neither

/ˈniːðər//ˈnaɪðə/

معنی: هیچ یک، هیچیک از این دو
معانی دیگر: (از دوتا) هیچکدام، هیچیک (از آن دو)، (با: nor) نه این نه آن، نه... نه...، نه حتی، همچنین نه، ... هم نه، (پس از عبارت منفی - عامیانه) من هم نه، من هم همینطور، نه این و نه ان

بررسی کلمه

حرف ربط ( conjunction )
• : تعریف: not either (usu. fol. by nor).

- Neither the cat nor the dog is hungry.
[ترجمه آ] نه گربه و نه سگ هیچ کدام گرسنه نیستند
|
[ترجمه ترگمان] نه گربه و نه سگ گرسنه است
[ترجمه گوگل] نه گربه و نه سگ گرسنه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: not either; not one or the other.

- Neither idea has worked.
[ترجمه ترگمان] هیچ یک از این دو ایده عملی نشده است
[ترجمه گوگل] هیچ ایده ای کار نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
ضمیر ( pronoun )
• : تعریف: not either; not one person or thing or the other.

- Neither will work.
[ترجمه ترگمان] هیچ کدام کارساز نخواهند بود
[ترجمه گوگل] نه کار نخواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. neither boy went
هیچکدام (از آن دو پسر) نرفتند.

2. neither here nor there
نه اینجا و نه آنجا

3. neither of them was invited
هیچیک از آن دو دعوت نشده بود.

4. neither too short nor too long
نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند

5. neither you nor i have attained gnosis
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

6. neither you nor i know the eternal mysteries
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

7. neither you nor i know the secrets of infinity
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

8. neither fish, flesh, nor fowl (nor good red herring)
شلم شوربا،شتر گاو پلنگ،مبهم و غیر قابل تشخیص

9. neither here nor there
نامربوط (به مطلب مورد بحث)،بی اهمیت،غیرحیاتی

10. neither hide nor hair
اصلا هیچ،هیچ اثری (از)

11. he neither smokes nor drinks
او نه سیگار می کشد و نه مشروب می خورد.

12. i neither buy nor sell
نه می خرم نه می فروشم.

13. on neither side of the street are there any trees
در هیچیک از دو سوی خیابان درخت وجود ندارد.

14. she neither came nor called; it follows that she is not interested
او نه آمد و نه تلفن زد; بنابراین علاقه ای ندارد.

15. i could neither laugh nor cry
نه می توانستم بخندم نه گریه کنم.

16. i need neither the government's help nor its hindrances
نه به کمک دولت نیاز دارم و نه به اشکال تراشی های آن.

17. it is neither polite nor politic to get into other people's quarrels
دخالت در دعوای دیگران نه ادب است نه عقل.

18. a mere dream neither substantial nor practical
فقط یک خواب نه حقیقی و نه عملی

19. he doesn't drink, neither does he smoke
او مشروب نمی خورد،سیگار هم نمی کشد.

20. his judgement could neither sleep nor be softened
حس قضاوت او نه از بین می رفت و نه نرمتر می گردید.

21. it developed that neither of them had paid the rent
معلوم شد که هیچ کدام از آن دو کرایه را نپرداخته بود.

22. a lumpish youth who neither studies nor works
جوان تنه لشی که نه درس می خواند و نه کار می کند

23. money per se is neither good nor bad
پول فی نفسه نه خوب است و نه بد.

24. when the curtain drops neither you nor i will exist
(خیام) چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

25. a man who was carrying neither money nor a passport
مردی که نه پول داشت نه گذرنامه

26. he made two suggestions but neither was accepted
او دو پیشنهاد کرد ولی هیچکدام مورد قبول واقع نشد.

27. the people's inner joy that neither war nor poverty could squelch
شادی درونی مردم که نه جنگ و نه فقر توانسته بود آن را سرکوب کند.

28. equalizing the distribution of wealth was neither possible nor beneficial
توزیع یکسان ثروت نه عملی بود نه سودمند.

29. if she won't go, i won't neither
اگر او نرود من هم نخواهم رفت.

30. Money is neither good nor bad, but all depends on what use is made of it.
[ترجمه ترگمان]پول نه خوب است و نه بد، بلکه بستگی به این دارد که چه چیزی از آن استفاده می شود
[ترجمه گوگل]پول نه خوب و نه بد است، اما همه چیز بستگی به آن دارد که از آن استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

هیچ یک (ضمير)
none, neither

هیچیک از این دو (ضمير)
neither

به انگلیسی

• not this and not that
not this and not that
you use neither in front of the first of two or more words or expressions when you are saying that two or more things are not true or do not happen. the other things are introduced by `nor'.
you also use neither to refer to both of two things or people, when you are making a negative statement about both of them.
if you say that one thing is not the case and neither is another, you mean that the second thing is also not the case.

پیشنهاد کاربران

من هم همینطور نه
یعنی در جملاتی استفاده میشه که موافقط خودمون رو با یک جمله ی منفی اعلام می کنیم.
هیچ کدام❤
اصلا
Me too همینطور مثبت هست ولی neither همینطور منفی
من هم نه
منم این طوری نیستم
For example
Neither good nor bad =mediocre
we use too for answer the positive sentences and use neither for negative sentences
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما