euthanasia

/ˌjuːθəˈneɪʒə//ˌjuːθəˈneɪzɪə/

معنی: مرگ اسان
معانی دیگر: (کشتن از روی ترحم انسان یا جانور به خاطر نجات دادن آنها از درد و غیره) کشتن دلسوزانه، مهرین کشی، مرگ یا قتل کسانی که دچار مر­ سخت ولاعلاجند برای تخفیف درد انها
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: euthanasic (adj.)
• : تعریف: the act of putting to a painless death a person or animal suffering from a painful, incurable disease or injury; mercy killing.

- Oregon's Death With Dignity Act legalized euthanasia for the terminally ill.
[ترجمه ترگمان] مرگ ارگان با قانون وقار و کرامت به خاطر بیماری terminally مورد احترام قرار گرفت
[ترجمه گوگل] مرگ اورگان با قانون شرافتمندانه ائتنازیا را برای بیماران مبتلا به سرطان قانونی قانونی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Should euthanasia be made legal?
[ترجمه مرتضی چوپانکاره] ایالت اورگون امریکا با لایحه ی مرگ شرافتمندانه ، کشتن از سر ترحم را برای بیماری های لاعلاج قانونی کرد .
|
[ترجمه ترگمان]آیا خودکشی باید قانونی باشد؟
[ترجمه گوگل]آیا قانونی باید قانونی باشد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They argued in favour of legalizing voluntary euthanasia .
[ترجمه ترگمان]آن ها به نفع قانونی کردن euthanasia داوطلبانه استدلال کردند
[ترجمه گوگل]آنها به نفع قانونی کردن اتانازی داوطلبانه بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Euthanasia is illegal in most countries.
[ترجمه ترگمان]euthanasia در اغلب کشورها غیر قانونی است
[ترجمه گوگل]Euthanasia در اکثر کشورها غیر قانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There are strong arguments for and against euthanasia.
[ترجمه ترگمان]دلایل محکمی برای مقابله با euthanasia وجود دارد
[ترجمه گوگل]استدلال های قوی برای و در برابر euthanasia وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Although some people campaign for the right to euthanasia, it is still illegal in most countries.
[ترجمه ترگمان]اگرچه برخی از مردم برای حق با euthanasia مبارزه می کنند، اما هنوز در بسیاری از کشورها غیر قانونی است
[ترجمه گوگل]اگر چه بعضی از مردم برای حق اتیاناساسی مبارزه می کنند، اما در اکثر کشورهای دیگر نیز غیرقانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Euthanasia technically remained a criminal offence subject to a minimum prison sentence of 12 years under Article 293 of the penal code.
[ترجمه ترگمان]euthanasia به لحاظ فنی یک جرم جنایی با حداقل محکومیت زندان به مدت ۱۲ سال تحت ماده ۲۹۳ قانون جزا است
[ترجمه گوگل]جنبش الهی به لحاظ فنی، به موجب ماده 293 قانون مجازات، به موجب ماده 293 قانون مجازات، حداقل 12 سال زندان محکوم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Euthanasia for terminally ill patients is a political hot potato.
[ترجمه ترگمان]euthanasia برای بیماران terminally، یک سیب زمینی داغ سیاسی است
[ترجمه گوگل]Euthanasia برای بیماران مبتلا به ناتوانی یک سیب زمینی گرم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Most doctors are opposed to euthanasia on ethical grounds.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از پزشکان با خودکشی در زمینه های اخلاقی مخالف هستند
[ترجمه گوگل]اکثر پزشکان به علل اخلاقی مخالف اتیانازی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. But these analogies - murder, euthanasia - were summoned up in order to generate a remorse he did not instinctively feel.
[ترجمه ترگمان]اما این ۲۶ قتل، مرگ آسان و مرگ آسان برای تولید پشیمانی بود که به طور غریزی احساس نمی کرد
[ترجمه گوگل]اما این تقلید ها - قتل، اتیاناسیا - به منظور تولید سخنانی که او به طور غریزی احساس نمی کرد، فراخوانده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In the Netherlands euthanasia has already been legalized.
[ترجمه ترگمان]در هلند با مرگ این کشور به رسمیت شناخته شده است
[ترجمه گوگل]در هلند هلال احمر قانونی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. By refusing to discuss euthanasia, they usher in something worse.
[ترجمه ترگمان]با امتناع از مرگ به مرگ آسان، آن ها یک چیز بدتر پیدا می کنند
[ترجمه گوگل]با نادیده گرفتن بحث در مورد ائتانازی، آنها در چیزی بدتر می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Part four: Fortune's wheel of euthanasia in China.
[ترجمه ترگمان]بخش چهارم: چرخ تقدیر از خودکشی در چین
[ترجمه گوگل]قسمت چهارم: چرخ فتوت ایتانازیا در چین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It mainly introduces theoretical foundation of euthanasia decimalization that included ethical and penal foundation.
[ترجمه ترگمان]این اصل به طور عمده بنیان نظری of decimalization را معرفی می کند که شامل اصول اخلاقی و کیفری است
[ترجمه گوگل]این به طور عمده پایه تئوری اعمال افتراق ائتنازیا را شامل می شود که شامل بنیاد اخلاقی و کیفری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Except the Netherlands all the European nations consider euthanasia illegal.
[ترجمه ترگمان]بجز هلند، تمام کشورهای اروپایی این خودکشی را غیر قانونی می دانند
[ترجمه گوگل]به استثنای هلند، تمام کشورهای اروپایی اتیانزا را غیرقانونی می دانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مرگ اسان (اسم)
euthanasia

