تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

باسدیرما کلمه ای تورکی است که از فعل باستیرماق یعنی چال کردن گرفته شده و نوعی خوراکی هست که معمولا اردک جوجه یا تکه های گوشت گوسفندی را داخل پلو می گ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

برات کلمه ای تورکی است که در اصل بارات بوده و به معنی حواله می باشد ریشه انهم به لاشه گوسفند بر می گردد که توسط گرگ خورده شده و انر ا چوپان برای برائ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

باروت کلمه ای تورکی است که در اصل باریت بوده و گرده سیاه و ماده منفجره ای است که از گوگرد شوره و زغال درست میشود درلغتنامه معین و شاهمرسی تورکی قید ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ابگرم معدنی واقع در سرعین اردبیل می باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قوتور سو کلمه ای تورکی است که از دو جزو قوتور به معنی جرب و سو به معنی آب تشکیل یافته و اسم آبگرمی می باشد که در استان اردبیل شهرستان خیو و دامنه ساو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

قرص مکمل برای پیشگیری از ارتروز و بهبود علایم ان ونیز حفظ سلامت عضلات و استخوانهاست که حاوی گلوکوزآمین کندروایتین سولفات کلاژن کلسیم روی مس منگنز ویت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

جغجغه کلمه ای تورکی است که در اصل جیغجیغا می باشد و به معنی زیور الات و طلای سر عروس می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

جوخه کلمه ای تورکی است که در اصل جووقا بوده و به معنی فوج هشت نفره است لغتنامه معین و شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

سنگر کلمه ای تورکی است که در اصل سنگیر می باشد که از دو جزو سن به معنی تو و گیر به معنی داخل شو تشکیل یافته و با هم به معنی مکان پناه گرفتن سربازان ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

سرنا کلمه ای تورکی است که در اصل زیرنابوده ونوعی الت موسیقی بادی است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

چوخه کلمه ای تورکی است که در اصل چوخابوده و به معنی لباس پشمی می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

تپق کلمه ای تورکی است که به معنی مفصل مچ پاست و تپق زدن یعنی لنگیدن به دلیل مشکل مچ پاست وقتی هم زبان دچار لنگش یعنی لکنت می شود می گویند تپق می زند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

کلمه ای تورکی است که به معنی مامور حمل توپخانه و شلیک با ان است در لغتنامه های دهخدا معین و شاهمرسی تورکی قید شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

آشامیدن کلمه ای تورکی است که از فعل ایشمق به معنی آب خوردن گرفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

آغا کلمه ای تورکی است که به معنی خاتون و بی بی بکار میرود به افراد خواجه هم آغا می گویند در لغتنامه های دهخدا معین و شاهمرسی تورکی قید شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

آشرمه کلمه ای تورکی است که در اصل آشیرما بوده و از فعل آشیرماق به معنی رد کردن گرفته شده که ریشه آن آشیر بوده و وقتی پسوند ما بدان اضافه می شود به شک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

استاد آرش کیانی شما اصلا لغت ها را نمی خوانی و برای همه لغات یک متن تکراری را می فرستی و در اکثر لغات در یکجا می نویسی تورکی است پایین تر پارسی جای د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

آشامیدن کلمه ای تورکی است که از فعل آشاماق به معنی آش خوردن گرفته شده خود آش هم علاوه بر اینکه در کتیبه اورخون و دیوان العات تورک آمده ا ز فعل آشماق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

استاد آرش کیانی تعصب چشمهایت را کور کرده من خزیدن را فارسی نوشتم اصلا اینها را نمی خوانی و یک متن تکراری را می فرستی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

میانجیگری کلمه ای تورکی است که در اصل موینجلق می باشد که از مویان به معنی ثواب گرفته شده دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

موش کلمه ای تورکی است که در اصل به معنی گربه می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

لخت کلمه ای تورکی است که در اصل لوت بوده و به معنی برهنه و خالی می باشد لغت نامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

لخشک کلمه ای تورکی است که در اصل لاخشاق به معنی شل و ول می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

داروغه کلمه ای تورکی است که در اصل دارغا بوده و به رئیس گزمه ها می گفتند در لغتنامه های معین و دهخدا تورکی گفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

آبجی کلمه ای تورکی است که از دو جزو آغا به معنی بزرگ و باجی به معنی خواهر تشکیل یافته و با هم به شکل آغاباجی و به معنی خواهر بزرگ در آمده که به مرور ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

دخمه کلمه ای تورکی است که در اصل داخما بوده از فعل تاخماق به معنی فرو کردن چپاندن گرفته شده ریشه ان تاخ بوده ووقتی پسوند مه می اید به شکل تاخمه و به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

