پیشنهادهای شهرزاد رضایی (١,٩٠٦)
به همراه داشتن، با خود حمل کردن و آوردن
متقاعد کردن، ارائه دادن ، به ارمغان آوردن
وانمود کن انگار. . . . .
از هر دری سخن گفتن
ناآگاهانه، غیر متوجه، سهوی
تزریق کردن، شناساندن ( چیزی )
Trans ( گذر و انتقال ) parent ( منبع ) شفاف ( مثل پنجره )
رسوخ کردن به . . . نفوذ کردن ( مثل کرم، لولیدن ) ، به اطلاعات مهم دست یافتن، جاسوسی کردن
ظاهر دوستانه
بستگی دارد به. . . . . . . در صدد کاری بودن
خیلی خوب
نفوذ کردن، رسوخ کردن
بارها، به دفعات
شکارها
پرو بال دادن به موضوعی
دلپسند
غول، کله گنده، سلطان ( نفت، . . . ) سرمایه دار خفن
خشک، جسد ، بی حرکت
بازم بهتره که . . . . از اونم بهتر اینکه . . . .
به بعد موکول کردن، بی میل بودن
غیر شرافتمندانه
مگر. . . .
حکومتی
به طور واقع بینانه، عملگرایانه
ناچیز ترین، حداقل ها ، محض ترین
خواه . . . چه . . .
با اکراه و بی میلی ( دو دلی ) پولی را به کسی دادن
خم شدن به سمت . . . .
نقش بازی کردن
از آب در اومد
سقوط کرد
هیچ کدام از دو طرف، هیچ یک از دو طرف
بروز دادن
نسنجیده، عاری از سیاست
امپراتوری چین باستان
خلاص شدن
از دست دادن، ضرر کردن
پیش خدمت بار
کنترل سهام داران، کنترل صاحبان شرکت و افراد ذی نفع
مقدار زیادی
بدبین، بی اعتماد، خودخواهانه، سودجو، منفعت طلبانه
نه همه ، شامل همه کس نمیشود
شیاد
بی محابا، نترس
رایگان دادن چیزی
به طرز شیک و باکلاس
Trojan horse اسب تروا ( خدعه ، نیرنگ )
ایضاً، مضاف بر اینکه ، علاوه بر این ، همچنین