تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] موافقت نامه های نزاکتی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رنگ چیزی یا کسی پریدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بازی رو تموم کن! نقش بازی نکن!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مرثیه ای بر . . . Ex. Requiem for a dream مرثیه ای بر یک رویا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( Garofalo ( R گاروفالو یکی از بنیادگذاران دانش جرم شناسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

به حرف کسی گوش دادن Ex. If I had listened to the critics, I'd have died drunk in the gutter! اگر به حرف منتقدان گوش داده بودم، مخمور در جوی آب جان ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در جوی آب Ex. If I had listened to the critics, I'd have died drunk in the gutter! اگر به حرف منتقدان گوش داده بودم، مخمور در جوی آب جان می دادم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنار کسی بودن Ex. If the world was ending, I’d wanna be next to you. اگه دنیا رو به پایان بود دلم میخواد کنار تو باشم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مبالغ پرداختی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انبوه ِ. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

All Hail King Julien زنده باد پادشاه جولین

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به من فکر کن Ex. Think of me and I’ll be there. به من فکر کن و من اونجا پیشت خواهم بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صبر داشته باش! Ex. It will be your time soon, have patience! نوبت تو هم میشه، صبر داشته باش!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اینقدر غرغر نکن!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طلای ناب

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ After midnight Ex. It was after midnight! شب از نیمه گذشته بود!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Ex. It was after midnight! شب از نیمه گذشته بود!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

☆ Make the use of . . . از چیزی استفاده کردن ☆ Make the slightest use of . . . از چیزی هیچ استفاده ای نکردن Ex. You did not make the slightest us ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیچ Ex. You did not make the slightest use of it! ازش هیچ استفاده ای نمی کردی!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمع بندی کردن Ex. Ok, let's summarize: خب بذارید یه جمع بندی بکنیم:

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یه چیز خاص

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

☆ Be extremely happy سر از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سر از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be extremely happy سر از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به راه افتادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Ex. I have never yet been beaten. هیچ کس تا حالا نتونسته منو شکست بده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a special hostility to someone دشمنی خاصی با کسی داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

با خاک یکسان کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Ruin to the ground با خاک یکسان کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

☆ Ruin to the ground با خاک یکسان کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متحول شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

☆ Have a short look at . . . به . . . نگاهی انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a short look at . . . به . . . نگاهی انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به . . . نگاهی انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

[به]نفع خود Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خود کار عاقلانه ای است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Turn circumstances تغییر دادن شرایط Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خود کار عاقلانه ای است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن شرایط Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خود کار عاقلانه ای است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ It is wise to . . . [ انجام دادن فلان عمل ] کار عاقلانه ای است. Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ It is wise to . . . [ انجام دادن فلان عمل ] کار عاقلانه ای است. Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ was/were about to . . . نزدیک بود. . . Ex. He was about to kill her. نزدیک بود او را بکشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رجز خوانی Ex. Keep your boasting till you've won. رجز خونی رو نگه دار واسه وقتی که برنده شدی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Watch one's movements حرکات کسی را زیر نظر گرفتن Ex. He decided to watch his movements. تصمیم گرفت حرکات او را زیر نظر بگیرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرکات کسی را زیر نظر گرفتن Ex. He decided to watch his movements. تصمیم گرفت حرکات او را زیر نظر بگیرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گریه زاری راه انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ Make loud lamentations گریه زاری راه انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هنوز . . . . [فعل جمله به صورت منفی] Ex. I never yet drank water. من هنوز آب نخورده ام.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر با for me - - - > برایم Ex. In prison, milk was both food and drink to me. در زندان شیر برایم هم غذا و هم آب بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ اگر به طور کلی در معنای" آشامیدنی" به کار رفته است می توان معادل" آب" را در نظر گرفت👇 Food and drink آب و غذا Ex. In prison, milk was both food ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آب و غذا Ex. In prison, milk was both food and drink to me. در زندان شیر برایم هم غذا و هم آب بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرسنه ماندن