پیشنهادهای ژاسپ (٤,٠٩٢)
شخ. [ ش َ ] ( اِ ) کوه باشد که به عربی جبل خوانند. ( برهان ) :
منجمد = شَخته
شَخروز = شاتوت
شذیاریدن. شخم زدن. ( دهخدا )
شُرپون
شِرداغ ( از حاشیه آنندراج )
شرفنجی
شرفنگ
پادشا = شَریتا
شَریتوندن = گشودن ، فتح کردن
ترشح کردن = شَریدن
مجرم = شُزو ( دهخدا ) ( نفیسی )
شستک. [ ش َ ت َ ] ( اِ مصغر ) ( اصطلاح عامیانه ) آلت چرمین که مأبونان برای دفع حکه بکار برند. ( غیاث اللغات ) . مرکب از شست به معنی ابهام و �کاف � ن ...
رحم = پوگان ، زهدان ، شسن
شش چوب. [ ش ِ ] ( اِ مرکب ) نوعی مستراح موقت که در اردوها از چوب سازند. مستراحهای چوبین قابل حمل در اردوها. ( دهخدا ) .
شُفا
خسیس = شُفت
پِلک= شُفره
شفشف. [ ش َ ش َ ] ( اِ ) ریشه درخت. ( ناظم الاطباء ) . بیخ درخت را نیز گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) .
پوسیده = شَفَک
دیدن = شُفودن
مِنی ( نطفه ) = پُشتاب ، پشتابه ، آب پشت ، گُشناب، گشنابه، مرد روغن ، سوشَر مردآبه / پشتابه ( فرهنگنامه قرانی یاحقی ) بهتر است بوشاب را برای هم ...
آمَتار = آیِش ، آمدن
آمدرار= آینده ، رسنده
فراخناوَر= بسیار فراخ
ژرفناوَر = بسیار ژرف ، دارای ژرفنا و عمق
تعلقات = خویشینه ها ( پهلوی )
به پارسی پهلوی "خُتودَت"
خویشکارِه
خویشایی = تملک ، مالکیت ر بنگرید: خویشانیدن
#پیشنهادی یک مشکل اساسی در این پسوند این است که هم اسم مصدر می ساز و هم اسم فاعل: پیشنهاد برای حل این مشکل: از آنجا که معمولا پیش از این پسوند حرف ...
نیغ= 1 - عمیق ، ژرف 2 - دقت ، توجه ( فرهنگ سعدی قریب ) "واژه کهن و فارسی است!" هم خانواده با "نیغو" "نیخیا"
قرار ( به معنی آرامش و سکون ) = سَمه/ سَم
غیبه = دایره ی جامه بود یعنی گریبان جامه.
فوژه / فوزه = سنگر ، پناهگاه از کارواژه ی فوژیدن ( تفسیر کهن پارسی قرآن )
فوژیدن= بوختن ، پناه دادن ، نجات دادن
بوختار= 1 - نجات 2 - نجات دهنده
جان بوز = نجات دهنده ی جان
نجات دهنده ی روح
چاشتار = آموزش ، تعلیم
همان "کَپ" در فارسی به معنی فضای خالی دهان است.
#نظر شخصی احتمال میدم واژه اساس با واژه فارسی" آسال" به چمار "اصل و اساس و شالوده" هم خانواده یا دگردیس هم باشند. ( لغت فرس )
مسکن = آشارش/ آشالش ( هم خانواده با شالوده ) ( واژه نامه بندهش )
آشالش = سکونت
آشال ( هم خانواده با شالوده ) = مسکن ( واژه نامه بندهش )
مبنی = آشال ( هم خانواده با شالوده ) ( واژه نامه بندهش )
در برخی متنها گاهی منظور از پنجیدن همان فنجیدن است.
گینایی = بینایی
گینایی = بینایی
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...