پاسخهای Coralya
در ' ادبیات عرفانی ' ، این بیت به چه اشاره دارد ؟ نفس اژدهاست او کی خفته است از غم بی آلتی افسرده است
🔹 بیت نفس اژدهاست او کی خفته است / از غم بیآلتی افسرده است یعنی: نفس واقعاً هیچوقت نمیمیره یا نمیخوابه، فقط وقتی ابزار و زمینهی لذت مادی در دسترس نیست، آروم و افسرده نشون میده. 🔹 اشاره به ...
لطفا ترجمه کنید : شاید در مورد خانه های آدم های منفی اگر همسایه ی خوب اطراف آن ها می آمد و شهر بزرگ بود و آدم ها شناخت در مورد آن ها نبود فرد منفی می رفت می گفت کمی بعد از آمدن آدم های خوب طلای ...
Maybe when it came to the houses of negative people, if good neighbors moved in nearby, and the city was big enough so that people didn’t really know each other, the negative person would go and clai ...
از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جانا هر جا که روی ما را با خویش ببر جانا چون در دل ما آیی تو دامن خود برکش تا جامه نیالایی از خون جگر جانا ای ماه برآ آخر بر کوریِ مهرویان ابری سیه اندرکش در روی قم ...
🔹 مراد از جانا در شعر مولانا جان: بازتاب نور حقیقت جانا: رود جان، نوری که سالک رو با خودش میبره جانان: سرچشمهی جان، یعنی شمسالحق (خدا / خورشید حقیقت) 🔹 مفهوم بیتها بخاطر خ ...
طرار کیست ؟ چگونه کلاه از سر مه بر می دارند ؟ چگونه به یک عربده ، فلک را به چرخ آرند؟چگونه ساقی اند اما بی انگور؟ در روز گندم درو می کنند و در شب جو می کارند؟کجا میشه پیداشون کرد که به خدمتشون رفت؟بق ...
🔹 مولانا تو این غزل دو دسته آدم رو میگه: ۱. طرّارها (شیادای معنوی ) : کساییان که با ترفند و زور و خلسههای تقلبی (مثلاً هیپنوتیزم، دارو، یا بازیای ذهنی) دل آدمو خلوت میکنن، ولی راهشون کجه. ظاه ...
معنی و مفهوم ابیات چیست؟ دقیقا حضرت حافظ چه می فرماید؟در حال توصیفِ چیست؟ 👈 از مفاهیم کلی مانند محبوب و معشوق استفاده نشود . بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایهبان دارد بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد غبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد
حافظ توی این غزل، از نور جانی حرف میزنه که سالک بعد از سالها سلوک و مراقبه توی دلش میبینه. این نور واقعیته، نه خیال یا وهم. 🔹 بتی دارم... → منظور همون نوره که اول مثل گوییه با رنگهای سنبل (ب ...
تفاوت در لحظه حضور داشتن و در لحظه زندگی کردن چیست ؟ تجربه این دو چگونه است و هر کدام با چه کلماتی توصیف می شوند ؟
🔹 فرق حضور در لحظه و در لحظه بودن لحظه خودش تغییر نمیکنه؛ نه گذشتهست، نه آینده، همیشه همینه. حضور در لحظه یعنی فقط بودن، بیهیچ وابستگی به فکر، حس یا بدن. فقط مشاهدهگری ناب. حالتش با آرامش و ب ...
منظور از برج دل ، مه ،و بایست این جا چیست ؟مولانا دارد چه چیزی را ، به چه کسی آموزش می دهد ؟ به برج دل رسیدی بیست این جا چو آن مه را بدیدی بیست این جا بسی این رخت خود را ...
🔹 برج دل: جا یگاه روشن شدن دل و درخشیدن نور جان. 🔹 مه (ماه/بت/نگار/قمر): ن ماد همین نور درونی و الهی. مولانا اینجا به سالکهایی که بعد از خلوت، مراقبه و تهذیب نفس دلشون مثل آینه صاف شده و نور ...
با چند کلمه مختصر عنوان شود .
دیوان شمس → بیشتر حالوهوای شخصی و عاشقانه داره؛ تجربههای درونی، مراقبه، حضور در لحظه و سیر دل مولانا. مثنوی معنوی → بیشتر آموزشی و حکمیه؛ آداب، اخلاق، حکمت زندگی اجتماعی و نصیحتهای صوفیانه. منبع: راهنما اریس ✅
با در نظر گرفتنِ یک موضوع حسی ، با یک مثال مختصر ، این چهار تا را مشخص کنید .
مثال: شنیدن صدای کلاغ هشیاری: وقتی بداند این صدای کلاغ است. هوشیار بودن: وقتی آن را زیبا/زشت بداند (احساس خوشایند یا ناخوشایند). آگاهی: وقتی بگوید صدا دور یا نزدیک است، بم یا زیر است، اما نداند چیست. آگاه بودن: وقتی فقط بگوید یک صوت است بدون تشخیص بیشتر.
آیا مولانا و حافظ و سعدی وخیام وعراقی و ... و تمامی این شاعران شراب خوار بودند ؟ اگر خیر و اینگونه نیست ، پس چرا تا کنون هیچ کدام از استادان و پروفسورهای حافظ و خیام و مولانا و ... ...
می/شراب/باده توی شعر عرفانی، کدواژهست؛ یعنی حضور در لحظه، آگاهی و هوشیاری از خود و آگاهی برتر. 📌 توضیح ساده: وقتی سالک در مراقبه عمیق میشه، یه جور مستی و بیخودی تجربه میکنه که خیلی شبیه مستی ...