پیشنهادهای ژاسپ (٤,٣٣٥)
نقاب = زَرایو ( Zar - iv )
کم زَرمی = نبود یا کمبود تولید اشک در انسان
زائیدن ، به دنیا آوردن
شدید = زُست
زَُشت = روئیت ، دیده شدن
زُشتن
غیبت ( گناه ) = زِشتیاد
قدرت = زُغَم ، اوژ ، کَر، آما
لحظه = زَغَنگ
زفرفیدن = اندک اندک خوردن برای تجربه ی مزه
عکس زفرفیدن
تهدید= زِلیفَن
نقاشی کردن
زَنگَلاله = کُپه ی برف
زنگَلاله = کُپه ی برف
زَوسالاری از آنجا که دریاسالار پیش از این در ترجمه ی Admiral به کار رفته است. برای جلوگیری از اشتباه با آن بجای استفاده از واژه ی دریا در ترجمه بهتر ...
قرض و دین = زوپه، شیابی
تروده
زوخ = منگوله ی پوستی
نفوذ = زوژ
قسمت = زون / نیاوه / فَرخَنج / بُریده
زَویدن
زَویره = باد سرد ناگهانی و سخت وزنده
زِهِشت
ریاضت = زهَنجه
تنزل
زیریدن
زیز / بَژ / بَج = برف ریز که آهسته بارد
زیس = طرف ، کنار ، جانب ، ساحل
اطمینان = زیغ
قدح = زیغال / ساتکین / کوزاور/ منده
زیکاشناسی
افشاء = زیمور
زیو ( Ziv ) = کشتی بخار
تساوی = زیوار
دوجانبه = زِیین ( zeyin )
ژابیژ
خلوص = ژاوگی
خلوص
ژَردی= پرخوری
بُنچه / بُنیچه
علامتی که در راه نهند برای مسافر
رشته ، قطار و سلسله ، چیز دنباله دار
ساره = نشانه یا سنگی که بر سر راه نهند برای نشان دادن فرسنگ ها.
ساره = نشانه یا سنگی که بر سر راه نهند برای نشان دادن فرسنگ .
منظم = سازمند
سازیدن
جهل = ساک
ساوَد