پیشنهادهای شقایق (١,٩٤٥)
[حقوق] موافقت نامه های نزاکتی
رنگ چیزی یا کسی پریدن
بازی رو تموم کن! نقش بازی نکن!
مرثیه ای بر . . . Ex. Requiem for a dream مرثیه ای بر یک رویا
( Garofalo ( R گاروفالو یکی از بنیادگذاران دانش جرم شناسی
به حرف کسی گوش دادن Ex. If I had listened to the critics, I'd have died drunk in the gutter! اگر به حرف منتقدان گوش داده بودم، مخمور در جوی آب جان ...
در جوی آب Ex. If I had listened to the critics, I'd have died drunk in the gutter! اگر به حرف منتقدان گوش داده بودم، مخمور در جوی آب جان می دادم.
کنار کسی بودن Ex. If the world was ending, I’d wanna be next to you. اگه دنیا رو به پایان بود دلم میخواد کنار تو باشم.
مبالغ پرداختی
انبوه ِ. . .
All Hail King Julien زنده باد پادشاه جولین
به من فکر کن Ex. Think of me and I’ll be there. به من فکر کن و من اونجا پیشت خواهم بود.
صبر داشته باش! Ex. It will be your time soon, have patience! نوبت تو هم میشه، صبر داشته باش!
اینقدر غرغر نکن!
طلای ناب
☆ After midnight Ex. It was after midnight! شب از نیمه گذشته بود!
Ex. It was after midnight! شب از نیمه گذشته بود!
☆ Make the use of . . . از چیزی استفاده کردن ☆ Make the slightest use of . . . از چیزی هیچ استفاده ای نکردن Ex. You did not make the slightest us ...
هیچ Ex. You did not make the slightest use of it! ازش هیچ استفاده ای نمی کردی!
جمع بندی کردن Ex. Ok, let's summarize: خب بذارید یه جمع بندی بکنیم:
یه چیز خاص
☆ Be extremely happy سر از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن
سر از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن
☆ Be extremely happy سر از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن
به راه افتادن
Ex. I have never yet been beaten. هیچ کس تا حالا نتونسته منو شکست بده.
☆ Have a special hostility to someone دشمنی خاصی با کسی داشتن
با خاک یکسان کردن
☆ Ruin to the ground با خاک یکسان کردن
☆ Ruin to the ground با خاک یکسان کردن
متحول شدن
☆ Have a short look at . . . به . . . نگاهی انداختن
☆ Have a short look at . . . به . . . نگاهی انداختن
به . . . نگاهی انداختن
[به]نفع خود Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خود کار عاقلانه ای است.
☆ Turn circumstances تغییر دادن شرایط Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خود کار عاقلانه ای است.
تغییر دادن شرایط Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خود کار عاقلانه ای است.
☆ It is wise to . . . [ انجام دادن فلان عمل ] کار عاقلانه ای است. Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خ ...
☆ It is wise to . . . [ انجام دادن فلان عمل ] کار عاقلانه ای است. Ex. It is wise to turn circumstances to good account. تغییر دادن شرایط به نفع خ ...
☆ was/were about to . . . نزدیک بود. . . Ex. He was about to kill her. نزدیک بود او را بکشد.
رجز خوانی Ex. Keep your boasting till you've won. رجز خونی رو نگه دار واسه وقتی که برنده شدی.
☆ Watch one's movements حرکات کسی را زیر نظر گرفتن Ex. He decided to watch his movements. تصمیم گرفت حرکات او را زیر نظر بگیرد.
حرکات کسی را زیر نظر گرفتن Ex. He decided to watch his movements. تصمیم گرفت حرکات او را زیر نظر بگیرد.
گریه زاری راه انداختن
☆ Make loud lamentations گریه زاری راه انداختن
هنوز . . . . [فعل جمله به صورت منفی] Ex. I never yet drank water. من هنوز آب نخورده ام.
برابر با for me - - - > برایم Ex. In prison, milk was both food and drink to me. در زندان شیر برایم هم غذا و هم آب بود.
☆ اگر به طور کلی در معنای" آشامیدنی" به کار رفته است می توان معادل" آب" را در نظر گرفت👇 Food and drink آب و غذا Ex. In prison, milk was both food ...
آب و غذا Ex. In prison, milk was both food and drink to me. در زندان شیر برایم هم غذا و هم آب بود.
گرسنه ماندن