تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

�خَسِرَت صَفقَةُ عَبدٍ لَم تَجعَل لَهُ مِن حُبّکَ نَصِیباً�. امام حسین ( ع ) : �پروردگارا! کسی که از محبّت خود بهره ‏مندش نکردی، زیان کرده است�.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته جمعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I'm stressed

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواهر زن، خواهر شوهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تواب: علامه طباطبایی معتقدند که خدا دوبار به قلب انسان رجوع می کند، بار اول که رجوع کرد انسان حالت پشیمانی به او دوست می دهد. بار دوم که رجوع کرد انس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه وقی به معنای پرهیز و حفاظت شدید است. انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکراه به معنای مشقتی است که از خارج و به اکراه و اجبار دیگران بر آدمی تحمیل شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکراه به معنای مشقتی است که از خارج و به اکراه و اجبار دیگران بر آدمی تحمیل شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اکراه به معنای مشقتی است که از خارج و به اکراه و اجبار دیگران بر آدمی تحمیل شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیبت آن است که در غیاب برادر دینی، به بیان آنچه نقلش مایه ناخشنودی او می شود بپردازند، خواه آن نقص در بدن او باشد یا در نَسب یا در صفات و افعال و اقو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یغتب: غیبت آن است که در غیاب برادر دینی، به بیان آنچه نقلش مایه ناخشنودی او می شود بپردازند، خواه آن نقص در بدن او باشد یا در نَسب یا در صفات و افعال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثم: اثم در اصل به معنای اعمالی است که انسان را از رسیدن به ثواب دور می سازد. اثم به عمل زشتی گویند که باعث می شود نعمتی که قرار است به انسان برسد دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثم: اثم در اصل به معنای اعمالی است که انسان را از رسیدن به ثواب دور می سازد. اثم به عمل زشتی گویند که باعث می شود نعمتی که قرار است به انسان برسد دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثم: اثم در اصل به معنای اعمالی است که انسان را از رسیدن به ثواب دور می سازد. اثم به عمل زشتی گویند که باعث می شود نعمتی که قرار است به انسان برسد دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثم: اثم در اصل به معنای اعمالی است که انسان را از رسیدن به ثواب دور می سازد. اثم به عمل زشتی گویند که باعث می شود نعمتی که قرار است به انسان برسد دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

الظن: احتمال قوی. به احتمال ضعیف وهم و مابین ظن و وهم را شک می گویند. دو نوع ظن در قرآن وجود دارد: ظنّ حَسَن و ظن قبیح. اما در بیشتر موارد کاربرد ظن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الظن: احتمال قوی. به احتمال ضعیف وهم و مابین الظن و وهم را شک می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