خورجین کلمه ای تورکی است که در اصل خورجون می باشد و عبارت از دو کیسه به هم دوخته است که بر روی چهار پایان و دوچرخه می اندازند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خزیدن کلمه ای فارسی است که از خزه گرفته شده یعنی سر خوردن هر جاندار بدون دست و پا یی برروی خزه لغزنده , خزیدن است که به مرور به این حرکت بر روی هر سط ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

قاتی کلمه ای تورکی است که از فعل قاتماق به معنی مخلوط کردن گرفته شده فات ریشه ان بودی وقتی پسوند ای بدان اضافه می شود به صورت قاتی و به معنی مخلوط در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قاتمه کلمه ای تورکی است که از فعل قاتماق به معنی اضافه کردن گرفته شده ریشه آن قات بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه میشود به صورت قاتمه و به معنی طنابی د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

قاپان کلمه ای تورکی است که نوعی ترازو می باشد لغتنامه های دهخدا شاهمرسی تورکی گفته اند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

قابوک کلمه ای تورکی است که به معنی پوسته پوشش بیرونی وناودان بیرون عمارت است لغتنامه های دهخدا و شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پریدن کلمه ای فارسی است که از ریشه پر به معنی موی پرندگان گرفته شده و به کمک پراز روی زمین به هوا رفتن است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

فشفشه کلمه ای تورکی است که در اصل فیشفیشا می باشد که لوله باریک و درازی است که با ریختن مواد محترقه به آسمان می رود لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

شنگله کلمه ای تورکی است که در اصل شینگیله به معنی گیاهی جنگلی با دانه های ریز و قرمز می باشد لغت نامه شاهمرسی همچنین گیله به معنی دانه های حبه مانند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

شمشک کلمه ای تورکی است که در اصل شیمشک می باشد و به معنی رعد و برق است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

سنقر کلمه ای تورکی است که به معنی نوعی باز شکاری می باشد در لغتنامه دهخدا معین و شاهمرسی تورکی گفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

شمن کلمه ای تورکی است که در اصل شامان می باشد وبه معنی کاهن جادوگر وساحر بود ه که از طریق حرکات و برخی مراسم سعی در ارتباط با دنیای روحانی دارد و به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

شلغم کلمه ای تورکی است که در اصل شالقام می باشد و نوعی گیاه ریشه ای و غده ای بوده برای سرماخوردگی مفید است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

لپه کلمه ای تورکی است که به نصف نخود گویند لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

روییدن کلمه ای فارسی است که از رو به معنی سطح گرفته شده چون گیاهان در هنگام رشد از زیر خاک به روی خاک می آیند بنابرین رشد کردن آ نها را روییدن می گوی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

ارتاق کلمه ای تورکی است که از اورتا به معنی وسط گرفته شده و اورتاق یعنی شریک می باشد لغتنامه شاهمرسی. در دیوان الغات تورک به صورت اورتق امده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انگ کلمه ای تورکی است که به معنی فک پایین می باشد در ضمن به پلاکی که به گوش چهار پایان می زنند و به علامت بسته های تجاری نیز می گویند در فارسی به معن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

النگو کلمه ای تورکی است که از دو جزئ الن به معنی به دست و گی به معنی بر تن کن ترکیب شده است و معنی ان بر دست کن می شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

برف کلمه ای فارسی است که از فعل باریدن گرفته شده ریشه آن بار بوده وقتی پسوند ه بدان اضافه می شود به شکل باره در می آید که به مرور ه به ف تبدیل شده و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

آماج کلمه ای تورکی است که به معنی هدف و نشان می باشد دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

قزل اوزن کلمه ای تورکی است که از دو جزو قزل به معنی قرمز و اوزن به معنی شناگر گرفته شده وباهم به معنی قرمز روان است به دلیل رسوبات قرمز داخل رود به ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

آلا کلمه ای تورکی است که به معنی رنگارنگ و از چند رنگ باهم می باشد در آلا چیق قزل الا آلا بولا بکار می رود لغتنامه شاهمرسی . به بیماری ویتیلیگو یا پی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

الیجه کلمه ای تورکی است که در اصل آلاجا بوده و از دو جزو آلا به معنی رنگارنگ و پسوند جا تشکیل یافته و باهم به معنی رنگارنگی است و نوعی پارچه پشمی یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

شاهسون کلمه ای تورکی است که از دو جزو شاه به معنی بزرگ مملکت و سون یعنی دوستدار تشکیل یافته و باهم به معنی شاه دوست است و در کل اتحادیه ایلی از طوایف ...