پیشنهادهای امیر ارادی (٢,٩٠١)
عبارت “courtesy of” در انگلیسی به معنی: �به لطفِ�، �به واسطۀ�، �با لطف/همکاریِ�، �ارائه شده توسطِ� به کار می رود. مثال: This photo is courtesy of ...
عبارت “I don't have any luck with …” یعنی: �من با … هیچ شانسی ندارم� یا �در … اصلاً خوش شانس نیستم / موفق نیستم� مثال ها: I don't have any luck wi ...
عبارت "it was nothing" در فارسی معمولاً به این صورت ترجمه می شود: �قابلی نداشت� یا �چیزی نبود� / �اشکالی نداشت� معمولاً وقتی کسی از ما تشکر می کند ...
decent treatment یعنی: �رفتار محترمانه / رفتار درست و شایسته� یا به صورت روان تر: �برخورد خوب و مناسب�
هیچگاه یه آدم راست و درست پیدا نمی کنم/من هیچگاه یه آدم درست و حسابی پیدا نمی کنم/هیچوقت یه آدم بزرگوار و نجیب پیدا نمیکنم
He wants to get away یعنی: �او می خواهد فرار کند / دور شود / از این جا برود. � بسته به موقعیت می تواند به معنای �می خواهد مدتی از همه چیز دور باشد ...
چیزی شده که نمی دونم؟/چیزی رو از دست دادم؟
خیلی حیفه/خیلی دلم میسوزه/خیلی گناه داره
قورمه سبزی یا توضیحی persian Herb stew
خورش قیمه
عبارت “A big snarl” در انگلیسی یعنی: �یک گره بزرگ / درهم پیچیدگی بزرگ� و بسته به متن می تواند معنی های دیگری هم داشته باشد، مثل: ازدحام یا قفل شدگی ...
عبارت “out of craziness” یعنی: ✅ �از روی دیوانگی� یا ✅ �به دلیل دیوانگی�
عبارت “out of happiness” یعنی: �از روی خوشحالی� یا �به دلیل شادی�. مثال: She smiled out of happiness. او از روی خوشحالی لبخند زد.
عبارت “out of sadness” یعنی: �از روی ناراحتی� یا �به خاطر غم�. مثال: He cried out of sadness. او از روی ناراحتی گریه کرد.
عبارت “out of shyness” یعنی: �از روی خجالت� یا �به دلیل خجالت�. مثال: She didn’t speak out of shyness. او از روی خجالت صحبت نکرد.
عبارت far from it در فارسی یعنی: �اصلاً این طور نیست� / �به هیچ وجه� / �برعکسش درست است� مثال: You think he's lazy? Far from it! فکر می کنی تنبله؟ ...
کلمه dude در انگلیسی یک واژهٔ عامیانه است و چند معنی نزدیک دارد: رفیق / داداش / دوست ( به صورت غیررسمی ) آقا / مرد ( به صورت معمولی و خودمانی ) ...
متوجه ماجرا شدم /قضیه رو فهمیدم/دو زاری م افتاد/علت اون تعقیب و گریز و این پیگیری ها رو فهمیدم/نکته رو گرفتم/اصل موضوع رو ملتفت شدم
با من صادق نیستی/تو با من رو راست نیستی
تو با بقیه فرق داری/تو یه چیز دیگه ای. . .
من فقط بریدم/واقعا خسته شدم/حرقی برا گفتن نیست/کارم ( بات تمومه )
مرد خوشبخت/مرد خوش شانس
بذار یه توشیدنی دعوتت کنم /یه نوشیدنی به حساب من
کسی ررو واسه خودم جور کردم، تور کردم ( معمولا تو یه رابطه دو نفره عاشقانه )
دقیقا مثل ایام قدیم/فقط مثل خیلی وقت پیش ها
عبارت holy shit یک اصطلاح عامیانه و نسبتاً تند/رکیک در انگلیسی است که برای تعجب شدید، شوک، حیرت یا عصبانیت به کار می رود. معنی مناسب در فارسی ( با ...
عبارت “holy spit” یک اصطلاح عامیانهٔ طنزآمیز در انگلیسی است که به جای “holy shit” ( که رکیک محسوب می شود ) استفاده می شود؛ یعنی شکل مؤدبانه تر و خفیف ...
کشوری که به عنوان وطن اختیار کرده بود
درست جلوی چشماته
اتخاذ سیاستی جدید
باید یه کاری انجام بدم
با فاجعه روبرو شدن
چیزی شده که من نمی دونم/چیزی رو از دست دادم ( که خودمم نمی دونم )
عبارت “top urgent” به فارسی یعنی: �فوق العاده فوری� یا �بسیار بسیار فوری� برای اشاره به کاری که بیشترین درجهٔ فوریت را دارد به کار می رود.
می تونی هر کاری که بخوای رو انجام بدی/
اصطلاح “a sitting duck” در انگلیسی به صورت تحت اللفظی یعنی �اردک نشسته�، اما معنای اصطلاحی اش در فارسی: �شکارِ آسان� / �هدفِ بی دفاع� / �کسی که به ...
اصلا نمی فهمی ما اینجاییم/حتی متوجه ما هم نمیشی
عبارت “over here” در فارسی یعنی: �اینجا� یا محاوره ای تر: �این طرف� / �این ور�
بذار یه ذره تحقیق کنیم
عبارت “tighten the screws” در انگلیسی به صورت تحت اللفظی یعنی پیچ ها را سفت کردن، اما معنی اصطلاحی آن: معنی اصطلاحی: فشار آوردن به کسی سخت گیری کر ...
صاحبخانه موقت ( خانم )
ماشینم با تاکسی تصادف کرد
شام سوخته/شام زیاد پخته شده
گفت وشنود پرحرارت
کرفس ترد وتازه
�fear - ridden� در انگلیسی یعنی پر از ترس، آکنده از وحشت، تحت تأثیر ترس. ترجمه های رایج به فارسی: ترس آلود پر از هراس هراس زده مملو از ترس وحشت ...
عبارت “sing like a toad” در انگلیسی یک اصطلاح غیررسمی است و به این معنی است که بدآواز خواندن یا با صدایی ناهنجار و زشت آواز خواندن — مثل قورباغه! تر ...
عبارت “A drum roll please” در فارسی یعنی: �لطفاً یک طبل نوازی ( مقدمهٔ طبل ) !� یا در کاربرد رایج تر: �لطفاً یک طبل نوازی برای اعلام نتیجه!� / �هیجا ...
�او دوست دارد دنبال دخترها بیفتد� یا �او از تعقیب کردن دخترها خوشش می آید / لذت می برد. � در محاوره معمولاً به معنی اهل رابطه جویی و دنبال دختر بودن ...
چه کسی در مسابقه برنده شد