اجتنبوا: جنب به معنای پهلوی انسان است. وقتی انسان چیزی را بخواهد و دوست بدارد، با روی خود به سمت آن می رود، و اگر چیزی را دوست نداشته باشد، و بلکه از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجتناب: جنب به معنای پهلوی انسان است. وقتی انسان چیزی را بخواهد و دوست بدارد، با روی خود به سمت آن می رود، و اگر چیزی را دوست نداشته باشد، و بلکه از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجتنبوا: جنب به معنای پهلوی انسان است. وقتی انسان چیزی را بخواهد و دوست بدارد، با روی خود به سمت آن می رود، و اگر چیزی را دوست نداشته باشد، و بلکه از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لقب هم می تواند معنی مدحی داشته باشد هم مذموم باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنابزوا: نبز به معنای لقب زشت و یا با لقب زشت کسی را صدا زدن است ( اصطلاحا برای کسی اسم گذاشتن، مثلا اکبر کوره، سعید گاوی، نیما پلشت و القاب زشت دیگر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تنابزوا: نبز به معنای لقب زشت و یا با لقب زشت کسی را صدا زدن است ( اصطلاحا برای کسی اسم گذاشتن، مثلا اکبر کوره، سعید گاوی، نیما پلشت و القاب زشت دیگر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنابزوا: نبز به معنای لقب زشت و یا با لقب زشت کسی را صدا زدن است ( اصطلاحا برای کسی اسم گذاشتن، مثلا اکبر کوره، سعید گاوی، نیما پلشت و القاب زشت دیگر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت �همز� و �لمز�: �لمز�، بیان عیب های افراد در حضور آنها است، و �همز� بیان عیب های دیگران در غیاب آنها. تفاوت دیگر این است که �لمز� عیب جوئی با چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت �همز� و �لمز�: �لمز�، بیان عیب های افراد در حضور آنها است، و �همز� بیان عیب های دیگران در غیاب آنها. تفاوت دیگر این است که �لمز� عیب جوئی با چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت �همز� و �لمز�: �لمز�، بیان عیب های افراد در حضور آنها است، و �همز� بیان عیب های دیگران در غیاب آنها. تفاوت دیگر این است که �لمز� عیب جوئی با چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت �همز� و �لمز�: �لمز�، بیان عیب های افراد در حضور آنها است، و �همز� بیان عیب های دیگران در غیاب آنها. تفاوت دیگر این است که �لمز� عیب جوئی با چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت �همز� و �لمز�: �لمز�، بیان عیب های افراد در حضور آنها است، و �همز� بیان عیب های دیگران در غیاب آنها. تفاوت دیگر این است که �لمز� عیب جوئی با چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت عسی و لعل: عسی امیدواری آمیخته با عدم قطعیت و تردید است و لعل به معنی امیدواری به اموری است که رخ دادن آن در آینده غیرقابل پیش بینی است. این کل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت عسی و لعل: عسی امیدواری آمیخته با عدم قطعیت و تردید است و لعل به معنی امیدواری به اموری است که رخ دادن آن در آینده غیرقابل پیش بینی است. این کل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت استهزا و تمسخر: استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون اینکه کاری انجام داده باشد مسخره شود؛ ولی تمسخر در آنجاست که به سبب کاری که انجام داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت قسط و عدل: قسط یعنی دادن سهم عادلانه هر کس به خود او. قسط�، آن عدلی است که اجرا شده است. عدل در مورد داوری است اما قسط در مورد تقسیم حقوق است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عدل: به معنای حد وسط است که نه افراط است و نه تفریط. تعریف دوم عدل این است که عدل هر چیز را در سر جای خود می نشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عدل: به معنای حد وسط است که نه افراط است و نه تفریط. تعریف دوم عدل این است که عدل هر چیز را در سر جای خود می نشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عدل: به معنای حد وسط است که نه افراط است و نه تفریط. تعریف دوم عدل این است که عدل هر چیز را در سر جای خود می نشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عدل: به معنای حد وسط است که نه افراط است و نه تفریط. تعریف دوم عدل این است که عدل هر چیز را در سر جای خود می نشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عدل: به معنای حد وسط است که نه افراط است و نه تفریط. تعریف دوم عدل این است که عدل هر چیز را در سر جای خود می نشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عدل: به معنای حد وسط است که نه افراط است و نه تفریط. تعریف دوم عدل این است که عدل هر چیز را در سر جای خود می نشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از �فیء� به معنای بازگشت و رجوع به حالت نیک است. مثلا در سوره حجرات داریم که اگر یک طائفه به طائفه ای دیگر تعدی و ظلم کرد، با آن طائفه تعدی کننده بجن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افاء: از �فیء� به معنای بازگشت و رجوع به حالت نیک است. مثلا در سوره حجرات داریم که اگر یک طائفه به طائفه ای دیگر تعدی و ظلم کرد، با آن طائفه تعدی کنن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افاء: از �فیء� به معنای بازگشت و رجوع به حالت نیک است. مثلا در سوره حجرات داریم که اگر یک طائفه به طائفه ای دیگر تعدی و ظلم کرد، با آن طائفه تعدی کنن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از �فیء� به معنای بازگشت و رجوع به حالت نیک است. مثلا در سوره حجرات داریم که اگر یک طائفه به طائفه ای دیگر تعدی و ظلم کرد، با آن طائفه تعدی کننده بجن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بغی: بدون حق ظلم کردن ( تفسیر المیزان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بغی: بدون حق ظلم کردن ( تفسیر المیزان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بغی: بدون حق ظلم کردن ( تفسیر المیزان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حکیم: حکمت یعنی رسیدن به حق با عقل و علم. بنابراین حکیم به کسی می گویند که هم از کارهای زشت دوری می کند و هم از کارهای بیهوده. در نتیجه حکیم کارهای ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حکیم: حکمت یعنی رسیدن به حق با عقل و علم. بنابراین حکیم به کسی می گویند که هم از کارهای زشت دوری می کند و هم از کارهای بیهوده. در نتیجه حکیم کارهای ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نعمت: حالتی پسندیده و متناسب با طبع انسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه رشد به معنای راه راست ادامه دادن و به مقصد رسیدن است. در قرآن، این کلمه گاهی در مقابل کلمه غی به معنای گمراه شدن و گاهی در مقابل کلمه ضر به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه رشد به معنای راه راست ادامه دادن و به مقصد رسیدن است. در قرآن، این کلمه گاهی در مقابل کلمه غی به معنای گمراه شدن و گاهی در مقابل کلمه ضر به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه رشد به معنای راه راست ادامه دادن و به مقصد رسیدن است. در قرآن، این کلمه گاهی در مقابل کلمه غی به معنای گمراه شدن و گاهی در مقابل کلمه ضر به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه رشد به معنای راه راست ادامه دادن و به مقصد رسیدن است. در قرآن، این کلمه گاهی در مقابل کلمه غی به معنای گمراه شدن و گاهی در مقابل کلمه ضر به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه رشد به معنای راه راست ادامه دادن و به مقصد رسیدن است. در قرآن، این کلمه گاهی در مقابل کلمه غی به معنای گمراه شدن و گاهی در مقابل کلمه ضر به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه رشد به معنای راه راست ادامه دادن و به مقصد رسیدن است. در قرآن، این کلمه گاهی در مقابل کلمه غی به معنای گمراه شدن و گاهی در مقابل کلمه ضر به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت اطاعت و عبادت و تبعیت: اطاعت به معنای خضوع قلبی در مقابل امر مولا است. عبادت یک مرحله پایین تر از اطاعت است یعنی بسیاری از انسانها اهل عبادتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ندم به معنی پشیمانی و تأسف بر چیزی که از دست رفته است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ندم به معنی پشیمانی و تأسف بر چیزی که از دست رفته است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ندم به معنی پشیمانی و تأسف بر چیزی که از دست رفته است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ندم به معنی پشیمانی و تأسف بر چیزی که از دست رفته است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تفاوت فعل و عمل: فعل به کار جزئی و لحظه ای مربوط می شود که به سرعت انجام شود اما �عمل� یک کار استمراری و همراه با برنامه ریزی قبلی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل نیز به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل نیز به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل نیز به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل نیز به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جهل نیز به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل نیز به معنای انجام دادن ناآگاهانه یک عمل است. جهل متضاد علم است. بنابراین جهل یعنی نبود علم خواه جاهل بداند که نمی داند یا نداند که نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

