پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٤)

بازدید
٤,٦٧٨
تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

امداد جاده ( ای )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

patch it/things up ( with somebody ) ( patch something up ) فیصله دادن، ( اختلافات ) حل کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

a tempest in a teapot/ teacup British: a storm in a teacup - سر و صدای زیاد درباره ی چیز کم اهمیت - دیکشنری هزاره: ( در آمریکا ) هیاهوی بسیار برا ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

تابلوی تبلیغاتی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

thumbs up ( or down ) خودمانی/غیر رسمی: انگشت شصت رو به پایین: نشان رد یا شکست و یا قبول نکردن یا نپذیرفتن چیزی انگشت شصت رو به بالا: نشان رضایت یا ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

( چشمه /رودخانه ) خشک شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

stir somebody/something up تحریک کردن، بر انگیختن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

دیکشنزی هزاره: پا روی دم مار نگذاشتن، به مسئله دامن نزدن، مسئله را مسکوت گذاشتن دیکشنری آریان پور: گذشته ها را فراموش کردن، به حال خود گذاشتن، پا رو ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

به صورت red - letter day نیز نوشته می شود Cambridge Definition: INFORMAL: a special, happy, and important day that you will always remember بر اساس ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

( باد را با خنده و خشم از دماغ بیرون دادن به نشانه ی تمسخر، ناراحتی و یا کم اهمیت جلوه دادن ) پوزخند زدن از روی خشم و یا تمسخر و تحقیر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

( در یک مهارت یا کار خاص ) خوره ی چیزی بودن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در مورد اختراعات: در انتظار ثبت

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

by implication=به طور ضمنی، به طور مفهومی، به طور تلویحی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

باور کردن/پذیرفتن ( یک دروغ، داستان، توضیح و یا بیانیه ) بدون هیچگونه تردید یا مخالفتی آکسفرد: Believe unquestioningly ( a lie or unlikely assertion ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

I'm from Missouri ( Informal ) : آدم بدبین، آدم شکاک، دیر باور Definition: one who is not easily convinced کسی که به سادگی متقاعد نمی شود هم معنی: s ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

در نزدیکی ساحل/سواحل در ( نزدیکی ) کرانه مثال از دیکشنزی آکسفرد: Several types of endangered sea turtles live in the waters off the Angolan coast تر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

extension wire نیز گفته می شود که به معنی "سیم رابط برق" و یا " سه راهی برق" می باشد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

the elements: آکسفرد: The weather, especially strong winds, heavy rain, and other kinds of bad weather کیمبریج: the weather, usually bad weather به ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

sally out/forth راه افتادن، حرکت کردن، رهسپار شدن هم معنی/synonym: set out

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

sally out/forth راه افتادن، حرکت کردن، رهسپار شدن هم معنی/synonym: set out

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اسم ( Noun ) : بر اساس دیکشنری آسکفرد: A sudden clever idea به معنی ایده ناگهانیِ هوشمندانه/خلاقانه، جرقه ی فکری، فکر بکر اسم ( Noun ) :بر اساس دیکش ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

تست الکل

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨٨

- ( ایده، نگرش، اندیشه، رفتار و یا فعالیت ) متداول، متعارف - گرایش اصلی در مُد، نسبت به ایده ها و اندیشه ها و یا در هنر - بر اساس دیکشنری هزاره: گ ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

sobriety test تست الکل

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

عبارتی که به جای as luck would have it به کار می رود و هردو به معنی: - خوشبختانه، بدبختانه ( با توجه به متن و یا موقعیت هم در معنی منفی و هم در معنی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

- خوشبختانه، بدبختانه ( با توجه به متن و یا موقعیت هم در معنی منفی و هم در معنی مثبت به کار می رود. ) - از بد ماجرا، اتفاقا

