پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)
آسمان گرد گردش آسمان گردش افلاک گیتی و آسمانِ گیتی گَرد بر درِ تو زنند بردابرد ✏ �نظامی�
سرخ به رنگ آتش به رنگ اخگر آتشین رنگ تو دهی و تو آری از دل سنگ آتش لعل و لعلِ آتش رنگ ✏ �نظامی�
گرداننده حال و احوال یا محول حول و الاحوال تغییر دهنده اوضاع و احوال حال گردان تویی به هر سانی نیست کس جز تو حال گردانی ✏ �نظامی�
گرداننده حال و احوال تغییر دهنده اوضاع حال گردان تویی به هر سانی نیست کس جز تو حال گردانی ✏ �نظامی�
شب تاریک شب ظلمانی ای ز روز سپید تا شب داج به مدد های فیض تو محتاج ✏ �نظامی�
خود رای خود پسند تو که جوهر نیی نداری جای چون رسد در تو وهم شیفته رای؟ ✏ �نظامی�
حلقه بگوشان غلامان بندگان روز و شب سالکانِ راه تواند سفته گوشانِ بارگاه تواند ✏ �نظامی�
هستی بخش آفریننده خالق هست بود ِ همه درست به تو بازگشت همه به توست ، به تو ✏ �نظامی�
1_خنیانگر آهنگ ساز. آهنگ نواز 2_رحیم بخشاینده ناز و نواز ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوا بخش و هم نوازنده ✏ �نظامی�
روزی دهنده روزی رسان نان و نوا رزاق رازق ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوا بخش و هم نوازنده ✏ �نظامی�
نی حصیر فرشی بافته شده از برگ درخت نخل ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر بوریاباف اگر چه بافنده ست نبرندش به کارگاه حریر گلستان سعدی
تغذیه شده خورده شده غذا داده شده زنده از تو شاد از تو عایلی مغتذی بی واسطه و بی حایلی
به معنی بارگاه و حرم و مقبره هم بکار رفته کردند چنانکه داشت راهی بر تربت هر دو روضه گاهی ✏ �نظامی�
پهلو کنار جنب بغل نزدیک پهلوگه دخمه را گشادند در پهلوی لیلی اش نهادند ✏ �نظامی�
دردمندان مبتلایان درد دیدگان خویشان و گزیدگان و پاکان جمع آمده جمله دردناکان ✏ �نظامی�
دلیران افراد نترس افراد بی باک گستاخ روان آن گذرگاه کردند درون آن حرم راه ✏ �نظامی�
بیکاران عیاران افراد تن پرور و ولگرد ولگرد افراد بیخانمان وان یاوگیان رایگان گرد پیرامن او گرفته ناورد ✏ نظامی
خوابیده مرده بر مهد عروس خوابنیده خوابش بربود و بست دیده ✏ �نظامی�
مسیل محل عبور سیلاب در خانهٔ سیل ریز منشین سیل آمد، سیل، خیز! منشین! ✏ �نظامی�
آسیاب گردان آسیابی که با نیروی خر و گاو و شتر می چرخد دوری کن از این خراس گردان کو دور شد از خلاص مردان ✏ �نظامی�
جایگاه محل محل فرو رفتن محل غور کردن محل ابتلا ریشی نه که غورگاه غم نیست خاریدهٔ ناخن ستم نیست ✏ �نظامی�
نیستی گر دور شدی ز چشم رنجور یک چشم زد از دلم نه ای دور ✏ �نظامی�
ماهش شبیه ماه ماه وش مهوش شد بدر مهیش چون هلالی وان سرو سهیش چون خیالی ✏ �نظامی�
حدیث کنان سخن گویان سیب از زنخی بدان نگونی بر نار زنخ زنان که چونی؟ ✏ �نظامی�
کوزه خمره هر شام کز این خم گل آلود بر خنبرهٔ فلک شود دود ✏ �نظامی�
نیایی نمی آیی تا جان نرود ز خانه بیرون نایی تو از این بهانه بیرون ✏ �نظامی�
لباس سالم تن پوش سالم ( استفاده نشده ) دستی سلب خلل ندیده برد از پی آن سلب دریده آنگه سلبی که داشت در بند پوشید در او به عهد و سوگند ✏ �نظامی� س ...
