تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

شلیته کلمه ای تورکی است که به دامن گشادی که زنان بر روی شلوار می پوشند می گویند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

نقاره کلمه ای تورکی است که در اصل به شکل ناغارا می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاغذ کلمه ای تورکی و یا چینی است لغتنامه شاهمرسی با توجه به اختراع کاغذ در چین و امدن ان از جاده ابریشم که در کنترول تورکان بود گفته لغتنامه صحیح است ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بد کلمه ای تورکی است که از پیس به معنی بد گرفته شده است pis

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

گفتن کلمه ای تورکی است که از قو به معنی صدا گرفته شده است قولاخ یعنی گوش از کلمه قو گرفته شده است گوش فارسی هم ریشه اش قو تورکی می باشد ضربالمثل قو و ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

زمین: با خاک پوشاندن از لغت تورکی اورت به معنی پوشاندن گرفته شده است ort

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

درد دیده از لغت تورکی آغری به معنی درد گرفته شده استagri

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

فروش از لغت تورکی ساتیل به معنی به فروش رسیدن گرفته شده است satil

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

چالش از لغت تورکی چالیش به معنی تلاش کردن گرفته شده است chalish

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تکه خرده از لغت تورکی پیتیک به معنی تکه کاغذ نوشته شده گرفته شده است pitik

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بیرون انداختن از لغت تورکی آت به معنی بیرون انداختن گرفته شده است at

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نما از لغت تورکی وید به معنی نما و ظاهر گرفته شده است vid

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

به هم خورده از لغت تورکی قاریش به معنی مخلوط شده در هم شده بد اراسته گرفته شده است garish

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

جوان تازه و نوین از لغت تورکی ینگی به معنی تازه و جدید گرفته شده است yengi

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

قتل عام از لغت تورکی بیچ به معنی درو کردن و قتل عام کردن گرفته شده است bich

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رفتن از کلمه تورکی قو به معنی فراری دادن گرفته شده است go

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

برجسته آشکار و مشخص از لغت تورکی بللیدی به معنی اشکار و مشخص گرفته شده است ballidi

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

خیساندن از لغت تورکی سواخ به معنی خیساندن کاه و گل گرفته شده است soakh

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

گنبد " محل زندگی از لغت تورکی دام به معنی سقف و خانه گرفته شده است dam

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عزیز و گرانقدر از لغت تورکی دیرلی به معنی عزیز وگرانمایه گرفته شده است dayarli

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با صدای بلند حرف زدن از لغت تورکی دین به معنی حرف بزن گرفته شده است din

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

روبند از لغت تورکی یاشماق به معنی روبند گرفته شده است yashmaq

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

ذوب شدن از کلمه تورکی دوو به معنی یخ زده گرفته شده است البته ذوب شدن و انجماد یک حالت معکوس هم هستند که در یک درجه صورت می گیرند dov

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

وسیله ای که دو گاو را به هم می بندد از یوغ تورکی گرفته شده است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

رطوبت از فعل تورکی دامماق به معنی چکیدن آب گرفته شده است دام ریشه ان می باشد dam

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

خوشمزه از کلمه تورکی یئملی به معنی خوشمزه گرفته شده است yemali

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

تمیز از کلمه تورکی سیلین به معنی پاک کنید گرفته شده است از انجایی که با c و نه با k نوشته شده فلذا در اول سیلین خوانده می شده و به تدریج کلین تلفظ شد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

شلاق از کلمه تورکی ایپ به معنی طناب گرفته شده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

گفتن که از دیل یا تیل تورکی به معنی زبا ن گرفته شده است{ در برخی از شاخه های تورکی به زبان تیل می گویند} و زبان وسیله حرف زدن است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

آشتی کلمه ای تورکی است که از فعل آچماق به معنی بازکردن گرفته شده است ریشه آن آچ بوده وآشدی به معنی باز کرد می باشد {البته چ اخر به دلیل اینکه قبل از ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

جلو کلمه ای تورکی است که از جیلاو تورکی به معنی افسار اسب گرفته شده است و در فارسی به معنی مقابل و روبرومی باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

تپاله کلمه ای تورکی است که از فعل توپلاماق یعنی گرد اوردن گرفته شده است توپلا ریشه ان بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل توپلامه و به معنی گ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

خاش گیلکی از داش تورکی به معنی سنگ گرفته شده که به صورت خاش وارد سو مری شده است و الا گیلکی از نظر زمانی و مکانی از سومر خیلی جداست

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

به معنی آش فرنگی می باشد که از سوب تورکی به معنی آب وآبکی گرفته شده است در تورکی باستان به اب سوب می گفتند که ب ان افتاده و سو شده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

شاخه کلمه ای تورکی است که از فعل شاخماق به معنی رعدوبرق گرفته شده است ریشه ان شاخ بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل شاخمه و به معنی آذرخش د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

دوختن کلمه ای تورکی است که از فعل توخوماق به معنی بافتن گرفته شده است توخو ریشه ان بوده و توخوت یعنی بباف که ت به د تبدیل شده و به صورت دوخوت درامده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

قلیچ کلمه ای تورکی است که از دو جزو قل ریشه فعل قلماق به معنی انجام دادن و پسوند اسم ساز ایچ درست شده است با هم به شکل قلیچ وبه معنی ابزار دست یا هما ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

چیریش نوعی چسب است که گرد ان را با اب مخلوط کرده و به عنوان چسب استفاده می کنند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

بویلان اسم یک روستا در اردبیل هست که به شهر ملحق شده و به صورت زمین صدا و سیما در امده است و به معنی رطیل می باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

گدوک کلمه ای تورکی است که از فعل گتمق به معنی رفتن گرفته شده ریشه ان گت بوده وقتی پسوند ایک اسم ساز بدان اضافه می شود به صورت گتیک و به معنی رونده را ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

جوجه کلمه ای تورکی است و به معنی کوچک و ضعیف است در معنی انگلهای ریز نیز کاربرد دارد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

ینی سئی اسمی تورکی است از دو جزو ینی به معنی جدید و سی یا سو به معنی اب در ست شده ودر کل اب جدید یا رود جدید معنی می دهد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

بانگ کلمه ای تورکی است که از باناماق یعنی صدای خروس گرفته شده است ریشه ان بانا بوده که به صورت بانگ وارد فارسی شده است وبیشتر به صورت بانگ خروس و نیز ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

سرسام کلمه ای تورکی است که از فعل سارسیلماق به معنی رعشه و لرزیدن گرفته شده است ریشه آن سارسیل بوده که وقتی پسوند اسم ساز مه بدان اضافه می شود به صور ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

به صورت چالا چوککور هم به کار میرود که چوککور به معنی جای پست است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

چاله کلمه ای تورکی است که از فعل چالماق به معنی ضربه زدن گرفته شده است ریشه ان چال بوده که با اضافه شدن پسوند اق به شکل چالق و به معنی محل ضربه دیده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

کومه کلمه ای تورکی است و عبارت از چندین نی بلند که در زمین چال کرده و انتهای انها را به هم نزدیک می کنند و بر روی ان نمد می اندازند ریشه ان هم از فعل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

گیگلو اسم یکی از طوایف شاهسون می باشد که در موغان اردبیل خیاو ساکن هستند اسم آنها از گیگ یعنی گوزن گرفته شده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

اسم یک محله در اردبیل است که از دو جزو ایلدریم به معنی آذرخش و شاه لقب عرفا و دراویش در دوره صفوی تشکیل یافته و با هم اسم یکی از عرفا و زعمای بزرگ صف ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

بالیخلی چای اسم رودخانه اردبیل است که به معنی رود پر ماهی می باشد