ارتاق
لغت نامه دهخدا
ارتاق. [ ] ( اِخ ) کوهی به قراقروم مغولستان. ( حبط ج 2 ص 2 ).
فرهنگ فارسی
کوهی به قراقروم مغولستان
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
اورتاق . اورتاغ . ارتق . ارتاغ : ۱ - تاجر، بازرگان . ۲ - [ مغ . ] شریک ، انباز، مصاحب
تاجر
ارتاق کلمه ای تورکی است که از اورتا به معنی وسط گرفته شده و اورتاق یعنی شریک می باشد لغتنامه شاهمرسی. در دیوان الغات تورک به صورت اورتق امده است