تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما چه فرقی می کند؟

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. They just gave us our grades and sent us on our way. آنها فقط به ما مدرک دادند و فرستادند دنبال کارمان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی فایده بودن Ex. College was a breeze. دانشگاه بی فایده بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال برای ترجمه "چنین" Ex. Don't carry in stuff like this! لطفا چنین چیزهایی را همراه خود نیاورید!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را با خود آوردن چیزی را همراه خود آوردن چیزی را با خود حمل کردن Ex. Don't carry in stuff like this! لطفا چنین چیزهایی را همراه خود نیاورید!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داشتم می گفتم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور از بالا آمده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک رشته مروارید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای اجناس گاه به معنی" قاچاقی" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خدای بزرگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باد شبانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این درست نیست!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین پوشیده از چمن یا به اختصار " زمین چمن"

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسابقه دو دادن Ex. Our first - grade class raced during recess. شاگردان کلاس اول مدرسه ی ما زنگ های تفریح مسابقه دو می دادند.

پیشنهاد
٠

تا آخر دنیا تا ابد Ex. Looking into the boy's eyes, the girl said, " I wish we could be lovers until the end of the world. " دختر به چشم های پسر جوا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشق جوانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر آورده کردن آرزو " Ex. For freeing me, " said the genie, "I will grant you each a wish. " غول چراغ جادو گفت: اگر آزادم کنید یک آرزوی هر کدام از شم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش برخورد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک سال ِ تمام Ex. As a child, she dreamed of wolves. They chased her each night for one year. وقتی بچه بود گرگ ها را در رویا می دید. آنها یک سال تم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکم گذاشتن محکم جا دادن Ex. He slammed home the blade. محکم تیغه ی چاقو را در غلافش گذاشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ارتباط با چاقو، شمشیر و . . . منظور از "home" همان"غلاف" است. Ex. He slammed home the blade. محکم تیغه ی چاقو را در غلافش گذاشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلند شدن صدای ترمز ماشین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوچک اندام و ظریف ریزنقش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. That Earth deserved no better than Galactic extermination. زمین سزاوار چیزی جز نابودی کهکشانی نبود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمیت دادن Ex. The things they held of import. چیزهایی که به آن اهمیت می دادند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آسانی می توان دریافت که . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاید امیدی باشد!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهامت کاری را پیدا کردن Ex. Last night was the first time I had the nerve to stand up and say. "No!" دیشب برای اولین بار شهامت پیدا کردم تا بلند شوم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنبال کسی یا چیزی گشتن Ex. Recently, I checked around. تازگی ها دنبال آنها گشتم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

من آمدم! Honey, I'm home! I bought a new guitar. عزیزم من آمدم! یک گیتار جدید گرفتم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرزوی ِ . . . Ex. Everything but desire to be held همه چیز جز آرزوی در آغوش کشیده شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالهاست که . . . Ex. He hasn't touched me in years. سالهاست که مرا نوازش نکرده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آثار تزریق کبودی و جای زخم ناشی از تزریق ( خصوصا تزریق مواد مخدر و هروئین )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاک کردن Ex. She polished her glasses. زن شیشه های عینکش را پاک کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دقیق Ex. "Eight stab wounds, eight corpses, zero clues, " sighed the inspector, " He's neat, efficient. " کارآگاه آهی کشید و گفت: " هشت ضربه چاقو، ه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Work magic شعبده بازی کردن Ex. Carmine the Magnificent was indeed magnificent as he worked his magic. کارمین شگفت انگیز در وقت شعبده بازی جادوگری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آینده Ex. Subsequent generations نسلهای آینده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه وحشتناک! A road kill? Gross! جسد؟ چه وحشتناک!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شایعه شده که . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باید جالب باشه!

پیشنهاد
٠

بودنت بهم آرامش میده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محتاج چیزی بودن Ex. My soul needs your existence. روحم به بودنت محتاج ِ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زود بالا آمدن ( سبزه، گیاه و . . . ) Ex. Weeds grow fast but they don't have roots. علف هرز زود بالا میاد اما ریشه نداره!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزان تر شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنها چیزی که . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی در بافت زمانیِ حال به کار می رود می تواند به این معنی باشد: نمی توانم خودم را عوض کنم Ex. Collecting money is my life. Never could change. پو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادداشت گذاشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ به صورت فعل عبارتی تفکیک پذیر هم به کار می رود. Ex. She awoke first; cleaned me out. او زودتر بلند شد، دار و ندارم را برد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی خاصیت بودن