پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٣)

بازدید
٣٦,١٨١
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

واژگـون معادل ترکی اش می شود "باش گوت" ( سر وته ) یعنی چیزی که سرش ته اش باشد و ته اش سرش ( در زبان ترکی به ته هر چیز کون هم گفته می شود ) . خلاصه یع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تشیید/تشدید: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد تشیید به معنای" استوار کردن، محکم کردن "است و بیشتر در ترکیب" تشیید مناسبات" یا تشیید روابط ( مثلا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تشیید/تشدید: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد تشیید به معنای" استوار کردن، محکم کردن "است و بیشتر در ترکیب" تشیید مناسبات" یا تشیید روابط ( مثلا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشت/طشت: تشت واژه ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طشت آمده است. البته هر دو صورت صحیح اس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

تشت/طشت: تشت واژه ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طشت آمده است. البته هر دو صورت صحیح اس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

تشت/طشت: تشت واژه ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طشت آمده است. البته هر دو صورت صحیح اس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تسلیت باد: تسلیت به معنای "دلخوشی" است و به کسی تسلیت گفتن یعنی" به کسی جمله های دلخوش کننده گفتن "و کسی را تسلیت دادن یعنی" کسی را دلداری دادن" حال ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تَسَرّی: این کلمه در عربی به معنای "خود را شجاع نشان دادن" یا "ابراز شجاعت کردن است، ولی در فارسی، در چند دهه اخیر آن را به غلط به معنای" سرایت دادن" ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تپیدن/طپیدن: این واژه فارسی است و با حرف "ت" نوشته می شود نه با حرف "ط" به صورت طپیدن. بنابراین بهتر است که همه مشتقات و ترکیبات آن را نیز با" ت" بنو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپیدن/طپیدن: این واژه فارسی است و با حرف "ت" نوشته می شود نه با حرف "ط" به صورت طپیدن. بنابراین بهتر است که همه مشتقات و ترکیبات آن را نیز با" ت" بنو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تپیدن/طپیدن: این واژه فارسی است و با حرف "ت" نوشته می شود نه با حرف "ط" به صورت طپیدن. بنابراین بهتر است که همه مشتقات و ترکیبات آن را نیز با" ت" بنو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز اینها ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تَبَعه: به فتح اول و دوم. این کلمه در عربی جمع تابع است، اما امروزه در فارسی آن را مفرد می گیرند و تقریباً مرادف تابع به کار می برند و هر دو کلمه را ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان ترکی استامبولی به آن" کارا سودا" یا "قارا سودا" گفته می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

طحال که در زبان ترکی به آن طالاخ یا دالاخ گفته می شود و اصل آن دالّاخ بوده به معنی عقبتر. عضوی از اعضای داخلی بدن که نسبت به همه ی اعضای داخلی بدن عق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تالار/تالار: این کلمه عربی نیست و بنابراین بهتر است که با حرف "ت" و به صورت تالار نوشته شود و نه طالار. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

تالار: این کلمه عربی نیست و بنابراین بهتر است که با حرف "ت" و به صورت تالار نوشته شود و نه طالار. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۸.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاس/طاس: در معنی پیاله و کاسه . این واژه فارسی است و طبعاً املای آن بایستی تاس باشد. اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طاس آمده است. البته هر د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تار/ تاری/ تاریک: این سه واژه همگون اند و در جمله ارزش یکسان دارند و در مقام صفت می توانند جانشین یکدیگر شوند. ( ( شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تار/ تاری/ تاریک: این سه واژه همگون اند و در جمله ارزش یکسان دارند و در مقام صفت می توانند جانشین یکدیگر شوند. ( ( شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تار/ تاری/ تاریک: این سه واژه همگون اند و در جمله ارزش یکسان دارند و در مقام صفت می توانند جانشین یکدیگر شوند. ( ( شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تَأَثُّر/ تَحَسُّر: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تاثر به معنای" تأثیر پذیرفتن" است و در تداول امروزه ی فارسی زبانان به معنای" رنج بردن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تَأَثُّر/ تَحَسُّر: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تاثر به معنای" تأثیر پذیرفتن" است و در تداول امروزه ی فارسی زبانان به معنای" رنج بردن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهوی حرم: آهویی که وارد حرم می شود. مراد از حرم آن مقدار از اراضی مکه است که در آن صید روا نبود . ( ( کمند سعدی اگر شیر شرزه صید کند تو درکمند نیا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفحات صبح: بادهای ملایم و خوشبویی صبحگاهی. ( ( نفحات صبح دانی زچه روی دوست دارم که به روی دوست ماند که برافکند نقابی ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

