تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم معنی با seize ولی نه اونقد سریع و فرز. به جورایی " نزد خود گرفتن "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامردانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مایه خشم ( اسم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وفا کردن به . . . مثلا: he had no intention of honoring his word قصد نداشت به حرف هایش وفا کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در معرض جلب شدن قرار دادن به زبون نازبونی خواهش کردن غیر مستقیم خواستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

concoct و fabricate هر دو به معنی سرهم کردن. concoct می تونه جنبه مثبت، خنثی و منفی داشته باشه ولی fabricate معمولا همیشه جنبه منفی و فریبنده داره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سورای گرفتن از کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چه کنم چه کنمانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفتن. ( فعل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رنگ و لعاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

راکد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سه کلمه شبیه به هم predict ( متمرکز بر ادعایی خاص ) anticipate ( متمرکز بر آمادگی نسبت به پیشامدی خاص ) foresee ( متمرکز بر احتمالات ممکن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سه کلمه شبیه به هم foresee ( متمرکز بر احتمالات ممکن ) predict ( متمرکز بر ادعایی خاص ) anticipate ( متمرکز بر آمادگی نسبت به پیشامدی خاص )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عمل طرح ریزی برای ایده ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَبَر مثلا : the very antipathy = ابر ضدیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نفرت حاصل از نقض قواعد اخلاقی کلمه شبیه دیگه hate هست که عمومی تره و به اندازه abhor شدید نیست. به علاوه abhor برای مخالفت نسبت به نقض اصول عمومی ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت با چیزی کلمه شبیه دیگه defiance و اما تفاوتشون: از antipathy صرفا برای بیان مخالفت ( بدون هیچ منظور دیگه ای ) استفاده می شود. ولی از defiance ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوت و کور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندیشمندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت یا تنفر شدید از چیزی یا گروهی ( معمولا گروهی یا قومی ) کلمه شبیه دیگه aversion هست که همین معنی رو میده ولی شخصی تر و سلیقه ای تره با شدت کمتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شامل نشده ( اسم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

revulsion: نفرت hatred: تنفر grudge: کینه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمات شبیه brutality _ زورگویانه _ بی رحمی _ سوء استفاده از قدرت savagery _ وحشی گری _ متمرکز به غیر متمدن بودن ferocity _ رفتار شدید _ عمومی ( میتون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر سه کلمه زیر به معنی "غریب الوقوع هستند: looming به مرور و همراه با نگرانی impending نزدیک و اضطراری imminent هر لحظه ممکنه پیش بیاد، اظطرار شدید و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

angry: عصبانی ( کلمه ای عمومی برای توصیف صرفا خشمگین بودن ) Furious: خشمگین ( شدید ) irate: خشمگین همراه با داد و هوار. fierce: خشمگین ( اشاره به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به میان کشیدن مثلا وقتی تو یه صحبت کسی، کس دیگه ای رو وسط میکشه یا یه ماشین، ماشین دیگه رو طی فعالیت خودش درگیر میکنه یا یه دستور ( در برنامه نویسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

غریب الوقوع ( با اشاره به اضطراری بودن ) کلمه شبیه دیگه: looming و اما تفاوت. غیرب الوقوع ( با اشاره به نگرانی و کم کم نزدیک شدن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تزلزل ناپذیر صفت شبیه دیگه: unwavering و اما تفاوت: unshakable: محکم و غیر قابل ریزش ( متمرکز بر حفظ استحکام ) unwavering: محکم و غیر قابل تغییر ( م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه سهوی کلمه شبیه دیگه cock up که اشاره به اشتباه بزرگ تری میکنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحقق دادن به هدفی مثال: He decided to see through his goal of running a marathon

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کُفر کسی را در آورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چند کلمه شبیه به هم همگی به معنای "حمله یا هجوم" assail : مکرر و مداوم و طولانی مدت ( فیزیکی، ذهنی ) assault: آسیب عمدی ( فیزیکی، ذهنی، شفاهی ) att ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چند کلمه شبیه به هم همگی به معنای "حمله یا هجوم" assail : مکرر و مداوم و طولانی مدت ( فیزیکی، ذهنی ) assault: آسیب عمدی ( فیزیکی، ذهنی، شفاهی ) att ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چند کلمه شبیه به هم همگی به معنای "حمله یا هجوم" assail : مکرر و مداوم و طولانی مدت ( فیزیکی، ذهنی ) assault: آسیب عمدی ( فیزیکی، ذهنی، شفاهی ) att ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

چند کلمه شبیه به هم همگی به معنای "حمله یا هجوم" assail : مکرر و مداوم و طولانی مدت ( فیزیکی، ذهنی ) assault: آسیب عمدی ( فیزیکی، ذهنی، شفاهی ) att ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خوره وار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سه کلمه شبیه به هم. respect: احترام پایه ای ( لزوما نیازی به دلیل خاص نداره و میتونه فقط از روی ادب باشه ) esteem: احترام خاص ( به علت داشتن شخصیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 _ آدم شر خر 2 _ آدم کله خراب این کلمه هیچ ربطی به phrasal verb دیگه go on به معنی ادامه دادن نداره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مخفی کردن به طور عمدی با هدف خاص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حسرت داشتن یا به دست آوردن ( نه از دست دادن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم کردن فاصله تا چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حالت فعل: بسیار سریع و غیر قابل کنترل حرکت کردن به طرفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

این کلمه خیلی شبیه به eager هست. پس به راحتی نمی شه گفت "مشتاق". کسی رو توصیف میکنه که اصطلاحا "توپش پره" و دنبال بهونه برای وارد شدن به عمله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن یا پیچاندن به طور ناگهانی ( و دردناک )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زدن به طور ریتم وار مثل کسی که خودکارشو مداوم روی میز میزنه موقع فکر کردن. یا کسی که به طور خاصی در میزنه. یا کسی که برای پشت سر هم بوق زدن دستش رو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کهنه و پاره پوره کلمه شبیه دیگه tattered تفاوتشون: ragged صرفا این معنی رو میرسونه که چیزی فقط پاره پوره ـــست. اما tattered چیزیه که پس از استفاده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کهنه و پاره پوره کلمه شبیه دیگه ragged تفاوتشون: tattered این معنی رو میرسونه که چیزی پس از استفاده طولانی مدت وضعیت پاره پوره داره. اما ragged صرفا ...