تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٨

خوان سالار واژه ای تورکی است که از دو بخش خوان به چم سفره و سالار به چم پهن کننده درست شده و با هم به چم سفره انداز می باشد خود سالار از کار واژه سال ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١١

چاودار واژه ای تورکی است که به ریخت چودار بوده و گونه ای گندم باریک می باشد که به هوای سرد و زمین خشک مقاوم است واژه نامه شاهمرسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١١

جوال واژه ای تورکی است که از چوال تورکی گرفته شده و به چم گونی بزرگ است واژه نامه شاهمرسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١١

چغل واژه ای تورکی است که از دو بخش چوو به چم شایعه و پسوند غل درست شده و با هم به ریخت چغل و به چم خبرچینی در می اید واژه نامه دهخدا و شاهمرسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

اردو واژه ای تورکی است که به جم قشون می باشد در واژه نامه های معین دهخدا شاهمرسی تورکی گفته شده است زبان اردو هم از زبانهای تورکی هندی عربی و انگلیسی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

جادویی از واژه تورکی مغ که نام یکی از طوایف مادار است گرفته شده نام دشت مغان هم از مغ گرفته شده است mogh

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مچوس واژه ای تورکی است که از نام مغها که طایفه ای از مادارها هستند گرفته شده آنها در سرزمین مغان که نزدیک اردبیل هست زندگی می کردند هنگامیکه زرتشت نخ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

بی بی واژه ای تورکی است به چم عمه و بانوی بزرگ واژه نامه های دهخدا معین شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

ننه واژه ای تورکی است به چم مادر بزرگ که از آنا ی تورکی به چم مادر گرفته شده که نخست آنا آنا بوده به چم مادر مادر یا همان مادر بزرگ که با گذشت زمان آ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

چاق واژه ای تورکی است که به چم فربه می باشد در واژه نامه های دهخدا معین و شاهمرسی تورکی گفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

داش واژه ای تورکی است در زبان پارسی در چند چم بکار می رود یکی کوتاه شده داداش مانند داش رضا دومی در چم کوره آجرپزی که از داش تورکی یعنی سنگ گرفته شده ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

چالش کلمه ای تورکی است که از فعل چالیشماق گرفته شده و به معنی تلاش و سعی و جهد می باشد و کلمه challenge هم از تورکی وارد انگلیسی شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

قرقی واژه ای تورکی است که یک گونه باز شکاری کوچک به اندازه کبوترمی باشد دهخدا معین شاهمرسی تورکی گفته اند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

کماج واژه ای تورکی است که به چم نانی باشد که در درون خاکستر داغ پخته شود واژه نامه شاهمرسی و دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

کی به چم چه کسی واژه ای تورکی است که از کیم گرفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

جیران واژه ای تورکی است که به چم آهو میباشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

عثمانی از واژه تورکی آتامان گرفته شده که از دو بخش آتا به چم پدر و پسوند مان به چم بزرگ درست شده و با هم به چم پدر والا می باشد این شاهنشاهی در 1299 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

قمه واژه ای تورکی است که به چم شمشیر کوتاه دو لبه بوده در واژه نامه های دهخدا معین و شاهمرسی نیز تورکی گفته شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

چارق واژه ای تورکی است که به ریخت چاریق بکار می رود در گذشته جروق بوده و به چم کفش است در واژه نامه های دهخدا معین شاهمرسی دیوان الغات تورک نیز تورکی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

آزربایجان واژه ای تورکی است که از چهار بخش آز به چم تورکهای آز ار به چم مرد بای یا همان بوی به چم طایفه جان نیز تازی شده قان پسوند جا و سرزمین درست ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

خان واژه ای تورکی است که به چم شاه می باشد و نخست به بزرگانی گفته می شد که از نوادگان آلپ ارتونقا یا همان افراسیاب باشند دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

دگنک واژه ای تورکی است که از کار واژه دویمک به چم زدن گرفته شده ریشه آن دوی بوده هنگامیکه پسوند نک بدان افزوده می شود به ریخت دوینک وبه چم چماق در ام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

خان دایی واژه ای تورکی است که از دو بخش خان به چم بزرگ و زمامدار و دایی به چم برادر مادر درست شده و با هم دایی بزرگ می شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

شبیخون واژه ای تورکی است که در پایه شاپقین بوده و به چم یورش ناگهانی است واژه نامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

شام واژه ای تورکی است که از آخشام تورکی به چم شبانگاه گرفته شده و خورراکی است که در شبانگاه می خورند واژه نامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

