پیشنهادهای شقایق (٥٠٧)
موبر
نام کسی را در روزنامه چاپ کردن اسم کسی را در روزنامه ها آوردن Ex. He became famous and had his name in the newspaper. او مشهور شد و نامش را در روز ...
با توجه به مصدری که بعد از این فعل می آید، می توان ترجمه را در قالبی شبیه به جمله ی زیر انجام داد👇 Ex. He went on to say that he would not resign a ...
کاربرد در ساختار زیر👇 How a long time you have been ! چقدر طولش دادی!
به ذهن کسی رسیدن به نظر کسی رسیدن Ex. I kept thinking until something came to my head. آنقدر فکر کردم تا موضوعی به ذهنم رسید.
⚠️ در ترجمه گاه می توان پیش از معنای " مصدر ing دار" از " آنقدر " استفاده کرد. Ex. I kept thinking until I found the answer . آنقدر فکر کردم تا ب ...
مثال برای ترجمه ای متفاوت👇 Ex. There is representative law_making in most countries. در اغلب کشورها قانونگذاری توسط نمایندگان مجلس انجام می شود.
از طریق مذاکره Ex. The two countries want a negotiated settlement of their differences. دو کشور خواستار حل اختلافهایشان از طریق مذاکره هستند.
حل اختلافات
☆ Be in power قدرت را در دست داشتن Ex. The army has been in power in Chile for many years. ارتش در شیلی سالها قدرت را در دست داشته است.
جدی تر Ex. They asked the U. N to take stronger action than a simple condemnation of South Africa. آنان از سازمان ملل خواستند تا فقط به محکومیت آفر ...
گاه بهتر از به جای ترجمه وصفی[= نگاه پشت سری] درقالب یک جمله نوشته شود تا ترجمه ای روان بدست آید👇 Ex. Joe ran to his mother without a backward look ...
پس روی کردن پسرفت کردن دچار پسرفت شدن Ex. The country's economy has gone backward. اقتصاد کشور دچار پسرفت شده است.
Ex. No potato please; I've been trying to slim this week. ترجمه تحت اللفظی: لطفا سیب زمینی سرو نکنید؛ این هفته سعی می کرده ام لاغر شوم. ترجمه صحیح ...
⚠️ با اینکه معنی قید hopelessly "نومیدانه" یا "به نحوی ناامید کننده" است اما همیشه با همین ترجمه های تحت اللفظی نمی توان یک ترجمه ی روان انجام داد. ...
به کاربرد در ساختار زیر توجه کنید👇 subject * to be verb* contional *on مشروط بر این است که. . . Ex. The Soviet offer was conditional on the Ame ...
در ساختار زیر هم کاربرد دارد👇 ☆ It is habitual about someone عادت داشتن. . . Ex. It is habitual about him to stay up late. او عادت دارد تا دیرو ...
چیزی نمانده بود Ex. I barely missed falling into the well. چیزی نمانده بود داخل چاه بیفتم.
⚠️ترجمه ی تحت اللفظی "عادت داشتن" یا اضافه کردن "قبلا" به ترجمه مناسب نیست. به مثال زیر توجه کنید👇 You are not what you used to be اگر بخواهیم این ...
قواعد گشتاری در زبانشناسی به قواعدی اشاره دارد که بر روساخت زبان نظاره می کند.
زیرساخت
☆ Run to someone به طرف کسی دویدن Ex. Joe ran to his mother without a backward look. جو بدون اینکه به پشت سرش نگاه کند به طرف مادرش دوید.
Ex. He is sincere; he speaks as he thinks. او صادق است؛ دل و زبانش یکی است .
به عقیده من
در مونده Ex. I was broke. Jobs hard to find. من درمونده بودم، کار مشکل گیر می اومد. ( ترجمه کوتوله /علی خزاعی فر )
مشکل گیر آمدن Ex. I was broke. Jobs hard to find. من درمونده بودم، کار مشکل گیر می اومد.
این فعل اغلب به صورت منفی و در قالب معانی مختلف ترجمه می شود👇 Ex. No grown man works in a hospital if he can help it. هیچ آدم عاقلی تا مجبور نباش ...
آدم عاقل Ex. No grown man works in a hospital if he can help it. هیچ آدم عاقلی تا مجبور نباشه تو بیمارستان کار نمی کنه.
کسی را به حال خویش رها کردن Ex. . . . . and left the nation to its own resources. . . . . . . و ملت را به حال خویش رها کرد.
زندگی در شهر Ex. He still lives under the illusion that country life is superior to town life. او هنوز دچار این توهم هست که زندگی در روستا از زندگی ...
زندگی در روستا Ex. He still lives under the illusion that country life is superior to town life. او هنوز دچار این توهم هست که زندگی در روستا از زند ...
با فعل live هم به کار می رود و می تواند به این صورت ترجمه شود: دچار این توهم بودن که. . . Ex. He still lives under the illusion that country life i ...
پیشرفت شخصی
کسب مدارج علمی بالاتر
کنجکاوی ذاتی
فعالیت بشری
مسافر فضول Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ejected from the vehicle! بیش ...
همانطور که می دانیم Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ejected from the veh ...
☆ معمولا با افعال to be به کار می رود. Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ...
و حتی ممکن است Ex. He is rather like the back_seat driver who, as we know, ends up being ignored _ and sometimes even gets ejected from the vehicle! ...
☆ make your contribution در انجام کاری سهیم بودن در امری سهیم بودن Ex. You can make your contribution in a number of ways. شما می توانید به چندین ر ...
☆ make a contribution to sth کمک به چیزی Ex. The aim of Translation Studies research is therefore to make a contribution to the field. بنابراین هدف ...
Ex. The sum of our knowledge مجموع دانش ما
ارزیابی کیفیت کیفیت سنجی
با آگاهی از اینکه. . . با آگاهی از این موضوع که . . .
Ex. This field can present the inecxperienccd researcher with a bewildering array of topics. این رشته می تواند محقق بی تجربه را در مقابل مجموعه گیج ...
قصد داشتن تا. . . Ex. He aims to build a new house. قصد دارد تا خانه ای جدید بسازد.
☆ Have a basic familiarity with sth آشنایی اولیه با چیزی داشتن Ex. It is not an introduction to Translation Studies as such; we assume that readers ...
وقتی بین یک جمله ی منفی و یک جمله ی مثبت قرار می گیرد، "بلکه" ترجمه می شود👇 Ex. This book is not an introduction to Translation Studies as such; we ...
به صورت کتبی به صورت مکتوب