پیشنهادهای ژاسپ (٤,٣٣٥)
جنین = دَشتَگ
دامک / دامه = سرشت و طینت ( پازند ) دُشدامه / دُشدام = بد سرشت ، بد ذات
دُشدادی = نظم و قانون بد
دُشمانایی = ناهمانندی
دُشویچار = تشخیص اشتباه
بیته = دوباره ، ثانوی ، بار دوم ( اوِستایی )
دُشبَرِش = بدخواه ، بدرفتار
دُشاگاه = غافل ، نا آگاه
خارج ( از کشور ) = اُزدهیک دَهیک = کشور ، دهستان لرد. [ ل َ ] ( اِ ) خارج. بیرون. مقابل درون. مقابل داخل
دیر زیوشی = عُمر دراز
دیسومند = تنومند ، خوش اندام
طوفان = دیوباد
رامِستار = صلح ، رامَنی ، آشتی
رامَنیدن = آشتی دادن ، خوش بودن
رِسایش = 1 - بلوغ ، کمال 2 - کفایت
تمبیدن. [ ت ُ دَ ] ( مص ) افتادن. خراب شدن. ( دهخدا ) . پیشوند اَ = منفی ساز اتُم= ( PIE ) خراب نشدنی ر. ک واژه نامه پازند
حوله = روپاک / رومال / آبچین
روذیدن = 1 - نمو یافتن ، روئیدن ، بزرگ شدن 2 - توسعه یافتن ، بهتر شدن
روذِش = توسعه
روزاک = جرقه ویروزاک = رعد و برق
روزِنیدن = جرقه زدن ، روشن کردن
ریچیدن = 1 - ترک کردن 2 - ریزیدن
بَرزاد = اصالت ، ریشه و تبار
اصل و نسب = زاد و بود
زاد و ولد = زاد و رود
زارمند: غمگین ، اندوه مند ، بیشمند ( پازند )
زامَنیدن = 1 - فرستادن 2 - بسیج کردن
زاوَرِش = خدمت
زبایش = استغاثه
زباییدن = ( پازند ) ستایش کردن ، دعا خواندن
زِپاک = اشتباه ، نادرست
دهان = زفر ، کَپ ، سَک
کبیسه = اَوَرداد / وَهیزک
زجه = زُنجه ( اوستایی / پازند / پهلوی ) Zonj ، از کارواژه ی زُنجیدن به معنی گریستن ، مویه و ناله کردن
جندبُد / زندبُد= شهربُد ، حاکم شهر
زَندِش = تفسیر ، شرح و بیان ( به پازند )
زوارش = یاری ، خدمت ، پرستاری
"اوی اَشو" = حضرت
اندر رسیدن = متحمل شدن
زیناروَر = مجهز ، مسلح
معادل = زیوار
زیواد! - = زنده باد! عمرش دراز باد!
زیوِستار = زندگی
اُشتانومند = هستیمند ، زنده ، جاندار
زیوِشمند = زنده ، جاندار
پیچیده بر = برجسته بر ، داررای سینه های ماهیچه ای
ستفت تگ = تند رو ، بسیار تازنده ستفت = سخت ، محکم ، خشن ، ظالم ، قوی
اَپُسی = بی پسری ، بی فرزندی ، نازایی
سِتور = فرزند خوانده سِتوریه / ستوری = قیومیت ، فرزند خواندگی
ستومی = 1 - گیجی ، بهت زدگی ، حیرت 2 - چُرت 3 - دلتنگی