی کم و کمبود وبه شکل نییاز درامده که به صو ...