آخرالزمان: قسمت واپسین از روزگار و دهر که به روز رستاخیز منتهی خواهد شد، اغلب، مردم هر عصری زمان خود را" آخرالزمان "پنداشته اند . چنانکه سعدی در بیت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

اکسیر: در نظر مردم باستان ماده ای که ماهیت اجسام را دگرگون سازد و کامل تر کند مثلاً جیوه را نقره و مس را زر کند. اکسیر واژه ای است یونانی، کیمیا نیز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اول نظر: در نگاه نخستین . ( ( من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات عل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سر شدن: به سر رفتن، کنایه از اینکه با شوق فراوان رفتن. گویی سر از پا نشناختن . ( ( دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست چندی به پای رفتم و چندی به سر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی cover انگلیسی تغییر یافته ی کافر عربی و کپر فارسی است. واژه ی کافر به معنی پوشاننده ی حقیقت و انکار کننده ی آن از کپره فارسی به معنی پوشاننده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

واژه ی cover انگلیسی تغییر یافته ی کافر عربی و کپر فارسی است. واژه ی کافر به معنی پوشاننده ی حقیقت و انکار کننده ی آن از کپره فارسی به معنی پوشاننده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیکر/ پیکره: پیکر در متون قدیم به معنای متعدد به کار رفته است از جمله:" جسم، کالبد، صورت تصویر، نقش، استخوان بندی، مجسمه، درفش و جز این ها، و امروزه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشینیان: به معنای کسانی که در زمان گذشته زندگی می کرده اند. این کلمه مفرد ندارد و همیشه به صیغه ی جمع استعمال می شود. در متون قدیم برای بیان این معن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

پیشروی/پیشرفت: این دو واژه هر چندکه معنای آنها در اصل یکی بوده است امروزه دیگر مترادف نیستند: پیشروی در معنای حقیقی و پیشرفت در معنای مجازی به کار می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

پیشروی/پیشرفت: این دو واژه هر چندکه معنای آنها در اصل یکی بوده است امروزه دیگر مترادف نیستند: پیشروی در معنای حقیقی و پیشرفت در معنای مجازی به کار می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

پیشخان: املای پیشخان به همین صورت صحیح است غالباً آن را به صورت پیشخوان می نویسند و غلط است. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۴.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشبُرد /پیش بُرد: اگر به صورت اسم به کار رود در یک کلمه و اگر به صورت فعل مرکب باشد در دو کلمه نوشته می شود:" در پیشبرد این کار بکوشیم" اما او با کو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

پیشبُرد /پیش بُرد: اگر به صورت اسم به کار رود در یک کلمه و اگر به صورت فعل مرکب باشد در دو کلمه نوشته می شود:" در پیشبرد این کار بکوشیم" اما او با کو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیژامه/پیژاما/بیجامه: اصل این چند کلمه پایْْ جامه ( جامه ای که در پای کنند ) بوده که از فارسی به زبان های هندی رفته و از آنجا به انگلیسی داخل شده و س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پیژامه/پیژاما/بیجامه: اصل این چند کلمه پایْْ جامه ( جامه ای که در پای کنند ) بوده که از فارسی به زبان های هندی رفته و از آنجا به انگلیسی داخل شده و س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیژامه/پیژاما/بیجامه: اصل این چند کلمه پایْْ جامه ( جامه ای که در پای کنند ) بوده که از فارسی به زبان های هندی رفته و از آنجا به انگلیسی داخل شده و س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

پیرامَن/پیرامون:پیرامن و پیرامون با هر دو املا و هر دو تلفظ صحیح است، جز اینکه در متون قدیم صورت اول بیشتر به کار رفته است. ( غلط ننویسیم ، ابوالحس ...