پیشنهادهای امیر ارادی (٢,٩٠١)
مدیر دبیرستان
ترجمهٔ عبارت picture from the past به فارسی: �تصویری از گذشته� یا �عکسی از گذشته� بسته به متن می تواند معنی �یادی از گذشته� هم بدهد.
کسی را بازجویی کردن/از کسی تحقیق کردن
او یکماه بعد مرخص شد
نگران چیزی بودن/درباره چیزی نگرانی داشتن
اصطلاح “none the wiser” یعنی: 👉 �هیچی نفهمید / همچنان بی خبر موند� 👉 �باز هم چیزی دستگیرش نشد� 👉 �با اینکه توضیح داده شد، باز هم نمی فهمه چه خبر ...
عبارت “out of nowhere” یعنی: 👉 �یهویی / ناگهانی / از هیچی� 👉 �یه دفعه از ناکجا� محاوره ای: 👉 �از هیچی پیداش شد� 👉 �یههو سبز شد� مثلاً: He show ...
عبارت “You’re out of line” یعنی: 👉 �از حدّ و حدودت خارج شدی� 👉 �رفتارت/حرفت درست نیست� 👉 �کار بی جایی کردی� محاوره ای تر: 👉 �داری پا رو از گلیم ...
اصطلاح “up and about” یعنی: 👉 �سر پا شدن و دوباره فعال شدن� 👉 �بهبود پیدا کردن و توانایی راه رفتن/کارکردن داشتن� محاوره ای: 👉 �حالا دیگه سرِ پاس ...
عبارت “as right as rain” یک اصطلاح است و معنی اش: 👉 �کاملاً رو به راه / کاملاً سالم و سرحال� 👉 �هیچ مشکلی ندارم� به زبان محاوره: 👉 �تروتمیز و او ...
عبارت “She’s on the ball” یعنی: 👉 �خیلی زرنگه / حواسش جمعه� 👉 �کارشو خوب بلده و سریع واکنش نشون می ده� به طور محاوره ای: 👉 �خیلی تیزه� یا �خیلی ...
عبارت “make a move” بسته به موقعیت چند معنی دارد: 1. اقدام کردن / دست به کار شدن 👉 �باید اقدام کنیم� = We should make a move. 2. حرکت کردن ( ترک ...
پارتی ش کلفته/خرش ( همه ) جا میره
عبارت “he gets a bad rap” یعنی: 👉 �بی خودی بدنام شده� یا 👉 �نار unfair قضاوتش می کنند� یا 👉 �حق به جانبی بهش بد می گن / بد می افتد� به طور محاور ...
جملهٔ “That was a close call” یعنی: 👉 �خیلی کم مونده بود [اتفاق بدی بیفته]� یا 👉 �موشکافانه از خطر رد شدیم / نزدیک بود!� به طور محاوره ای: 👉 �یه ...
معنی جمله “I'll stop by tomorrow” در فارسی می شود: 👉 �فردا سر می زنم� یا 👉 �فردا می آیم یه سر می زنم� فردا یه سر میام
من متاسفم که میگم . . . . .
نمی تونم تظاهر کنم/نمی تونم فیلم بازی کنم
I swan
معنی فارسی “Actions speak louder than words” این است: �عمل از حرف بلندتر است. � یعنی رفتار و کارهای یک فرد مهم تر و تاثیرگذارتر از حرف هایی است که م ...
معنی جملهٔ “she’s driving me mad” در فارسی می شود: �او دارد مرا دیوانه می کند� یا در حالت محاوره ای: �داره روانیم می کنه / دیوونم می کنه� این عبارت ...
لباسای خوب می پوشیم ، /تیپ میزنیم
دیونه بازی در میاریم/میزنیم به بیخیالی و بیعاری
با هم از پس این قضیه برمیایم/با هم این موضوع رو جمع میکنیم
“the stag night” در فارسی یعنی: �جشن مجردی داماد� یا �مهمانی مجردی قبل از ازدواج ( برای مردان ) �. در فرهنگ انگلیسی، stag night مهمانی ای است که د ...
خوب قراره چیکار کنی/خوب میخوای چکار کنی؟
/ترجمهٔ فارسی “He’s macho” می شود: �او مردانۀ رفتار می کند� یا �او خیلی مردانه است / خیلی گردن کلفت است�. واژهٔ macho معمولاً به مردی اشاره دارد ک ...
فکر میکنم ازدواج از خودگذشتگی هست
مشکل خودته، به من ربطی نداره
حس خوب یا نتیجه مطلوب نمی دهد/اوکی نیست
زندگی راحت ، بی استرس ، کیفیت بالا مثال I'm chasing that soft life
معرفی رسمی یا غیر رسمی رابطه در شبکه های اجتماعی مثال She hard_launched her boyfriend on Instagram
هیچ واکنشی تدارم/اصلا نمی توانم ( تعجب یا خنده )
معمولی، نه خوب نه بد، متوسط و ناامید کننده مثال The movie was mid
تغییر مثبت و چشمگیر در ظاهر یا زندگی مثال He had a major glow up during college
پول درآوردن/تمرکز روی درامد مثال Do your thing, get your bag
از فضای مجازی فاصله بگیر و واقعیت را لمس کن
قبلا شما رو جایی دیدم؟/قبلا جایی شما رو ملاقات کردم؟
باید یه کاری انجام بدم/باید دست به یه کاری بزنم
عبارت “none of your cheek” یک اصطلاح غیررسمی و قدیمی انگلیسی است و معنایش این است: �بی ادبی نکن�، �پررویی نکن�، �جسارت به خرج نده� یا به صورت محاور ...
فضولیش به تو نیومده. . .
هر چقدر که میتونی ازش لذت ببر
اون با تمام چیزام ( هر چه بوده و هست ) مشکلی نداره
میخوای همه چیز رو ول کنم/میخوای همه چیز رو کنار بذارم ( اونم الان که کلی دیر شده ها. . . )
عبارت “I can't not eat” در فارسی یعنی: �نمی توانم نخورم� یا �نمی توانم از خوردن خودداری کنم� این جمله یک دوبار منفی دارد و معنی اش این است که شخص ...
a British type of fast food restaurant that mainly sellsیک رستوران فست فود بریتانیایی که عمدتاً غذاهای آماده می فروشد/معنی اصلی آن ضعیف ، ترسو، بی عر ...
از نظر من. . . . .
worth the trip یعنی: �ارزش رفتن را داشتن� یا �ارزش سفر را داشتن�. مثال: This place is really worth the trip. این مکان واقعاً ارزش رفتن را دارد.
�Qesmat� شکل لاتین شدهٔ واژهٔ فارسی �قسمت� است. معنی �قسمت�: سرنوشت، تقدیر سهم، بهره مثال جمله انگلیسی English: “Sometimes life doesn’t go the wa ...
جملهٔ “He's driving me mad” یعنی: او دارد مرا دیوانه می کند / کلافه ام می کند / عصبی ام می کند. یک بیان کاملاً طبیعی در انگلیسی برای نشان دادن نار ...