لباس جامه پوشش دستی سلب خلل ندیده برد از پی آن سلب دریده آنگه سلبی که داشت در بند پوشید در او به عهد و سوگند ✏ نظامی سلیح و سلب داد خواهنده را قو ...
بی مهری ناراحتی اندوهگینی عبوسی لیلی ز سر گرفته چهری دیدی سوی او به سرد مهری ✏ �نظامی�
غرور نداشته باش مغرور مشو متکبر نباش خودپسندی نکن بر خاک نشین و باد مفروش ننگی چو ترا به خاک می پوش ✏ �نظامی�
زود گذر رونده گذران زین عمر چو برق پای در راه می کرد چو ابر دست کوتاه ✏ �نظامی�
حیوانات وحشی متضاد دام ( دام و دد ) مشتی ددگان فتاده از پس نه یار کس و نه یار او کس یافت از دامگاه آن ددگان کوچه راهی به کوی غمزدگان ✏ �نظامی�
بی هوش ناهوشیار بی حال از حال رفته چون هوش رمیده گشت هشیار دادند بر او درود بسیار ✏ �نظامی�
مبتلا دردمند بیمار گرفتار بگذار مرا تو در چنین درد من درد زده م ، تو باز پس گرد ✏ �نظامی�
زنگ زده زنگار بسته دید آن گل سرخ زرد گشته وآن آینه زنگ خورد گشته ✏ �نظامی�
غلام بنده برده با اینکه ازو سیاه رویم هم هندوک سیاه اویم ✏ �نظامی�
خانه منزل اقامتگاه مأوا پناهگاه آمد عجبش که آنچنان مرد مأوا گه خود خراب چون کرد ✏ �نظامی�
جویدن خائیدن خوردی که خورد گوزن یا شیر ایشان خایند و من شوم سیر ✏ �نظامی�
تلاش کرد کوشش نمود مجاهدت کرد از بس که سلیم باز کوشید آن جامه چنانکه بود پوشید ✏ �نظامی�
قمارباز گفتا که منم سلیم عامر سرکوب زمانهٔ مقامر ✏ �نظامی� صد هزاران چنین فسون و فریب کرده ام از مقامری به شکیب ✏ �نظامی�
گردباد تندباد می تاخت نجیب دشت بر دشت دیوانه چو دیوباد می گشت همه چون دیوباد خاک انداز بلکه چون دیوِ چَه سیاه و دراز ✏ نظامی همان پای کوبان کشمی ...
منتقدان نقادان ایراد گیران عیب جویان کز نقد کنان حال مجنون پیری سره بود خال مجنون ✏ �نظامی�
برده زر خرید بنده آن به که درم خریدهٔ تو سرمه نبرد ز دیدهٔ تو خوابِ نرگس، خُمار دیده او نازِ نسرین، درم خریدهٔ او ✏ �نظامی�
گردآلود غبارآلود خاک آلود بنواز مرا مزن که خاکم افروخته کن که گردناکم ✏ �نظامی� تو نیز ای به خاکی شده گَرد ناک بده وام و بیرون جَه از گرد و خاک ✏ ...
اسباب نوشتن نوشت افزار لوازم التحریر واسباب دبیری ای که باید بسپرد بدو چنانکه شاید ✏ �نظامی�
نمی آید برنمی آید جز آمدنی که نامد از دست هر شرط که باید آن همه هست ✏ �نظامی�
بنالد ناله کند ضجه زند بگرید گریه کند آن دل که رضای تو نجوید به گر به قضای بد بموید ✏ �نظامی�
زندانی محبوس دربند یعنی ز من حصار بسته نزدیک تو ای قفس شکسته ✏ �نظامی�
نام آوران مشاهیر سران قوم گفت ای شرف ِ بلند نامان بر پای ِ ددان کشیده دامان ✏ �نظامی