به انگلیسی

• painless killing of a person or animal who is terminally ill, mercy killing
euthanasia is the practice of painlessly killing a sick or injured person to relieve their suffering when they cannot be cured.

پیشنهاد کاربران

اتانازی ( به فرانسوی: Euthanasie ) , [۱][۱] که در زبان یونانی به معنی �مرگ خوب� است و یا به مرگ در اصطلاح شرایطی است که در آن، بیمار بنا به درخواست خودش به صورت طبیعی و آرام بمیرد.

کسانی که در شرایط این نوع از مرگ قرار دارند بیشتر بیماران لاعلاج هستند و یا کسانی که از یک بیماری شدید روحی ( افسردگی اساسی و… ) رنج می برند و با رضایت خود، از افرادی مثل پزشکان معالج یا پرستاران یا افراد خانواده خود، بخواهند که به آن ها در مردن کمک و یاری کنند. [۲] در فارسی به آن �خوش میری�، �مرگ آسان�، �به مرگی�، �مرگ شیرین�، �مرگ با وقار�، �با وقار مردن�، �مرگ موقرانه� یا �مرگ بدون بی حرمتی� نیز گفته شده است. [۳][۴][۵]
کشتن از روی ترحم، یا قتل از روی ترحم
به مرگی
آسان مرگی
مرگ خودخواسته
مرگ خود خواسته ( مرگی که در آن با رضایت کامل طرف انجام میشود معمولا به خاطر بیماری لاعلاج )
خوش مرگی
هو مرگ، مصدر آن میشود هو مرگانیدن
هو پیشوند فارسی به معنای خوب و معادل پیشوند eu
مرگ ترحم بنیان
کشتن ترحم آمیز، مرگ ملتمسانه
یو تِنی ژا

the act or practice of killing someone who is very sick or injured in order to prevent any more suffering

◀️ a physician who refuses to practice euthanasia
مرگ اسان
مرگ خودخواسته، اتونازیسم
مرگ بارضایت
بِه کُشی
اُتانازی� یا �هومرگی
خرم آنروزکزین منزل ویرانی بروم
راحت جان طلبم وزپی جانان بروم حافظ
عاشق پرواز داوطلبانه ام بقول عرفان موت ارادی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما