پیشنهاد‌های نصراله مرادیانی (٣٠٩)

بازدید
٥٥٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی سوسک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همچنین: بطن، درون، ژرفا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همت، اراده، عزم، کوشش، انگیزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفر دور و دراز، دربه دری، سفر بی هدف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معطوف کردن توجه به جاها و مناطق کوچک؛ اهمیت دادن و توجه بیش از حد به منافع محلی یا تضادهای کوچک به بهای سعادت و بهروزی کلی یا عمومی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حزن انگیز، سوزناک، جگرسوز، غم افزا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواب و خیال، رؤیا، خیال متوهمانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاطی کردن، از کوره در رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچنین: سنجیده، حساب شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بجز معنی مالکیت، این معنی رو هم می ده: تسلط، چیرگی، احاطه، تبحر، خبرگی. . . مثلاً مسلط بودن به خود. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حال به هم زن، مزخرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آسیب زدن، لطمه زدن، کاستن از کیفیت چیزی، خسارت وارد کردن، تباه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جنون الکلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

روستایی در ایلینوی ایالات متحده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشخاصی که در سال ۱۸۴۹ به سیل عظیم جستجوگران طلا پیوستندو به سمت کالیفرنیا هجوم بردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عجالتاً، در حال حاضر، فعلاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جایگاه شامخ، مرتبۀ والا، مقام بلند، درجۀ رفیع، جایگاه رفیع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اندک اندک، به تدریج، کم کم، تدریجاً، آهسته آهسته با گذر زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اصطلاحی در نظریه هنر و نقاشی، که به نگاه شخصیتی در نقاشی گفته می شود که از دیوار چهارم عبور کرده توی چشم بیننده زل می زند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یاوه گو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیزار و ملول از زندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعتبار بخشیدن به، وجهه دادن به، مایۀ اعتبار. . . شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

همچنین: لطافت، ظرافت، طراوت، نازکی، ملاحت، حلاوت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رُس چیزی/کسی را کشیدن، شیرۀ جان کسی را کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فقید، درگذشته، منسوخ، برافتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عزلت، انزوا. . . self - imposed hermitage: انزوای خودخواسته، گوشۀ عزلت گزیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسکله ها، باراندازها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( درخت و غیره ) بلندبالا، بالابلند، ( طبع و غیره ) رفیع، منیع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با افسوس، با حسرت، با تأسف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بصیرت، مآل اندیشی، عاقبت بینی، بینش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیان یا بازتاب دادن ژورنالیتی و مبتنی بر واقعیتِ اتفاقی واقعی خصوصاً در قالب روایت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معمولی، ساده، پیش پاافتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چاپلینی، شبیه طنز و شکل و شمایل چارلی چاپلین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاره پوره، ژنده، مستعمل، مندرس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی هدف اینجا و آنجا رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناچیز، شندرغاز. . . مثلاً: meagre sum

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همچنین: بی دردسر، بدون مشکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آکنده از، پر از، مشحون از، لبریز از، مملو از چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یللی تللی کردن، پلکیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست و پا چلفتی، خنگ، خرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گذر کردن، شتابان سپری شدن: life flitted before the window

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همزمان، هم عصر، مقارن با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در ترکیب curry favor یعنی جلب توجه دیگران. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جلف و پرزرق و برق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تماشاچی یا ناظری که فقط بر و بر نگاه می کنه؛ در تقابل با fl�neur که تماشاچی نیست فقط، بلکه پرسه زنی ست که می خواد در محیط شهری دنیای مدرن جهان و خودش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناظر بودن، زیر نظر گرفتن. . . Urban spectatorship. . . زندگی شهری رو زیر نظر گرفتن و مطالعه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در کمین چیزی بودن، مترصد چیزی بودن، بع انتظار چیزی نشستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خمودی، زوال، کاهلی، انحطاط، در جا زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شبح، همزاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطع عضو، مثله کردن، قطعه قطعه کردن، تکه تکه کردن، شرحه شرحه کردن