پیشنهادهای Shayan (١,٧٣٥)
خیلی مغروری
به عنوان فعل معنی "سرنخ دادن" میدادن.
شاید عجیب باشه ولی در محاوره به معنی "آتو/فرصت انتقام/فرصت تلافی/فرصت منت گذاشتن" هم هست.
یقه لباس
✅️ به عنوان اسم، یکی از معانیش Watershed هست که تقریبا معنی "ستیغ کوه، یال کوه" میده. یه صخره بزرگ که دو سمتش دره هست و یک جور تقسیم کننده طبیعی آب ب ...
لغت محاوره ای تر برای پیژامه
phrasal verb برای kill هست. لحنش هم کمی ملایم تر از kill هست.
بیچاره ها طفلکی ها یه فیلم به همین اسم هم هست که واسه جلوگیری از اتلاف وقت بهتره نبینین
وقتی میخوایم بگیم دوتا چیز تقریبا توی یکین و خیلی شبیه هستن استفاده میشه. I hate plums. - These're apricots. Close enough.
البته درستش speak of the devil هست
✅️ Some همچنین به معنای "معرکه، جالب توجه" هم هست. مثلا میگیم That was some dance party یعنی مهمونی چشمگیری بود.
یادتون باشه که redemption از فعل redeem میاد.
به جاسوس توی زبان عامیانه میگن rat به کاری که جاسوس میکنه میگن rat out
So far: تاکنون، تا این لحظه By far: با اختلاف، به مراتب
bust: بازداشت کردن bust out: از حبس آزاد کردن
این سه هم معنی هستن: Much lsss Not to mention Let alone
هم معنی chase هست
معادل I'm sure هست
دقت کنین که تلفظش /ثادِرن/ هست /ˈsə�ərn/
میخواین به خاطر بسپارین؟ به علامت آنتن دقت کنین. چهار تا ستون کنار همه که از کوچیک به سمت بزرگ میره. به هر کدوم از این ستون ها میگن bar. وقتی میگه I ...
به معنی کسی که پارتی یا زد و بند داره هم میتونه باشه
مترادف How's it going هست
یکی از معانیش متراف Totally یا Absolutely هست. مثلا بهتون میگن شما موافق ادامه دادن کلاس هستین؟ در جواب اگه بگین Quite یعنی بله، کاملا
یه مدتی، یه زمانی
در مکالمات بهتره بجای استفاده از give me از فعل hand me استفاده کنین.
تعدادی از Preposition های پرکاربرد: She's great at dancing. He's married to Anne. I'm exited about the party. I'm so happy for you. She depends o ...
call hit up give a ring این ها همه معنی تماس گرفتن میده
برای اقلام countable معنی a few میده مثه a couple of cookies برای اقلام uncountable از some استفاده کنین مثه some water
/ˈroʊdnt/ دقت کنین که /رُودِنت/ تلفظ میشه نه /رادنت/
تفاوت spice و seasoning: There are several critical differences between spices and seasonings. Spices are typically dried and ground plant materials. ...
تفاوت sound و sound like: 1. He sounds like a nice man. :✅️: 2. He sounds a nice man. :❌️: 3. He sounds silly. :✅️: 4. He sounds like silly. :❌️: ...
مترادف Stay tuned هست
منِ خنگو باش
If someone or something is history, they are no longer important or no longer exist. به کنایه هم ممکنه استفاده بشه. مثلا شما اگه برین کلاس بازیگری ...
We ask subject questions when we want to know who or what the subject is ( we ask the question because the subject is not known ) . We ask object que ...
Bruh دو تا معنی پرکاربرد داره: ۱. ناموسن؟! ۲. داداش، مشتی
تفاوت flip over و turn over: Both "flip over" and "turn over" mean to reverse an object's position so the top side becomes the bottom, but flip over ...
اسکناس را خرد کردن
get in برای وارد شدن به وسایل نقلیه استفاده میشه go in برای وارد شدن به ساختمان ها استفاده میشه.
I don't care یعنی I'm indifferent I don't mind یعنی I'm ok with it It doesn't matter یعنی It's not important.
✅️ یه نکته کنکوری: ما for رو هم واسه Present Perfect به کار میبریم و هم برای Present Perfect Continuous اما تفاوت این دو تا چیه؟ وقتی از Present pe ...
همونطور که گفته شد، این عبارت کوتاه شده همون What is wrong with یا What is the matter with هست و در محاورات استفاده میشه.
to be under indictment means having been formally charged with a crime.
✅️ تفاوت Still و Yet: "Still" indicates the continuation of an action or state from the past to the present ( "He is still working" ) . "Yet" is used ...
Resemblance مخالف Difference هست.
✅️ دقت کنین که hop on و hop in باهم متفاوت هستن. تفاوتشون دقیقا مثل get on و get in میمونه. hop on واسه وسایل نقلیه ای روی سطحشون سوار میشیم و معمو ...
✅️ نکات مربوط به must و مقایسه آن با have to: must برای: ۱ ) توصیه و پیشنهاد ( فرقش با should اینه که should برای توصیه به انجام کاری استفاده میشه ک ...
✅️ تفاوت Can و Could: با یه مثال جالب پیش بریم. فرض کنین من میخوام از دوستم بپرسم: آیا میتونی عطسه ات رو ۱۰ ثانیه نگه داری؟! واسه پاسخ به این سوال لا ...
used to emphasize that something is surprising
بخش بندی کردن، دسته بندی کردن