پیشنهاد
٢

تجمع و هیاهوی آدم های نابجا که خود را صاحب نظر می بینند عره: کنیز عوره: مسکین و پاپتی، یک لا قبا به نادرست البته اره و اوره در نت ثبت شده

پیشنهاد
٠

" خواهیم دید" به کسی که ادعایی دارد گفته میشود که یعنی زمان نشان خواهد داد که حق با تو نبوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترکه ای که در قدیم کودکان بین دو پای خود قرار میدادند و یک سر آن در دستشان بود و سر دیگر بر زمین کشیده میشد، و میدویدند انگار که سوار اسبی باشند، [ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[عامیانه ] طلب مرگ کسی را کردن کنایه از شستشوی مرده بر تخته ی غسالخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The medical suffix - algia means pain. This can be combined with many root words to determine the body part in pain. Cephalgia refers to a headache ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خربات یا خرابات از جمع دو واژه ی خر به معنی بزرگ و بات به معنای کاروانسرا یا مهمانخانه و اشاره به جهان دارد که محل گذر باشد و میهمانی و شاید در گذشته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رو به معنی فرزند: جانِ رو رو به معنی رودخانه : شاه رو رو به معنی رو داشتن: پر رو، سگِ رو ، که سگ رو از پرو پرو روتر بودن معنی میدهد گویش طالقانی

پیشنهاد
٠

Come rain or shine

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میشی پشو پلنگ اژدهای شاخدار در باور سرخپوستان این موجود نوعی روح جمعی سرخپوستی است که برای انتقام از قاتلینی که بیگناهان را کشته و هرگز دستگیر نشده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Olivier Pescheux - اولیویه پشو صاحب برند عطرسازی به همین نام که در ۵۷ سالگی بر اثر یک بیماری ناشناخته که بیماری اولیویه پشو نام گذاری شد درگذشت

پیشنهاد
٠

ضرب المثل گویش طالقانی کلاغه بعد از اینکه بچه دار شد آرزوی خوردن ان خشکه رو به گور برد به طنز توسط والدینی بکار میرود که فرزندشان علاوه بر غذای خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دقیقن انسان مثل سیگار می ماند، از لحظه ای که روشن می شود، درست از همان لحظه رو به نابودی می رود ژان پل سارتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لعنتی، ملعون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ممتاز، متفاوت، برتر یا برتری داده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلاشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لاس زنان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرگون شده، از شکل افتاده، معوج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

, Brim can also mean , brow , peak the brim/ brow of a hill the top part of a slope or hill بر بلندای، بر قله ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صِرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامحسوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدشگون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Oh some Scholar! Oh some Sailor! Oh some Wise Men from the skies! Please to tell a little Pilgrim Where the place called "Morning" lies! فلان، فلان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناتوان ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُرد زندگی را بدرود گفت، درگذشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دست برداشتن، دست کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" "Frolic Came from Dutch; Origin: "vroolijk" to play in an active happy way: Lambs frolicked in the next field. وروجک بودن، ورجه وورجه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

adrift

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یواشکی، بی سروصدا Fate departs calmly, a smile is on his mouth: No poet wants to escape pain, even if he writes his soul to the bone.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاییدن ، مقاومت و ایستاده گی کردن، دوام آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیستن، زندگی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چخردمه غذای محلی گرجستان که درون کوزه ای گلی را با شیر و راویولی و پنیر با چاشنی فلفل سیاه و نمک پر میکنند و دهانه آن را با خمیر نان میپوشانند و در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لولو بچه ترسان خیالی خوخو میاد میخوردت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کماه، علفی و چندساله است که ریشهٔ آن کمی کلفت و گوشتی، برگ های آن بسیار بریده و غباری، ساقه آن گوشتی و بلندی آن تا ۲ متر است. [۲] گل های آن به رنگ ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانه، بذر گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسلنگ هست به معنای سیگار راخیدن، براخیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سِس، سه هست ، بَده، ضایع ست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صرف: هادامه، هادای، هادا هادامی، هادانی، هادانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کِلاس، پنجه کش نوعی نان نیمه حجیم شبیه بربری گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گِرِت، نان گرد کوچک که روی آن شیو زرده تخم مرغ مالیده باشند گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسمت نرینه ی گیاه در گیاهانی شبیه سیر و سیرک و والک و ریواس و گلپر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترد ، تر و تازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بلّه لقمه بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوم جام ، کاسه جومِک جام یا کاسه کوچک، پیاله گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورم ، آماس، برآمدگی گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ritan، , baritan ریختن گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بکوب، بزن گویش طالقانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ایستاده است گویش طالقانیeisa، اِیسا صرف: ایسامه، ایسای، ایسا ایسانی، ایسانی، ایسانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نشسته گویش طالقانی از مصدر ، نیشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از موارد باستانی استفاده از قانون ظروف مرتطه در روستای نظامی گندیاب در طالقان بچشم میخورد روستایی نابوددشده مربوط به دوره پیشا اسلامی در حوالی رو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاک، ناحیه ای در دره که بخاطر ایجاد شدن گسل آب در طول بسیار از زمین خارج میشودو ناحیه ای تر و سرسبز ایجاد میکند