قوم در اصل به معنای جماعتی از مردان است و به همین جهت در عبارت "لا یسخر قوم من قوم و لا نساء من نساء "حکم مسخره نکردن را برای زنان جداگانه مطرح کرده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوم در اصل به معنای جماعتی از مردان است و به همین جهت در عبارت "لا یسخر قوم من قوم و لا نساء من نساء "حکم مسخره نکردن را برای زنان جداگانه مطرح کرده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوم در اصل به معنای جماعتی از مردان است و به همین جهت در عبارت "لا یسخر قوم من قوم و لا نساء من نساء "حکم مسخره نکردن را برای زنان جداگانه مطرح کرده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه مصیبت به معنای واقعه و حادثه ای است که به انسان یا هر چیز اصابت کند و از اصابه تیر به هدف منشا گرفته است که هم شامل اصابه رویدادهای خیر می شود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه مصیبت به معنای واقعه و حادثه ای است که به انسان یا هر چیز اصابت کند و از اصابه تیر به هدف منشا گرفته است که هم شامل اصابه رویدادهای خیر می شود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه مصیبت به معنای واقعه و حادثه ای است که به انسان یا هر چیز اصابت کند و از اصابه تیر به هدف منشا گرفته است که هم شامل اصابه رویدادهای خیر می شود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بَیِّن امری است که بالذات روشن، معلوم و شناخته شده است و از معلومات دیگر به دست نیامده باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بَیِّن امری است که بالذات روشن، معلوم و شناخته شده است و از معلومات دیگر به دست نیامده باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بَیِّن امری است که بالذات روشن، معلوم و شناخته شده است و از معلومات دیگر به دست نیامده باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فسق مقابل عدالت است و به معنای خارج شدن از طاعت به سبب گناه کردن و ترک دستورهای خداوند است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فسق مقابل عدالت است و به معنای خارج شدن از طاعت به سبب گناه کردن و ترک دستورهای خداوند است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فسق مقابل عدالت است و به معنای خارج شدن از طاعت به سبب گناه کردن و ترک دستورهای خداوند است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع حجره. حجره اتاقی بوده که پرچین یا پرده ای در جلوی محل ورود به خانه قرار می دادند تا از نظر پوشیده بماند. از آنجایی که خانه های پیامبر اکرم صلی ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حجره اتاقی بوده که پرچین یا پرده ای در جلوی محل ورود به خانه قرار می دادند تا از نظر پوشیده بماند. از آنجایی که خانه های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امتحن: اِمتحان در اصل به معنای ذوب کردن طلا و نقره و گرفتن ناخالصی آن است. مراد از امتحان در این آیه عادت دادن است یعنی آنان کسانی اند که خدا قلوبشان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره حجرات ( آیه ۳ ) إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَٰٓئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لا تجهروا: جهر به معنای آشکار شدن یا آشکار کردن است. در جهر قولی، آشکار کردن به این صورت است که فرد فریاد می زند. بنابراین و لا تجهروا یعنی با صدای خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لا تجهروا: جهر به معنای آشکار شدن یا آشکار کردن است. در جهر قولی، آشکار کردن به این صورت است که فرد فریاد می زند. بنابراین و لا تجهروا یعنی با صدای خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لا تجهروا: جهر به معنای آشکار شدن یا آشکار کردن است. در جهر قولی، آشکار کردن به این صورت است که فرد فریاد می زند. بنابراین و لا تجهروا یعنی با صدای خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لا تجهروا: جهر به معنای آشکار شدن یا آشکار کردن است. در جهر قولی، آشکار کردن به این صورت است که فرد فریاد می زند. بنابراین و لا تجهروا یعنی با صدای خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از ماده "غفر" بوده و به معنی پوشیدن چیزی که انسان از زشتی حفظ شود ( مثلا پوشیدن گناهان ) . واژه "کفر" در لغت به معنی پوشاندن شیء می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف ( آیه ۹۲ ) قَالَ لَا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ( یوسف ) گفت: �امروز ملامت و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تثریب: توبیخ و شمردن یک یک گناهان. �تَثْرِیب� از مادّه ثَرب به پوسته نازکی از پیه می گویند که روی معده و روده ها را می پوشاند و �تثریب� به معنای کنار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور شدنِ چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور شدنِ چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور شدنِ چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور شدنِ چیزى ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور شدنِ چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور شدنِ چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تسبیح از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سبحان از سبح در اصل به معناى حرکت سریع در آب است و از آن جا که لازمه حرکت سریع، دور شدن از مبدأ حرکت و نزدیک شدن به مقصد است، این مادّه در باره دور ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف، آیه ۹۳ اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ این پیراهن مرا بب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف، آیه ۹۳ اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ این پیراهن مرا ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت بشر و انسان: آدمی را نسبت به فضائل و کمالات و استعدادهای درونی اش انسان، و نسبت به جسد و ظاهر بدن و شکل ظاهرش بشر می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سِحر: خیالات غیر واقعی و توهمی، جلب شیطان ها از راه های خاصی و کمک گرفتن از آنان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره انبیا ( آیه ۳ ) لَاهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحبت کردن با یکدیگر معمولاً با صدای آهسته به قصد این که کسی آن را نشنود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحبت کردن با یکدیگر معمولاً با صدای آهسته به قصد این که کسی آن را نشنود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