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

an assertive lawyer/attorney ( وکیل ) کار بلد، خبره، پافشار، فعال، بی باک، جسور

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

that is to say that is i. e in other words به عبارت دیگر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

thereby in doing so consequently به موجب آن در نتیجه بدین طریق به این ترتیب

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

fall prey to ( also be or become prey to ) مغلوب شدن، از پای درآمدن تحت تاثیر قرار دادن/گرفتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

- از دست دادن شان و منزلت اجتماعی - دیکشنری هزاره: کوچک شدن، تحقیر شدن، خوار و خفیف شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

( در پژوهش ها و تحقیقات علمی ادبی ) پیشینه ی تحقیق که به صورت Review of the Literature Literature Review Background و یا Theoretical Framework به ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

American English: make a fuss of somebody/something ( British English: make a fuss over somebody/something ) آریان پور: ( عامیانه ) سنگ کسی یا چیزی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

- پیروزی بدتر از شکست - پیروزی همراه با تلفات بسیار

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

lose track of sb/sth دیکشنری هزاره: رد کسی/چیزی را گم کردن، با کسی/چیزی در تماس ماند، رابطه خودرا با کسی/چیزی از دست دادن keep track of sb/sth دیکشن ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

keep track of sb/sth دیکشنری هزاره: رد کسی/چیزی را نگه داشتن، با کسی/چیزی در تماس ماندن، رابطه خود را با کسی/چیزی حفظ کردن lose track of sb/sth دیکش ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

دیکشنری هزاره: ( محاوره ) از زیر مسئولیت در ر فتن، کاسه کوزه ها را سر دیگری شکستن، مسئولیت ها را به گردن دیگری انداختن،

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

کارمند بانک ( قبلا در بانک ها هر شخص مسئول کار خاصی بود اما اکنون به صورت قبل نیست چون هر باجه به ترتیب شماره و یا نوبت کار مراجعه کنندگان را انجام ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

یک عبارت غیر رسمی به معنی: بر باد رفتن دود هوا شدن به ( سر ) انجام نرسیدن به نتیجه نرسیدن یا نتیجه ندادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

- به شرایط/نقطه حاد رسیدن - دیکشنری هزاره: ( بحران و . . . ) به اوج خود رسیدن، به بدترین شکل ممکن در آوردن - دیکشنری آریان پور: بحرانی شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

- به شرایط/نقطه حاد رسیدن - دیکشنری هزاره: ( بحران و . . . ) به اوج خود رسیدن، به بدترین شکل ممکن در آوردن - دیکشنری آریان پور: بحرانی شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

تیم اصلی مدرسه، دانشکده یا دانشگاه که در مسابقات و رقابت ها ( معمولا ورزشی ) شرکت می کند

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧٠

Alumni : جمع ( مرد یا زن ) فارغ التحصیل یا دانش آموخته در یک مدرسه، دانشکده، یا دانشگاه دانش آموز یا دانشجویی ( مرد یا زن ) که تحصیلات خود را به پای ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

- حساب کار را دست کسی دادن - روی کسی را کم کردن - دیکشنری آریانپور: سر جای خود نشاندن، ( غرور یا جاه طلبی کسی را ) کم کردن - دیکشنری هزاره: باد کس ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

- قرار گرفتن، جای گرفتن - داشتن نگرش، عادت، عقیده، ایده و . . . که به صورت قوی در ذهن یا درون یک فرد وجود دارد و به سادگی قابل تغییر نیست

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

- نتیجه مطلوب داشتن - نتیجه دادن - به موفقیت رسیدن - موثر بودن - مثمر ثمر واقع شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

برگ تقلب

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

همچنین crackdown که به صورت عبارت crackdown ( crack down ) on/against استفاده می شود و بر اساس دیکشنری آریان پوربه معنی: - شدت عمل، سختگیری بیشتر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

- لوازم و وسایل مورد نیاز برای یک حرفه یا شغل - اسباب تجارت

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

- تلاش برای رای آوردن - کاندید شدن در انتخابات