تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ببین از مصدر یاش، یاشیدن گویش طالقانی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یاش: دیدن گویش طالقانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To foil To foil someone's plot to prevent something bad that someone is planning to do: A massive arms - smuggling plan has been foiled by the CIA ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنگی هنگام

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیر زمانی ست، مدت زیادی ست دیری ست که از خانه خرابان جهانم در سقف فروریخته ام چلچله ای نیست بهمن رافعی دیری، به شوقِ دیدنِ فردا، گریستم فردا، چو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سقلمه زدن ، مشت زدن نیست حالتیست که انگشتان دست از بند دوم تا شوند و شصت بین آنها قرار گیرد و ضربه ای آرام با پشت دست به پهلو یا پشت کسی زده شود ، ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Another smart ass fancy word for shit. عبارتی فانتزی شده به معنای مدفوع، گُه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

legitimate word for poop or shit گُه، مدفوع در گویش اصفهانی معادل آن را داریم:" کِ کِ" " کِ کِ خوردس هرکی گُفتِس"

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از سَبُک دستی و مهارت در امر دزدی و فریبکاری و حیله سازی است و این اصطلاح از داستانی قدیمی سرچشمه می گیرد که دزدی ، گاوی را به دهقانی فروخت و ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Stepping - stone Stepping stone stepping stone; plural noun: stepping stones; noun: steppingstone; plural noun: steppingstones a raised stone used s ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسیع المشرب؛ بی بندوبار و لاابالی در اصول و فروع دین. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . liberal - minded enlightened open - minded

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی برای تاکید بکار می رود حاشا که دلم ز شب نشینی سیر است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاشا که دلم ز شب نشینی سیر است یا ساقی ما بی مدد و ادبیر است از خواب چو سایه عقل ها سر زیر است فردا ز پگه بیا که امشب دیر است مولانا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sheesh" is an exclamation or interjection that is often used to express a range of emotions, such as surprise, disbelief, frustration, or admiration. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیش sheesh برای ابراز تعجب بکار میرود ، امروزه در زبان انگلیسی و بخصوص در ویدئو های تیک تاک به وفور استفاده میشود، شاید برخاسته از شیشکی بعنوان استه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گر بُدی پی و پیاز و دیگبَر همسایه گان پی پیازی میزدیم، گر لقمه نانی داشتیم

پیشنهاد
٠

Seize the moment Seize the day to use an opportunity to do something that you want and not to worry about the future دم را غنیمت دان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بزغاله گ یش طالقانی. Kooli

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه درست کشکریت است، به معنای کشک ریخته، هم به معنای بخش های سفید و کشیده روی بدن زاغ، هم اشاره به سرقت کشکهایی که دردقدیم بر بام ها خشک میکردند توس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گشنیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیشه مار، کندفیل، لوس مار نوعی مارمولک بدون دست و پا و بدون زهر سابقا باور بر این بود که دو چین خوردگی دوطرف بدنش شکاف هایی هستند که برای شکار حشرات ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرکب از خر به معنای بهتر و خوش و مزه احتمالآ واژه خربزه دگرگون شده این واژه است

پیشنهاد
٠

بالایش چون شاخسار انجیر انبوه و پایینش چون تنه توسکا باریک کنایه از ناموزون بودن گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنگ یا نواری چرمی که زین و پالان را با بستن به زیر سینه چهارپایان محکم میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پنیر تازه را در ماهیتابه روی آتش ورز میدهند تا روغن پس دهد بعد با کمی آرد دوباره ادامه میدهند تا به برشته گی و غلظت دلخواه برسد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذایی حلوا مانند که طبق قول کتاب مقدس توسط خداوند برای بنی اسرائیل در صحرا پس از فرار از مصر فراهم شد. Manna from heaven چیزی بسیار خوب که زمانی ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دم جنبانک، نوعی پرنده کوچک گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پونه کوهی گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لارو Laro مرکب از لار به معنی لای و اُ به معنی آب آبی معدنی حاوی املاح سنگین ته نشین شونده چون آهک و گوگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لای، ناخالصی ته نشین شونده ی آب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرکب از بام و شی که هم خانواده شدن رفتن است، بر بام شونده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نا ی پسوند هم داریم به معنای شبیه و مانند و از جنس چیزی بودن در واژه گانی چون سِره نا و سارینا و اَنِنا در گویش طالقانی به معنای کریه بودن و چون مد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب دو واژه تندور به معنای تنور و آوشن به معنای آمیزنده چوبی که برای جابجا کردن هیزم در تنور استفاده میشود تلفظ آوشن دقیقا مانند ocean انگلیسی است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب دو واژه کِلِه به معنای اجاق و آوشن به معنای آمیزنده، چوبی که برای جابجا کردن هیزم ها در آتش اجاق استفاده میشود گویش طالقانی

پیشنهاد
٠

ضرب المثلی است به معنای اینکه به جمع یاوه گویان یکی دیگر اضافه شد مترادف آن در گویش طالقانی " دیو دَره رِ کم دیو دره؟" به پارسی "در دیو درّه کم دیو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به پس رانده شدن بواسطه وحود مانعی، تلنباری به پشت رانده شده چون پس خوردن خودرو ها بر اثر طولانی بودن زمان چراغ قرمز راهنمایی یا تصادف پیش رو یا پس خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیالِ آشنا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Habitation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جَک و جَرش گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معمای مازنی: دلنگ وودلونگ تا هلی دره کهر مادیون اِسبی کِرِه سرو صدایش تا هلی دره میرسد مادیان قهوه ای و کره اسب سفید پاسخ: آسیاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یا بزقو نشستن به معنای کمین کردن و به کمین نشستن گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درختی با چوب سخت و تیغهای چوبی به بلندای ۵ تا ۸ سانتیمتر و برگی سبز نقره ای کهبرای ایجاد پرچین سبز غیر قابل نفوذ در اطراف مزارع و باغها بکار میرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اِس از واژه های کهن پارسی به معنای رخنه و شکاف است که گاهی در ایجاد واژه های فراموش شده یافت میشود مانند واژه ی اسکول ( غار ) که از ترکیب اس به معنای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارکِتِن گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باخِتِن صرف: باخِتِمه، باختی، باخِتِه، باختمی ، باختنی، باخِتتنه گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیب گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیل بر وزن بیل: لای، لجن نَسِل سیل: از تبار لجن گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کِلِه یا کِلِک: اجاق، آتش کِلِه چهارشنبه: چهارشنبه اجاق یا آتش گویش طالقانی