تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

عالی قاپو کلمه ای تورکی است که در اصل آلاقاپی بوده و از دو جزو آلا به معنی رنگارنگ و قاپی به معنی درب تشکیل شده و با هم به معنی درب رنگارنگ و تزیین ی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

الو با فتحه الف کلمه ای تورکی است که به معنی زبانه آتش است فعل الولاماق به معنی زبانه کشیدن آتش الولی به معنی آتشین از همین ریشه است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

یاشیل باش کلمه ای تورکی است که از دو جزو یاشیل به معنی سبز و باش به معنی سر تشکیل یافته و با هم سبز سر معنی می دهد و به ازبکانی گفته می شد که کلاه سب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قزلباش کلمه ای تورکی است که از دو جزو قزل به معنی قرمز و باش به معنی سر تشکیل یافته و به معنی سرخ سر است ایشان هفت طایفه از تورکان بودند که شامل رومل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

غلفتی کلمه ای تورکی است که از قیلیف تورکی به معنی پوست و نیام گرفته شده و به فارسی به شکل غلفتی و به معنی پوست کندن یکباره وارد شده است لغتنامه شاهمر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

تنکه کلمه ای تورکی است که در اصل تونوکه می باشد که از کلمه تون به معنی لباس گرفته شده و به معنی شورت می باشد تنبان هم از همین تون است دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تخماق کلمه ای تورکی است که در اصل تاخماق بوده و از فعل تاخماق به معنی فرو کردن گرفته شده و به معنی هاون و چکش می باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

توختامیش کلمه ای تورکی است که از فعل توختاماق به معنی بهبود یافتن گرفته شده ریشه ]ن توختا بوده وقتی پسوند میش بدان اضافه می شود به شکل توختامیش و به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

درد با ضمه دال کلمه ای تورکی است که در اصل تورتا بوده و به معنی رویه شیر تفاله چای رسوب روغن می باشد لغت نامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

طغرا کلمه ای تورکی است که در اصل تورغای می باشد و به معنی نوعی خط تزیینی است که بعنوان نشان شاه بکار می رفته لغتنامه شاهمرسی دهخدا هم تورکی گفته است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

شلتاق کلمه ای تورکی است که در اصل شیلتاق بوده وبه معنی بهانه گیری و درگیری الکی می باشد و اکثرا به بهانه گیری اطفال می گویند در لغتنامه دهخدا و معین ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بیج کلمه ای تورکی است که به معنی زنا زاده می بشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

بقچه کلمه ای تورکی است که از فعل بوکمک به معنی تا کردن گرفته شده بوک ریشه ان بوده وقتی چه علامت مصغر بدان اضافه می شود به شکل بوکچه و به معنی تا شده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تیول کلمه ای تورکی است که به معنی زمین ملک و آبی می باشد که از سوی شاه به اطرافیان در قبال خدمت داده می شود تا از ان استفاده کنند لغتنامه دهخدا معین ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تتماج کلمه ای تورکی است که از دو جزو توتما یعنی نگیر و آج به معنی گرسنه گرفته شده و باهم یعنی ما را گرسنه نکن معنی می دهد که اسم نوعی آش است که با تک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بلند از لغت تورکی تال به معنی بلند بالا گرفته شده tal دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تابین کلمه ای تورکی است و عبارت از گروهی است که در تاخت وتاز همراه باشند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بار کلمه ای تورکی است که به معنی داشتن می باشد که امروز به صورت وار می باشد دیوان الغات تورکی و به مفهوم محموله و ثمر و میوه وارد فارسی شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

آیاز کلمه ای تورکی است که به اسمان صاف و بی ابر همراه سرما و یخبندان گفته می شود همچنین آیاز اویماق اسم غلام معروف سلطان محمود بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

آوار کلمه ای تورکی است که به معنی علفهای نی است که بر روی سقف خانه می چینند لغتنامه شاهمرسی منظور از آوار شدن ریزش این نی ها بر روی خانه است که می گو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

آغشکه کلمه ای تورکی است که در اصل آچیشکا می باشد که از فعل آچماق به معنی باز شدن گرفته شده ریشه ان آچ بوده و آچیش به معنی باز شو می باشد وقتی پسوند ق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

آقوش کلمه ای تورکی است که از دو جزو آو به معنی شکار و قوش به معنی پرنده گرفته شده وباهم به معنی پرنده شکاری است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

بارمان کلمه ای تورکی است که از دوجزو بار یا همان وار به معنی داشتن و مان علامت بزرگی در تورکی تشکیل یافته است وبا هم به معنی مرد بسیار داراست که اسم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

