پیشنهادهای ژاسپ (٦٥٩)
هنباسیدن
ناف مَرزی
همستار
همستاریدن ، همستارش = ضدیت کردن ، رقابت کردن ، مخالفت کردن
1 - ایویدن ، ایوِش = متحد کردن 2 - همنیدن / همنیتن/ همیدن ، همنش = متحد کردن
تمایل
هَمال
هلک = احمق ، دیوانه هلکی = حماقت ، دیوانگی
هات به معنی فصل های کتاب است. مانند یسنای هفت هات در اوستا
هاچیدن ، هاچش : سوق دادن ، تحریک کردن ، ترغیب کردن ؛ برانگیختن ، هدایت کردن
آمیختن ، مخلوط کردن
گِزیر
نفرین کردن
علاوه بر هرباسپ واژگان زیر را هم داریم: گدوک= سیاره گدوکی = وابستهه به سیاره ، سیاره ای
گَرزِش
"فره بود"
فرچوانیدن ، فرچوانش
توسعه = فرایمندی
فَروَست= محتوا فَروَستن = در بر داشتن ، محتوی بودن ، شامل بودن ، متضمن بودن ، گنجاندن
فَروَست= محتوا فَروَستن = در بر داشتن ، محتوی بودن ، شامل بودن ، متضمن بودن ، گنجاندن
فَروَست= محتوا فَروَستن = در بر داشتن ، محتوی بودن ، شامل بودن ، متضمن بودن ، گنجاندن
فرتوم = دارای اولویت فرتومی = اولویت
فراشم = تجدید ، ترمیم ، تولید مجدد
فرکانیدن = بنا کردن ، اساس و پایه چیزی را گذاشتن برابر Found در انگلیسی
فرجستن = خارج شدن ، بیرون جهیدن
فرجفتن = انجام دادن ، به فرجام رساندن ، پایان دادن.
فرهیست = عمده ، غالب
تک خدایی به پهلوی ایوخدایی ( Monotheism ) با یکتاپرستی ( Monolatry ) فرق می کند. تک خدایی یعنی فقط یک خدا هست. یکتا پرستی به بیان دقیق تر تک پرستی یع ...
در پهلوی داشته ایم: ایوَر / ایوَره / ایوَریک = مطمعن ایوَری / ایوَریه/ ایوَرِگی = اطمینان
اتونیه / Etonih به معنای کیفیت نیز به کار می رفته.
اتونیدن: / اتونیهیدن: 1 - چنان بودن ، چنان شدن 2 - اتفاق افتادن ، مقدر شدن ، روی دادن
ایراختن
اِرنگ= اشتباه ، لغزش ، خطا . . . . . . Error
اِچینیدن = هیچ کردن ، به هیچ تبدیل کردن ، به صفر رساندن
دُواریستَن = دویدن ، گریختن ، سرگردان بودن ، با شتاب رفتن
دُشگندی = عفونی دشگند = عفونت
برای این که با افراییدن و افرایش اشتباه گرفته نشود می توان آن را به صورت کوتاه شده ی "افرهیدن ، افرهش" استفاده کرد.
دِزیدن = بنا کردن دژ ، برپایی استحکامات جنگی ، خاکریز سازی ، ساختن یک ساختمان یا دیوار
کوشیدن
برگاشت = فرار = Disclaim برگاشتن = فرار کردن ، شانه خالی کردن از مسئولیت
برگاشت = فرار برگاشتن = فرار کردن ، شانه خالی کردن از مسئولیت
برابر پارسی برای حالت های ماهیچه: انقباض ( Contraction ) = فشردگی اتساع ( Dialation ) = گشودگی انبساط ( elongation ) = کشیدگی تحریک ( Excitation ) = ...
برابر پارسی برای حالت های ماهیچه: انقباض ( Contraction ) = فشردگی اتساع ( Dialation ) = گشودگی انبساط ( elongation ) = کشیدگی تحریک ( Excitation ) = ...
برابر پارسی برای حالت های ماهیچه: انقباض ( Contraction ) = فشردگی اتساع ( Dialation ) = گشودگی انبساط ( elongation ) = کشیدگی تحریک ( Excitation ) = ...
برابر پارسی برای حالت های ماهیچه: انقباض ( Contraction ) = فشردگی اتساع ( Dialation ) = گشودگی انبساط ( elongation ) = کشیدگی تحریک ( Excitation ) = ...
برابر پارسی برای حالت های ماهیچه: انقباض ( Contraction ) = فشردگی اتساع ( Dialation ) = گشودگی انبساط ( elongation ) = کشیدگی تحریک ( Excitation ) = ...
دُرُستبُد = پزشک ، بشازنده
سه معنی دارد : 1 - سفت کردن ، بستن 2 - تکرار کردن ، زمزمه کردن یک ورد به صورت مکرر ، سرود خواند ، شعار دادن 3 - شکوه و شکایت کردن 4 - صحبت کردن
به جای واژه ی متن یا تکست می توان از "دیپ" استفاده کرد.
به جای متن یا تکست می توان از "دیپ" استفاده کرد.