پیشنهادهای Iliass Rass (٢٣٩)
در جواب کسی گفته میشود که مشغول بدگویی از شخصی است که فوت شده، یعنی که از مرده شیطان هم دست برداشته
داگرئوتایپ دستگاهی از نخستین نیکان دوربین های عکس برداری که توسط لویی داگر Louis Jacques Mand� Daguerre اختراع شد و توانست اولین تصاویر دائمی را بر ...
مکافات عمل ( نیک یا بد ) the appropriate but chance reward or punishment by someone who deserves it
در معرض دید بودن ، قابل حدس و شک بودن
جای سفت شاشیدن کنایهاز گرفتار نتیجه عمل خود شدن اشاره به ترشح ادرار در نتیجه برخورد به جای سفت بر روی خود ادرار کننده
[ عامیانه] جیباش کارتونک بسته کنایهاز اینکه آه در بساط ندارد ، در جیبش یک ریال نیست
تجمع و هیاهوی آدم های نابجا که خود را صاحب نظر می بینند عره: کنیز عوره: مسکین و پاپتی، یک لا قبا به نادرست البته اره و اوره در نت ثبت شده
" خواهیم دید" به کسی که ادعایی دارد گفته میشود که یعنی زمان نشان خواهد داد که حق با تو نبوده
ترکه ای که در قدیم کودکان بین دو پای خود قرار میدادند و یک سر آن در دستشان بود و سر دیگر بر زمین کشیده میشد، و میدویدند انگار که سوار اسبی باشند، [ ...
[عامیانه ] طلب مرگ کسی را کردن کنایه از شستشوی مرده بر تخته ی غسالخانه
The medical suffix - algia means pain. This can be combined with many root words to determine the body part in pain. Cephalgia refers to a headache ...
خربات یا خرابات از جمع دو واژه ی خر به معنی بزرگ و بات به معنای کاروانسرا یا مهمانخانه و اشاره به جهان دارد که محل گذر باشد و میهمانی و شاید در گذشته ...
رو به معنی فرزند: جانِ رو رو به معنی رودخانه : شاه رو رو به معنی رو داشتن: پر رو، سگِ رو ، که سگ رو از پرو پرو روتر بودن معنی میدهد گویش طالقانی
Come rain or shine
میشی پشو پلنگ اژدهای شاخدار در باور سرخپوستان این موجود نوعی روح جمعی سرخپوستی است که برای انتقام از قاتلینی که بیگناهان را کشته و هرگز دستگیر نشده ...
Olivier Pescheux - اولیویه پشو صاحب برند عطرسازی به همین نام که در ۵۷ سالگی بر اثر یک بیماری ناشناخته که بیماری اولیویه پشو نام گذاری شد درگذشت
ضرب المثل گویش طالقانی کلاغه بعد از اینکه بچه دار شد آرزوی خوردن ان خشکه رو به گور برد به طنز توسط والدینی بکار میرود که فرزندشان علاوه بر غذای خود ...
دقیقن انسان مثل سیگار می ماند، از لحظه ای که روشن می شود، درست از همان لحظه رو به نابودی می رود ژان پل سارتر
لعنتی، ملعون
ممتاز، متفاوت، برتر یا برتری داده شده
تلاشی
لاس زنان
دگرگون شده، از شکل افتاده، معوج
, Brim can also mean , brow , peak the brim/ brow of a hill the top part of a slope or hill بر بلندای، بر قله ی
صِرف
نامحسوس
بدشگون
Oh some Scholar! Oh some Sailor! Oh some Wise Men from the skies! Please to tell a little Pilgrim Where the place called "Morning" lies! فلان، فلان ...
ناتوان ذهنی
مُرد زندگی را بدرود گفت، درگذشت
دست برداشتن، دست کشیدن
" "Frolic Came from Dutch; Origin: "vroolijk" to play in an active happy way: Lambs frolicked in the next field. وروجک بودن، ورجه وورجه کردن
adrift
یواشکی، بی سروصدا Fate departs calmly, a smile is on his mouth: No poet wants to escape pain, even if he writes his soul to the bone.
پاییدن ، مقاومت و ایستاده گی کردن، دوام آوردن
زیستن، زندگی کردن
چخردمه غذای محلی گرجستان که درون کوزه ای گلی را با شیر و راویولی و پنیر با چاشنی فلفل سیاه و نمک پر میکنند و دهانه آن را با خمیر نان میپوشانند و در ...
لولو بچه ترسان خیالی خوخو میاد میخوردت
کماه، علفی و چندساله است که ریشهٔ آن کمی کلفت و گوشتی، برگ های آن بسیار بریده و غباری، ساقه آن گوشتی و بلندی آن تا ۲ متر است. [۲] گل های آن به رنگ ز ...
دانه، بذر گویش طالقانی
اسلنگ هست به معنای سیگار راخیدن، براخیم
سِس، سه هست ، بَده، ضایع ست
صرف: هادامه، هادای، هادا هادامی، هادانی، هادانه
کِلاس، پنجه کش نوعی نان نیمه حجیم شبیه بربری گویش طالقانی
گِرِت، نان گرد کوچک که روی آن شیو زرده تخم مرغ مالیده باشند گویش طالقانی
قسمت نرینه ی گیاه در گیاهانی شبیه سیر و سیرک و والک و ریواس و گلپر
ترد ، تر و تازه
بلّه لقمه بزرگ
جوم جام ، کاسه جومِک جام یا کاسه کوچک، پیاله گویش طالقانی
ورم ، آماس، برآمدگی گویش طالقانی