پیشنهادهای نصراله مرادیانی (٣٠٩)
فروپاشی محیط زیست، تباهی محیط زیست
به میزان متفاوت، هر یک به میزانی متفاوت. . .
مصرف دارو به منظور آرایش و بزک دوزک شما تا در نظم ازپیش ساختۀ عرفی جامعه بگنجید و ناسازگار نباشید.
استفاده از داروهای روان درمانی برای تغییر ویژگی ها و روحیات فرد، و نه از بین بردن بیماری روانی او
کم اثر کردن، تخفیف دادن درد یا تأثیر چیزی، کاستن از شدت چیری
مختل کردن، موجب اختلال. . . شدن، چوب لای چرخ. . . گذاشتن، سنگ پیش پای. . . انداختن، ایجاد مانع کردن؛ اخلال، خرابکاری، کارشکنی
بلای جان. . . شدن، گریبان گیر شدن. . .
به خاک سیاه نشاندن، به فلاکت انداختن
اصطلاح آلمانی در اندیشۀ هایدگر، که به the They یا the anyone ترجمه می شود: دلالت دارد بر هنجارها و انتظارات اجتماعی که به زندگی ما شکل می دهند و بر ا ...
محبوس، در بند، گرفتار، در زنجیر
در راستای، هم زمان با، به علاوۀ. . .
بدون ملاحطه / بی حساب و کتاب به سمتی روانه کردن
می انجامد، منتهی می شود، منجر می شود به فلان. . .
زنجیرۀ عظیم هستی
حسادت برانگیز، خشونت آمیز، تبعیض محور، کین توزانه
کرامت، عزت نفس، منزلت، حرمت
سردرگمی
متقابلاً تعیین کردن، متقابلاً تأثیر گذاشتن
( در مورد میل ) برآوردن، ( در مورد معیار ) منطبق بودن با، ( در مورد نیاز ) تأمین کردن
بدون حساب و کتاب
( به نحوی ) بی نظم و بی قاعده
هم نوایی، همخوانی
عزب عقده ای
در مورد بیماری های روانی می شه تو جمله اینطور ترجمه ش کرد: وقتی. . . به سراغمان می آید. در دوره هایی که دچار. . . می شویم
نامعلوم، نالموس، غیرقابل ردیابی
شبح، پرهیب، حضور سایه وار، حضور شبح وار
به همین منوال، به همین شکل، به همین شیوه
جدایی، انشقاق، انفکاک
مطنطن، پرطمطراق
مرد جوانی که در فضای مجازی، در محافل رسانه های جمعی عضو است و تصور می کند به لحاظ جنسی برای زن ها جذاب نیست، خصوصاً آن دست از مردان جوان که دل پُری ا ...
مبادرت نکردن
از فلان چیز گریزی نخواهد بود. . . for if we deny impulses, anxiety ensues چراکه اگر به تکانه هایمان راه ندهیم، اضطراب �ناگزیر خواهد بود�. . .
ناگهان، بی خبر، سرزده، غفلتاً
پا پس کشیدن
پاییدن، مهار کردن، تحت سلطۀ خود درآوردن
تأکید: . . . the psychoanalytic focus goes from social to individual �تأکید� روانکاوی از امر اجتماعی به امر فردی منتقل می شود
( روانکاوی ) [در مورد میل] برآورن، برآورده کردن
غیرقابل پیش بینی
در خود نهان داشتن
ورای تاب و تحمل چیزی بودن. . .
فردیت یافتن، استقلال یافتن، خودآیین شدن
فردی سازی، شخصی سازی. . . ایجاد تغییرات در چیزی تا نیازهای فردی بخصوص یا مکانی بخصوص را برآوَرَد یا با نیازهای آن فرد و آن مکان و . . . متناسب گردد.
سرکوب شده
کالبد، قالب
تخفیف
تحت روانکاوی، کسی که روانکاوی می شود ( در روانکاوی )
بیماری روانی
به کار گیری در چیزی
یکدست، همگن
ساز و برگ، تجهیزات، جهاز