اردوان واژه ای تورکی است که در پایه اردوغان بوده که از دو بخش ار به چم قهرمان و دوغان نام یک پرنده شکاری درست شده است مانند ارطغرل ارآسلان یا ارسلان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

اجاق واژه ای تورکی است که از دو بخش اوت به چم آتش و پسوند جایی جاق درست شده که با هم به ریخت اوتجاق و به چم آتشدان در آمده که با گذشت گاه ت آن ریخته ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

آقاسی واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و سی علامت مضاف علیه درست شده و به چم بزرگ یکجا بکار می رود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

آقا دایی واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و دایی به چم برادر مادر درست شده و با هم به چم دایی بزرگ است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٩

آقا داداش واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و داداش به چم برادر درست شده و با هم به چم برادر بزرگ می باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

آقاخان واژه ای تورکی است که از دو بخش آقا به چم بزرگ و سرور و نیز خان به چم شاه وحاکم درست شده و با هم به چم حاکم بزرگوار می باشد و عنوان پیشوایان اس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گنج واژه ای تورکی است که به ریخت گمج بوده دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

داداش واژه ای تورکی است که در پایه دده داش بوده که از دو بخش دده به چم پدر و داش به چم همراه درست شده و با هم به چم کسانی که از یک پدر می باشند هست ب ...

پیشنهاد
١٢

جیک وبوک واژه ای تورکی است که به چم چگونه نشستن قاپ بر روی تخته است که در گفتگو ی کوچه و بازار به چم اطلاعات شخصی می باشد دیوان الغات تورک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

سرکه واژه ای تورکی است که در پایه سیرکا می باشد و مایعی ترش می باشد که از تخمیر هوازی انگور خرما و مانند آنها بدست می آید دیوان الغات تورک درست سازی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

برداشتن سنگ کلیه از سه بخش nephro به چم کلیه litho به چم سنگ وtomy به چم بریدن و برداشتن درست شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

تکه با کسره ت و تشدید کاف واژه ای تورکی است که در پایه تیکو و تیکه می باشد و به چم پاره و بخش بوده تیکو در دیوان الغات تورک و تیکه در واژه نامه شاهمر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ترکمان واژه ای تورکی است که در پایه تورکمان بوده و از دو بخش تورک و پسوند مان به چم بزرگ و بالا درست شده و با هم به چم تورک بزرگ است پیشتر به تورکهای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دلقک کلمه ای تورکی است که در اصل دلخک بوده و از لغت دلی به معنی دیوانه گرفته شده است لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درب و داغون کلمه ای تورکی است که در اصل داربا داغین بوده که از دو جزو دارب به معنی ضربه و داغین از فعل داغیلماق به معنی فرو ریختن تشکیل یافته وباهم ی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

اوماج کلمه ای تورکی است که از فعل اووماق به معنی پودر کردن و خرد کردن گرفته شده که ریشه آن اوو بوده وقتی پسوند ماج بدان اضافه می شود به شکل اووماج و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

اوغور کلمه ای تورکی است که به معنی اقبال شانس ویمن می باشد در لغتنامه دهخدا و شاهمرسی تورکی قید شده است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

گذر کلمه ای تورکی است که از گزمق تورکی به معنی گشتن گرفته شده ریشه آن گز بوده وقتی پسوند ار بدان اضافه می شود به شکل گزر و به معنی گردش کننده در می ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

پاشا کلمه ای تورکی است که در اصل باش شاد می باشد که از دو جزو باش به معنی سر و شاد فرمانده سپاه تشکیل یافته و به تدرج ب به پ تبدیل شده و د نیز حذف گر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

چک به فتحه چ کلمه ای تورکی است که از فعل چکمق به معنی کشیدن گرفته شده چک یعنی بکش و به معنی کشیده وارد فارسی شده است چکش هم از همان ریشه می باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پولاد کلمه ای تورکی است که عبارت از ترکیب آهن با کربن می باشد لغتنامه شاهمرسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

آغشته کلمه ای تورکی است که از فعل آغولاشماق به معنی مسموم شدن گرفته شده ریشه آن آغولاش بوده که به شکل آغشته وبه معنی آلوده وارد فارسی شده است لغتنامه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

آغوش کلمه ای تورکی است که به معنی بر غلام ونیز سفیدسان است لغتنامه شاهمرسی و عمید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

آق سقال کلمه ای تورکی هست که در اصل ]ق ساقال بوده و از دو جزو آق به معنی سفید و ساقال به معنی ریش گرفته شده و با هم به معنی ریش سفید است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

ایاق کلمه ای تورکی است که به معنی پا می باشد و در فارسی به معنی همراه همیشگی و هم پیاله وارد شده است