پیشنهادهای ژاسپ (٤,٣٣٥)
در پهلوی اما واژه ی "جادگو" برای وکیل استفاده میشده نه قاضی ( کادیک )
تَروَنِش = غلبه
تَروَنیدن = غلبه کردن ، شکست دادن ، چیهریستن
تِریست یار = سیصد سال
تَزِش= جریان {آب و . . . . }
تَزَند = جریان ، روانِگی ( پازند )
تسوم = چهارم ( به پازند )
تِمک = تمیک ، تاریک
تمیک = تاریک
هوای شرجی = تَمیس
تَند = ضعیف ، نزار ، پژمرده ، رنگ پریده
توان هیر = قدرت مالی
توجِش = کفاره و جبران
توزِش = انتقام
جَو ( اتمسفر ) = تواش ( Twash ) ( به پازند ) ، تواشَه ( به اوستایی ) اَندَروای = اندَروا ، فضا ، جو ، اتمسفر
توماک = تاریکی ، سیاهی
تیزابگی
تیگ = سلاح ( به پازند )
وکیل = جادگو ( به پازند ) ، کارران ، کاران
جاد گو = وکیل ( پازند )
گان = روح ( پازند )
جودبِش = بی درد ، بی رنج، اَبِش
جودسرده = نا هم جنس ، نامتجانس ، دگرگون
چهار بار خواندن ذکر
چاروق همان چاروغ است! هرچی ق داشت سریع نیا وردار برا خودتون!
چپاول از از چَپو می آید ولی چپو ترکی نیست! هم در پازند هست ، هم پهلوی ، و در دری یهو پیدا نشده است!
لقمه= چِشته ، لَپ، گَراس لوشانه= لقمۀ چرب و شیرین. ( #عمید ) ( جعفری )
چِکمیزی یا چکمیزک. [ چ َزَ ] ( اِ مرکب ) چکه چکه میزیدن و شاشیدن و آن مرضی است که بول آدمی قطره قطره چکدو آن را بعربی تقطیر البول گویند. ( انجمن آر ...
چَمه / چَمیک = علت و معنی
چَمیک = علت و دلیل
چَمُشتن = ادرار کردن ، دستشویی رفتن
چَمنای = علت ، معنی
چَندیدار = لرزش ، تکان، جنبش
چوخایی = تلاش ، کوشش ر. ک چوخیدن
چوخا = کوشنده ر. ک چوخیدن
فصل ( سال ) = چَهره
چیرتوم = چیره ترین ، غالب ترین
چیرتوم = غالب ترین ، چیره ترین ، نیرومند ترین
چَهِش / چَهِشَن = سوگ ، عزا ، ماتم
خشاراندن = خشک کردن ، آب لباس را چکاندن
ویزاردن = توضیح دادن
خوارین = تغذیه
خیر = هیر ، هِر ، هِریه ، مال ، دارایی و ثروت ( پازند )
مملکت = دَهیو / دَخیو
اَندَرزبُد
دَرَگ نبیگ = باب کتاب
دُژیاری = سال ید ، سال قحطی ، خشک سالی
#پیشنهادی ""دَوآس"" تردمیل به معنی آسیاب است. آس در آسیاب به سنگ مخصوص آسیاب کردن گفته می شده و از آن واژگان زیر را در فارسی داریم: آسیاب = آس آب = ...
دُشابه = زشت روی ، بدنام و بی آبرو
دُشبُرداری = ناشکیبایی ، عدم تحمل و صبر