پیشنهادهای ژاسپ (٤,٣٣٥)
ویساختن = نابود کردن
پادافرازانیدن = مجازات کردن
پداییدن = مقاومت کردن، دوام آوردن ؛ پدودن
پَدراندن = جلوگیری کردن ، مانع شدن ، دفاع کردن ، مخالفت کردن
پَدِستن = تهدید کردن
پَدِست = تهدید
پدیراندن / پتیرانتن = به تعویق انداختن ، تاخیر کردن
پدیست = مخالف و معکوس ، دشمن
پَدیشخوار = دوری لنگری = بشقاب بزرگ
پدکَفتن = نزاع کردن ، زد و خورد کردن
پدکارایی= تخاصم ورزی ، دشمنی
پدکاریدن = مبارزه کردن ، مجادله کردن
پدکوفتن = تصادف کردن ؛ برخورد کردن
پدکوشا = دشمن ، مخالف و حریف
پدکوشش = تخاصم ، دشمنی و ضدیت
پدکوشیدن = تخاصم ورزیدن ، دشمنی کردن ، ضدیت کردن
پدموزیدن = پدموختن ، پوشیدن
پدموزش = پوشش
آسایایی = مرفه بودن ، آسودگی و رفاه
پدایا = مقاوم
پدایایی / پتایایی = مقاومت
پَدیاری = دشمنی ، رقابت
پیستن = آرایش کردن ، منقش کردن ، نگاردن ، زیبا کردن
پدایستن
بوجایی = نجات ، نجات بخشی ، بُختگاری
بوجا = بوجنده ، ناجی ، نجات بخش
بوزایی = بُختگاری ، نجات بخشی ، بوزَندگی
بوزا = ناجی ، بُختِگار ، نجات دهنده
پُربوزش = آمرزیدگی کامل
پُربوزیدن = کاملا رستگار شدن
پوردار = مخالفت ر. ک پوردن
رانَکیدن = راندن ، وادار به کوچ کردن ، اخراج کردن ، تبعید کردن
رسم = به پهلوی " رَستَک" = روش و قاعد و عادت
رَشتار = رنگ و لعاب زدگی ، ترکیب رنگ ها
رَتِشتار = اَرتِشدار
ریشتار = جراحت
رواگانیدن / رواکینیتن = جاری ساختن ، روا کردن ، رواج دادن ، به راه انداختن ، روان کردن
رواگیه = رواج و شیوع
رواگایی / رواکایی = رواج و ترویج
واژه ی سهم هم در معنی ترس و هم در معنی بهره و قسمت فارسی است! هم خانواده های آن: سهمانومند = محدود سهمانیک = محدود سهمان = حد و مرز سهمانومندیه / سهم ...
سیجش = نابودی / خطر
سیز/ سیژ = خطر
سِنَهِش / سنهیشن = حساسیت ، احساس گری
سِنَهومند = حساس ، دارای حس ، تاثیر پذیر
سِنَهِشیک = حسی ، محسوس ، قابل حس شدن
سِنَهیدن = احساس کردن
سِنَهر = برف Snow
سِنَه = حس ، حس گر ( پهلوی )
سِنِه = سلاح ، آلت ( پهلوی )
سنودان = طوفان سِنود = ابر