تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

موبر

پیشنهاد
٠

نام کسی را در روزنامه چاپ کردن اسم کسی را در روزنامه ها آوردن Ex. He became famous and had his name in the newspaper. او مشهور شد و نامش را در روز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به مصدری که بعد از این فعل می آید، می توان ترجمه را در قالبی شبیه به جمله ی زیر انجام داد👇 Ex. He went on to say that he would not resign a ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار زیر👇 How a long time you have been ! چقدر طولش دادی!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به ذهن کسی رسیدن به نظر کسی رسیدن Ex. I kept thinking until something came to my head. آنقدر فکر کردم تا موضوعی به ذهنم رسید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

⚠️ در ترجمه گاه می توان پیش از معنای " مصدر ing دار" از " آنقدر " استفاده کرد. Ex. I kept thinking until I found the answer . آنقدر فکر کردم تا ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثال برای ترجمه ای متفاوت👇 Ex. There is representative law_making in most countries. در اغلب کشورها قانونگذاری توسط نمایندگان مجلس انجام می شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از طریق مذاکره Ex. The two countries want a negotiated settlement of their differences. دو کشور خواستار حل اختلافهایشان از طریق مذاکره هستند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حل اختلافات

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be in power قدرت را در دست داشتن Ex. The army has been in power in Chile for many years. ارتش در شیلی سالها قدرت را در دست داشته است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدی تر Ex. They asked the U. N to take stronger action than a simple condemnation of South Africa. آنان از سازمان ملل خواستند تا فقط به محکومیت آفر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاه بهتر از به جای ترجمه وصفی[= نگاه پشت سری] درقالب یک جمله نوشته شود تا ترجمه ای روان بدست آید👇 Ex. Joe ran to his mother without a backward look ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پس روی کردن پسرفت کردن دچار پسرفت شدن Ex. The country's economy has gone backward. اقتصاد کشور دچار پسرفت شده است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Ex. No potato please; I've been trying to slim this week. ترجمه تحت اللفظی: لطفا سیب زمینی سرو نکنید؛ این هفته سعی می کرده ام لاغر شوم. ترجمه صحیح ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

⚠️ با اینکه معنی قید hopelessly "نومیدانه" یا "به نحوی ناامید کننده" است اما همیشه با همین ترجمه های تحت اللفظی نمی توان یک ترجمه ی روان انجام داد. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به کاربرد در ساختار زیر توجه کنید👇 subject * to be verb* contional *on مشروط بر این است که. . . Ex. The Soviet offer was conditional on the Ame ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در ساختار زیر هم کاربرد دارد👇 ☆ It is habitual about someone عادت داشتن. . . Ex. It is habitual about him to stay up late. او عادت دارد تا دیرو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیزی نمانده بود Ex. I barely missed falling into the well. چیزی نمانده بود داخل چاه بیفتم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

⚠️ترجمه ی تحت اللفظی "عادت داشتن" یا اضافه کردن "قبلا" به ترجمه مناسب نیست. به مثال زیر توجه کنید👇 You are not what you used to be اگر بخواهیم این ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قواعد گشتاری در زبانشناسی به قواعدی اشاره دارد که بر روساخت زبان نظاره می کند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیرساخت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Run to someone به طرف کسی دویدن Ex. Joe ran to his mother without a backward look. جو بدون اینکه به پشت سرش نگاه کند به طرف مادرش دوید.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He is sincere; he speaks as he thinks. او صادق است؛ دل و زبانش یکی است .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به عقیده من

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در مونده Ex. I was broke. Jobs hard to find. من درمونده بودم، کار مشکل گیر می اومد. ( ترجمه کوتوله /علی خزاعی فر )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشکل گیر آمدن Ex. I was broke. Jobs hard to find. من درمونده بودم، کار مشکل گیر می اومد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این فعل اغلب به صورت منفی و در قالب معانی مختلف ترجمه می شود👇 Ex. No grown man works in a hospital if he can help it. هیچ آدم عاقلی تا مجبور نباش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدم عاقل Ex. No grown man works in a hospital if he can help it. هیچ آدم عاقلی تا مجبور نباشه تو بیمارستان کار نمی کنه.

پیشنهاد
٠

کسی را به حال خویش رها کردن Ex. . . . . and left the nation to its own resources. . . . . . . و ملت را به حال خویش رها کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زندگی در شهر Ex. He still lives under the illusion that country life is superior to town life. او هنوز دچار این توهم هست که زندگی در روستا از زندگی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زندگی در روستا Ex. He still lives under the illusion that country life is superior to town life. او هنوز دچار این توهم هست که زندگی در روستا از زند ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با فعل live هم به کار می رود و می تواند به این صورت ترجمه شود: دچار این توهم بودن که. . . Ex. He still lives under the illusion that country life i ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت شخصی

پیشنهاد
٠

کسب مدارج علمی بالاتر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنجکاوی ذاتی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت بشری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسافر فضول Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ejected from the vehicle! بیش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همانطور که می دانیم Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ejected from the veh ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ معمولا با افعال to be به کار می رود. Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

و حتی ممکن است Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ejected from the vehicle! ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

☆ make your contribution در انجام کاری سهیم بودن در امری سهیم بودن Ex. You can make your contribution in a number of ways. شما می توانید به چندین ر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

☆ make a contribution to sth کمک به چیزی Ex. The aim of Translation Studies research is therefore to make a contribution to the field. بنابراین هدف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Ex. The sum of our knowledge مجموع دانش ما

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی کیفیت کیفیت سنجی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با آگاهی از اینکه. . . با آگاهی از این موضوع که . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Ex. This field can present the inecxperienccd researcher with a bewildering array of topics. این رشته می تواند محقق بی تجربه را در مقابل مجموعه گیج ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قصد داشتن تا. . . Ex. He aims to build a new house. قصد دارد تا خانه ای جدید بسازد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a basic familiarity with sth آشنایی اولیه با چیزی داشتن Ex. It is not an introduction to Translation Studies as such; we assume that readers ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

وقتی بین یک جمله ی منفی و یک جمله ی مثبت قرار می گیرد، "بلکه" ترجمه می شود👇 Ex. This book is not an introduction to Translation Studies as such; we ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به صورت کتبی به صورت مکتوب