پیشنهادهای Iliass Rass (٢٣٩)
ببین از مصدر یاش، یاشیدن گویش طالقانی
یاش: دیدن گویش طالقانی
To foil To foil someone's plot to prevent something bad that someone is planning to do: A massive arms - smuggling plan has been foiled by the CIA ...
تنگی هنگام
دیر زمانی ست، مدت زیادی ست دیری ست که از خانه خرابان جهانم در سقف فروریخته ام چلچله ای نیست بهمن رافعی دیری، به شوقِ دیدنِ فردا، گریستم فردا، چو ...
سقلمه زدن ، مشت زدن نیست حالتیست که انگشتان دست از بند دوم تا شوند و شصت بین آنها قرار گیرد و ضربه ای آرام با پشت دست به پهلو یا پشت کسی زده شود ، ب ...
Another smart ass fancy word for shit. عبارتی فانتزی شده به معنای مدفوع، گُه
legitimate word for poop or shit گُه، مدفوع در گویش اصفهانی معادل آن را داریم:" کِ کِ" " کِ کِ خوردس هرکی گُفتِس"
کنایه از سَبُک دستی و مهارت در امر دزدی و فریبکاری و حیله سازی است و این اصطلاح از داستانی قدیمی سرچشمه می گیرد که دزدی ، گاوی را به دهقانی فروخت و ب ...
Stepping - stone Stepping stone stepping stone; plural noun: stepping stones; noun: steppingstone; plural noun: steppingstones a raised stone used s ...
وسیع المشرب؛ بی بندوبار و لاابالی در اصول و فروع دین. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . liberal - minded enlightened open - minded
گاهی برای تاکید بکار می رود حاشا که دلم ز شب نشینی سیر است
حاشا که دلم ز شب نشینی سیر است یا ساقی ما بی مدد و ادبیر است از خواب چو سایه عقل ها سر زیر است فردا ز پگه بیا که امشب دیر است مولانا
Sheesh" is an exclamation or interjection that is often used to express a range of emotions, such as surprise, disbelief, frustration, or admiration. ...
شیش sheesh برای ابراز تعجب بکار میرود ، امروزه در زبان انگلیسی و بخصوص در ویدئو های تیک تاک به وفور استفاده میشود، شاید برخاسته از شیشکی بعنوان استه ...
گر بُدی پی و پیاز و دیگبَر همسایه گان پی پیازی میزدیم، گر لقمه نانی داشتیم
Seize the moment Seize the day to use an opportunity to do something that you want and not to worry about the future دم را غنیمت دان
بزغاله گ یش طالقانی. Kooli
واژه درست کشکریت است، به معنای کشک ریخته، هم به معنای بخش های سفید و کشیده روی بدن زاغ، هم اشاره به سرقت کشکهایی که دردقدیم بر بام ها خشک میکردند توس ...
گشنیز
شیشه مار، کندفیل، لوس مار نوعی مارمولک بدون دست و پا و بدون زهر سابقا باور بر این بود که دو چین خوردگی دوطرف بدنش شکاف هایی هستند که برای شکار حشرات ...
مرکب از خر به معنای بهتر و خوش و مزه احتمالآ واژه خربزه دگرگون شده این واژه است
بالایش چون شاخسار انجیر انبوه و پایینش چون تنه توسکا باریک کنایه از ناموزون بودن گویش طالقانی
تنگ یا نواری چرمی که زین و پالان را با بستن به زیر سینه چهارپایان محکم میکند
اخته
پنیر تازه را در ماهیتابه روی آتش ورز میدهند تا روغن پس دهد بعد با کمی آرد دوباره ادامه میدهند تا به برشته گی و غلظت دلخواه برسد
غذایی حلوا مانند که طبق قول کتاب مقدس توسط خداوند برای بنی اسرائیل در صحرا پس از فرار از مصر فراهم شد. Manna from heaven چیزی بسیار خوب که زمانی ب ...
دم جنبانک، نوعی پرنده کوچک گویش طالقانی
پونه کوهی گویش طالقانی
لارو Laro مرکب از لار به معنی لای و اُ به معنی آب آبی معدنی حاوی املاح سنگین ته نشین شونده چون آهک و گوگرد
لای، ناخالصی ته نشین شونده ی آب.
مرکب از بام و شی که هم خانواده شدن رفتن است، بر بام شونده
نا ی پسوند هم داریم به معنای شبیه و مانند و از جنس چیزی بودن در واژه گانی چون سِره نا و سارینا و اَنِنا در گویش طالقانی به معنای کریه بودن و چون مد ...
ترکیب دو واژه تندور به معنای تنور و آوشن به معنای آمیزنده چوبی که برای جابجا کردن هیزم در تنور استفاده میشود تلفظ آوشن دقیقا مانند ocean انگلیسی است ...
ترکیب دو واژه کِلِه به معنای اجاق و آوشن به معنای آمیزنده، چوبی که برای جابجا کردن هیزم ها در آتش اجاق استفاده میشود گویش طالقانی
ضرب المثلی است به معنای اینکه به جمع یاوه گویان یکی دیگر اضافه شد مترادف آن در گویش طالقانی " دیو دَره رِ کم دیو دره؟" به پارسی "در دیو درّه کم دیو ...
به پس رانده شدن بواسطه وحود مانعی، تلنباری به پشت رانده شده چون پس خوردن خودرو ها بر اثر طولانی بودن زمان چراغ قرمز راهنمایی یا تصادف پیش رو یا پس خ ...
خیالِ آشنا
Habitation
جَک و جَرش گویش طالقانی
معمای مازنی: دلنگ وودلونگ تا هلی دره کهر مادیون اِسبی کِرِه سرو صدایش تا هلی دره میرسد مادیان قهوه ای و کره اسب سفید پاسخ: آسیاب
یا بزقو نشستن به معنای کمین کردن و به کمین نشستن گویش طالقانی
درختی با چوب سخت و تیغهای چوبی به بلندای ۵ تا ۸ سانتیمتر و برگی سبز نقره ای کهبرای ایجاد پرچین سبز غیر قابل نفوذ در اطراف مزارع و باغها بکار میرود
کوه
اِس از واژه های کهن پارسی به معنای رخنه و شکاف است که گاهی در ایجاد واژه های فراموش شده یافت میشود مانند واژه ی اسکول ( غار ) که از ترکیب اس به معنای ...
دارکِتِن گویش طالقانی
باخِتِن صرف: باخِتِمه، باختی، باخِتِه، باختمی ، باختنی، باخِتتنه گویش طالقانی
سیب گویش طالقانی
سیل بر وزن بیل: لای، لجن نَسِل سیل: از تبار لجن گویش طالقانی
کِلِه یا کِلِک: اجاق، آتش کِلِه چهارشنبه: چهارشنبه اجاق یا آتش گویش طالقانی