النَّجْوَى: گفتگوی پنهانی و سری بین دو نفر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

أَسَرُّوا النَّجْوَى: آهسته و پنهانی با یکدیگر گفتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

لاهیه: مشغول به کار لهو و باطل که انسان را از کارهای مهم زندگی اش باز دارد. بنابراین قلب اینگونه حالتی ممکن است پیدا کند که باید مواظب باشیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سوره انبیا ( آیه ۳ ) لَاهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفضّل از امام صادق ( ع ) روایت کرده است که حضرتشان فرمود: آیا می دانید که پیراهن یوسف ( ع ) چه بود؟ گفتم: خیر! فرمود: چون آتش براى ابراهیم ( ع ) افرو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مفضّل از امام صادق ( ع ) روایت کرده است که حضرتشان فرمود: آیا می دانید که پیراهن یوسف ( ع ) چه بود؟ گفتم: خیر! فرمود: چون آتش براى ابراهیم ( ع ) افرو ...

پیشنهاد
٠

سوره ابراهیم ( آیه ۲۷ ) یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظ ...

پیشنهاد
٠

بالقول الثابت: منظور از ( بِالْقَوْلِ ) همان ( کلمه طیبه ) می باشد؛ ولی نه صرف ( کلمه ) بلکه معنی واقعی آن یعنی خدا آن افرادى را که واقعا ایمان آوردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالقول الثابت: منظور از ( بِالْقَوْلِ ) همان ( کلمه طیبه ) می باشد؛ ولی نه صرف ( کلمه ) بلکه معنی واقعی آن یعنی خدا آن افرادى را که واقعا ایمان آوردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

فَصَلَتِ: جدا شد، بیرون رفت. در عبارت قرآنی"لَمَّا فَصَلَتِ ﭐلْعِیرُ" یعنی کاروان از مبدأ جدا شد و به راه افتاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

