پیشنهاد‌های محمدشفیعی (١,٤٤١)

بازدید
٢,٦٠٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Assess ارزیابی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Evaluateارزیابی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

On the verge of worker's day. We went to visit the exemplary worker'

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Audience حضار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هرگاه شرایط ایجاب میکند

پیشنهاد
٢

وقتی او داشت در ایران تور برگزار میکرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبادت تو

پیشنهاد
١

لباست را ستایش میکنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Went in person and resolved the issue حضوری رفتم مورد را حل کردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بزن به چاک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

او از حرفهای شما رنجید

پیشنهاد
٢

مال شما بخوبی مال او نیست

پیشنهاد
١

دایره لغت شما محدود است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ظرفیت خازنی بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حالت خم شدن بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حمایت بدنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

من در باره. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

It's absurd to underestimate the importance of raising children کم اهمیت شمردن تربیت کودکان نامعقول است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Loser بازنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Dowry is on demand مهریه عندالمطالبه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

من مریضتم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همینی ام که میبینید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm baffled

پیشنهاد
١

حالم ازت بهم میخوره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

من فولم از غذا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

من ورشکست شدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

من فقط تو را اذیت میکنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Recline by this fireplace and make sure you are doing well

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

The corpse was found lying on its side جسد به پهلو درازکشیده یافت شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Quran is a miracle for sure

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Spinning چرخیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Divert your landline number to your mobile phone تلفن ثابت را به موبایل دایورت کردن تغییر دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Convert my account to a savings account تغییر حساب به پس انداز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

A promise made. Is a debt to be paid قولی که داده میشه قرضیه که باید ادا بشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بسرعت درس راقاپیدنBright pupils seized the le ssons quickly.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Your reputation preceded you آوازه ات پیچیده ( یعنی زودتر از خودت اومد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

He inherited poverty from his parents that they had inherited from their own parents وارث فقر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Give _grant_donate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

My daughter is competent to choose a field in the entrance exam. مجاز به انتخاب رشته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

We continue to stand for our blue teamاینجا معنی طرفدار بودن U. N stands for united Nations اینجا معنی نشانه بودن میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Stunning picture تصویر مدهوش کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Cross out the circle of deceitful friends حلقه دوستان دغل را خط بزن ( ول کن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Unfortunately

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

OH signifies surprise اه دلالت دارد بر تعجب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Signify معنی دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Beckon اشاره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Take serious steps to carry out the ongoing works قدمهای جدی بردارید برای انجام دادن کارهای جاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Bring together =مونتاژ کردن Gather together =جمع آوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Assemble جمع آوری