ایمور کلمه ای تورکی است که اسم یکی از طوایف 24 گانه اغوز هاست دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

ایلغار کلمه ای تورکی است که به معنی حمله شدید و ناگهانی است در لغتنامه های دهخدا معین شاهمرسی تورکی قید شده است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کلمه ای تورکی است که از دو جزئ سور به معنی کشیدن و سات به معنی فروختن گرفته شده و تحت اللفظی می شود ببر و بفروش و در معنای تدارکات اردو و قشون استعما ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

آذوقه کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت آزق بوده و به معنی توشه است دیوان الغات تورک در دهخدا و لغت نامه شاهمرسی نیز تورکی قید شده است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

اخته کلمه ای تورکی است که از فعل اختلمق به معنی پیچاندن بیضه گرفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

ناک کلمه ای تورکی است که به تمساح می گویند دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

نوکر کلمه ای تورکی است که به معنی خدمه می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

کرنش کلمه ای تورکی است به معنی تعظیم در لغتنامه های دهخدا معین شاهمرسی و دانشنامه فارسی تورکی قید شده است در اصل حالت رمه در هنگام گرماست که سر به زی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

یاوه کلمه ای تورکی است که در اصل یاوا بوده و به معنی زشت و ناپسند است لغتنامه شاهمرسی لغاتی مثل یاوالاماق یعنی بدحال شدن نیز از همین ریشه می باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

شنگول کلمه ای تورکی است که از دو جزو شن به معنی شادی و گول یعنی خندیدن تشکیل یافته و با هم یعنی شاد و خندان و عینا و به همین معنی وارد فارسی شده است ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

گلایه کلمه ای تورکی است که از گیلیمق به معنی شکوه کردن گرفته شده است ریشه ان نیز گیلی بوده که وقتی ه اسم ساز تورکی می اید گیلیه می شود که به صورت گلا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قبچاق کلمه ای تورکی است که در اصل ایکی پیچاق به معنی دو چاقو بوده که بدلیل پرچم انهاست که دو چاقو در کنار هم است و به مرور ایکی پیچاق به کیپجاق وقیپج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

خاویار کلمه ای تورکی است که از دو حز خایا و وار ترکیب یافته است خایا به معنی تخم که به صورت خایه وارد فارسی شده است و وار به معنی هست که با هم به صور ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

یال کلمه ای تورکی است که در اصل یلغ بوده و به موی گردن حیوانات گویند دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

یقلاوی کلمه ای تورکی است که در اصل یاغلاوی بوده و ظرف مسی دسته داری است که در آن غذا سرخ می کنند و همچنین سربازها درآن غدا می ریزند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

مرده متحرک از لغت تورکی زانبی به معنی جیرجیرک گرفته شده است zanbi دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

کوزه کلمه ای تورکی است و در اصل کوزج می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

کلید کلمه ای تورکی است که در اصل به صورت کیریت می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

کپک کلمه ای تورکی است که در دیوان الغات تورک به صورت کبک و به دو معنی سبوس و نیز شوره سر قید شده در فارسی به معنی قارچهای سطحی بر روی مواد غذایی ماند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

ایرتیش کلمه ای تورکی است به معنی مسابقه بده دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

نگه داشتن از لغت تورکی قاپماق به معنی با دست چیزی را به زور گرفتن و نگه داشتن امده و قاپ یا کاپ ریشه آن می باشد kap qap

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قوچ کلمه ای تورکی است که به گوسفند نر شاخدار گویند در لغتنامه های دیوان الغات تورک شاهمرسی معین دهخدا تورکی قید شده اسست

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
-١٣

ساغر کلمه ای تورکی است که از فعل ساغماق به معنی دوشیدن گرفته شده ریشه ان ساغ بوده وقتی پسوند ار بدان اضافه می شود به شکل ساغر و به معنی دوشنده در امد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

الک کلمه ای تورکی است که از المک به معنی رد کردن ارد و مانند انها از سوراخهای ریز و گرفتن اجسام درشتر گرفته شده که ریشه ان اله بوده وقتی پسوند اک بدا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

مرده متحرک از لغت تورکی زانبی به معنی جیرجیرک گرفته شده است دیوان الغات تورک zanbi

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

آغل کلمه ای تورکی است که به معنی شبگاه جهارپایان است دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اغوز کلمه ای تورکی است که به معنی دهان و نیز اول و ابتدای هر چیز است از آنجا که آغوز اولین شیری است که بچه چهارپایان می خورند بدان آغوز یعنی اولین شی ...