پیشنهادهای ژاسپ (٤,٣٣٥)
وَرویِش = طرفداری ، مُریدی
تاشیدار= آفریدگار
تاشتار = خلقت و سرشت
بَزم آور = ساندویچ
بَسوَرزی = پرکاری
بسکار = کارآزموده ، پرتجربه
بغانی = الهی
بغونی = خدایی ، بغ بودگی
بُنِست = بُن ترین ، ریشه ای ترین ، اساسی ترین
قالی به پازند : "بوب"
وَرِشتن = زخم زدن ، زخمی کردن
زَرِشتن = کشتن ، قتل کردن
بود و نمود = علت و معلول
بودَستار = وجود ، بودگی ر. ک = بودستن
بودَستن = بودن
بِشمار = آزار رساننده ، رنج آور ر. ک بِش
بِشیدن / بیشیدن = رنجاندن ، آسیب زدن بِش = درد ، رنج ، آزار
پاغُره
پایچَم = ترجمه ، زیرنویس
پایامِش = سرانجام رسی ، پایان دهی
پتاکی = یقین ، آشکارگی ، پیدایی
پتاکیدن = پیدا کردن ، آشکار کردن
پدمانیدن = میانه ورزی ، اعتدال ورزی در کار ها
دشمن متخاصم = پتیارمند دوست متحد = هیارمند
برایستادن = موافقت کردن ، پدایستادن = مخالفت کردن ، ( به پازند )
پدنگریدن = دیده بانی دادن ، با مواظبت نگاه کردن ،
پُررواج
متخصص = پُردان ، کاردان ، آگاهبُد
پُرشناس = کارشناس ، متخصص ، مجرب
پُرمرگ = مرگ آور ،
پرمرگی = همه گیری ، سرایت بیماری
پرهاختن = تربیت کردن
حلقه = پَره / چنبر / انگَله
پزامندگی = پختگی ، بلوغ ، با تجربه بودن
پزدئیدن = 1 - تنبیه کردن، 2 - اخراج کردن ، تبعید کردن
پژدیس / پژتاب = تصوری که روی آب یا آینه تشکیل می شده است. ( پازند )
پَساندن = پخش کردن ، افشاندن
پَسکوندن = قالب زدن، به شکل در آوردن
پَشو = چهارپایان اهلی ، دام ( پازند )
پَشینیدن = زنجیر کردن ، دست بند زدن، بازداشت کردن
وِناهِش = گناه و جرم
پوهِش / پُهِش = گناه و جرم
چربی = پِیتوِه / پِسید / پی هو / په
پیش غدا = پیش باره / پیش پاره از " باردن / پاردن "به معنی خوردن ، بلعیدن
پیش خرد = خرد فطری در برابر پس خرد = خرد اکتسابی
پِیکوبی = دعوا ، نزاع
تاشک = مایه ماست
تُچاوِه = نژاد ، تخم و ترکه ، اصل و بنیاد
تُخشایی = کوشایی
سند = ترزده