قرار: ثبات. ریشه این کلمه از قُر گرفته شده است که به معنای سرما است. سرما بر خلاف گرما ثبات دارد و حرکت نمی کند سوره ابراهیم ( آیه ۲۶ ) : وَمَثَلُ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبیث به چیزی می گویند که فطرت پاک انسان از آن نفرت دارد. خبیث یعنی ناپاک. ارواح طیبه در مقابل ارواح خبیثه قرار می گیرد. شجره خبیثه یعنی ذریه و نسل یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبیث به چیزی می گویند که فطرت پاک انسان از آن نفرت دارد. خبیث یعنی ناپاک. ارواح طیبه در مقابل ارواح خبیثه قرار می گیرد. شجره خبیثه یعنی ذریه و نسل یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبیث به چیزی می گویند که فطرت پاک انسان از آن نفرت دارد. خبیث یعنی ناپاک. ارواح طیبه در مقابل ارواح خبیثه قرار می گیرد. شجره خبیثه یعنی ذریه و نسل یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در قرآن کریم ، صفت �لطیف�، پنج بار همراه با صفت �خبیر� آمده است و یک بار به صورت : �لطیف است در هر آنچه بخواهد� و یک بار به صورت : �لطیف است به بندگا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه لطیف هنگامی که درباره اجسام به کار می رود، به معنای سبک وزنی آنان است. هنگامی که در مورد موجودات به کار می رود، به معنی ظریف و بسیار دقیق است ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نَزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَبَیْنَ إِخْوَتِیٓ: کلمه نزغ به معنای سیخ زدن و یا شلاق زدن به پهلوی حیوان و یا به پشت آن تا تحریک شود و تندتر راه برود. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاءَ بِکُمْ مِنَ الْبَدْوِ: شما را از بیابان به اینجا آورد. ( آیه ۱۰۰ یوسف ) زمانی که برادران یوسف برای خدا در مقابل یوسف سجده کردند، یوسف به پدرش گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازگرداندن یک چیز به اصل خود را تاویل می گویند. مثلا کسی که در خواب یک سری نمادها را مشاهده می کند، نیاز هست که این نمادها به معنای اصلی خود بازگردان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره رعد ( آیه ۴ ) وَفِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِیلٌ صِنْوَانٌ وَغَیْرُ صِنْوَانٍ یُسْقَىٰ بِمَآءٍ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر صنوان: دو پایه، غیر مشابه. در واقع زمانی که بر یک ساقه، پیوندی دیگر بزنند، میوه متفاوت می دهد. بنابراین یک وقت است که میوه ها از یک ریشه و از یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر کدام از شاخه ها، نوع خاصی از میوه را تحویل می دهد، احتمالاً اشاره به مساله استعداد درختان برای پیوند باشد. که گاه بر یک پایه چند پیوند مختلف میزنن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صنوان: همانند، مشابه. ﻭﺍژﻩ �ﺻِﻨﻮﺍﻥ� ﺑﻪ معنای ﺷﺎﺧﻪ هایی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﻪ اصلی ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻴﺮﻭﻥ می ﺁﻳﻨﺪ ﻭ گاهی ﻣﺸﺎﺑﻪ یکدیگر هستند. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺷﺎﺧﻪ های ﻣﺨﺘﻠﻒ یک ﺩﺭﺧﺖ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف ( آیه ۳۱ ) فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَآتَتْ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکِّی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف، آیه ۵۹ وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّیٓ أُوفِی الْکَیْلَ وَ أَنَا خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف، آیه ۵۹ وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّیٓ أُوفِی الْکَیْلَ وَأَنَا خَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره یوسف ( آیه ۱۷ ) سوره یوسف ( آیه ۱۷ ) قَالُوا یَآ أَبَانَآ إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَ تَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قتال یعنی شخصی قصد کشتن کسی را کند که او قصد کشتن وی را دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قتال و جهاد و حرب: قتال: فقط به معناى مقابله نظامى و درگـیـرى بـا دشـمـن اسـت. در قـرآن نـیـز واژه قـتـال تـنـهـا بـراى مبارزه با دشمن ظاهرى و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت قتال و جهاد و حرب: قتال: فقط به معناى مقابله نظامى و درگـیـرى بـا دشـمـن اسـت. در قـرآن نـیـز واژه قـتـال تـنـهـا بـراى مبارزه با دشمن ظاهرى و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت قتال و جهاد و حرب: قتال: فقط به معناى مقابله نظامى و درگـیـرى بـا دشـمـن اسـت. در قـرآن نـیـز واژه قـتـال تـنـهـا بـراى مبارزه با دشمن ظاهرى و ...