پیشنهادهای ژاسپ (٦٥٩)
شکاف برداشتن ، پاره شدن ، خراشیده شدن
شکاف برداشتن ، پاره شدن ، خراشیده شدن
تغییر کردن
کهولیدن / گهوایدن = تغییر کردن
تغییر کردن
جاور کردن ، تغییر کردن
تغییر کردن ، دگرگون شدن
تغییر کردن
آساردن = آماردن ، هماردن ، شماردن ، محاسبه کردن
شپوختن / اِشپختن = قلدری کردن
شپوختن / اشپختن
تخمیر کردن
زور گویی ، بولی کردن ، قلدری کردن
خشم گین شدن ، نزاع کردن ، پرخاش کردن
رَخیدن = نفس نفس زدن
پَرزیدن = مانع شدن ، سد کردن
انتقاد کردن ، نقد کردن ، سرزنش کردن
آکِستن / آکشتن = بستن ، پیوند دادن ، وصل کردن
اندیشیدن
کیفتن = خم شده به سویی ، گرایش و میل پیدا کردن
فیت = فرزام = درخور ، برازنده ، مناسب
ریشخند کردن ، مسخره کردن Laughing
مَلنجیدن = بر کشیدن ، جذب کردن
تَریدن = جذب کردن
نِهاردن = تُنُک کردن ، رقیق کردن
سیجیدن = تنظیم کردن ، آراستن
اَرستیدن = 1 - آراستن 2 - منظم کردن
آراستن
آبیستن= آراستن
آراستن
آمودن = 1 - آراستن 2 - مهیا کردن ، آماده کردن
آریدن = آراستن
خشمناک کردن ، رنجاندن
مَسیدن/ مَشتن = اندوختن ، جمع آوری کردن
هیویدن = جُزیدن ، تغییر کردن
فریفتن
موافقت کردن
غمگین کردن ، رنجاندن
اندرز دادن ، پند دادن ، نصیحت
آراستن ، مرتب کردن ، منظم کردن
آراستن ، آراییدن
انتقاد کردن ، پند دادن ، سرزنش کردن
بدست آوردن
چکیدن ، انزال
= ژودن ، خوردن ، بلعیدن
ژودن = 1 - بلعیدن ، خوردن 2 - ترک کردن ، غفلت کردن 3 - وراجی کردن
بلع
زَه = درخواست ، آرزو
عزیز ترین
= زیستن