پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٤)

بازدید
٤,٦٨١
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

این هم از این

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتفاق جدیدی نیفتاده؟ خبر تازه ای نیست؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

مدرک مستدل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

بر اساس فرهنگ هزاره: هیچ مدرکی، کوچکترین دلیلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تنها به دوش کشیدن فقط به دوش خودت تنها خودت به دوش بکش مثال: But my burden is of the bear - it - alone variety ترجمه اینجانب: اما مسئولیت من از نوع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

چیزی شده؟ طوری شده؟ ?Is something wrong ?what happened ?Is something the matter

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

denounce to بر اساس دیکشنری هزاره: معرفی کردن، لو دادن مثال: If you denounce me to the police ترجمه اینجانب: اگر مرا به پلیس معرف کنی/لو بدهی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

عارضه نارسایی heart defect = عارضه/نارسایی قلبی مثال: Because our first child, Caleb, had a heart defect ترجمه اینجانب: چون فرزند اول ما کالب عارض ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

از بحث دور شدن یا پرت شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

گاهی به معنی "تشکیل دادن" به مثال زیر توجه کنید: We're gonna have to assemble a rescue team ترجمه اینجانب: ما باید یک گروه نجات تشکیل بدهیم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

در حال پس روی The vast majority of glaciers in the world are retreating ترجمه اینجانب: اکثر قریب به اتفاق یخچال های طبیعی در جهان در حال پس روی هست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

off campus: outside or away from a campus I expect you off campus by tomorrow ترجمه های اینجانب: انتظار دارم که تا فردا از خوابگاه/دانشگاه بروی. ان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

غافل شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

حراست Does campus security know you're here? ترجمه اینجانب: آیا حراست ( مدرسه، دانشکده، دانشگاه ) می داند که تو اینجایی؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

to smell odd/unusual/strange بوی عجیب یا غیرعادی داشتن مثال: It smells funny in here = Something smells strange or bad

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

تنگراه یا گلوگاه استراتژیک وبستر: a strategic narrow route providing passage through or to another region

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ویکی پدیا: به معنی"ستاره فشان" یا "انفجار ستاره ای"

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

prey animals are those which are hunted by predator animals حیوان شکار شونده حیوان طعمه حیوانی که شکار می شود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

. the wager is set شرط بسته شد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

همان "مخلفات" خودمان مثل سبزی سالاد و . . . کیمبریج: in a restaurant, an extra dish of food, for example vegetables or salad, that is served with t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکرک زدن و همچنین: Crystallization of sugar

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

بامیه ( شیرینی ماه رمضان ) Tulumba بر اساس دانش نامه آنلاین ویکی پدیا: Bamiyeh or Tulumba is an Iranian deep - fried dessert

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بر اساس دانش نامه آنلاین ویکی پدیا: Zulbia or Jalebi, also known as Jilapi, Zulbia, Mushabak and Zalabia is a Middle Eastern sweet snack

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

regarding, concerning, with reference to, referring to, with regard to, with respect to, respecting, relating to

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

قابلیت نگهداری مدت زمان نگهداری وبستر: the period of time during which a material may be stored and remain suitable for use آکسفرد: The length of t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

نوبت، مرحله

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

Take ( something ) Into Consideration give thought to take into account

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر رس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

میان رس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

late - ripening

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

middle - ripening دیر رس: late - ripening

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسته بندی فله ای It is large scale packaging that is used to store or transport raw ingredients or finished goods in the manufacturing process

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

همون "دکه ی ساندویچی" خودمون هست، مثلا فلافل یا سمبوسه فروشی ( که به صورت یک مغازه کوچک، دکه و یا حتی روی گاری، ساندویچ آماده یا نیمه آماده رو می فرو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

الکی حرف زدن، چرت و پرت گفتن، اغراق کردن و یا لاف زدن توجه: این عبارت دارای حسن تعبیر می باشد و و اصلاحی خودمانی و یا غیر رسمی نیست و می توان آن را د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدیر تور مدیر گردشگری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

با سیلی/انبوهی از کمک، درخواست، تماس و غیره رو به رو و یا مواجه شدن مثال: We have been inundated with requests for help ترجمه اینجانب: ما با انبوهی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مدیر تدارکات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق شرایط/خواست یک فرد according to the conditions that someone wants

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

idiom, informal آرایان پور: کارها را خراب کردن، نقشه را برهم زدن کیمبریج: to completely spoil someone’s plans لانگمن: to cause trouble, especially by ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

Tread carefully/warily/cautiously/gently/lightly etc /past tense trod /trɑːd/ or US also treaded, past participle trodden /'trɑːdn آریان پور: اقدام ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سازمان یا نیروی ویژه فعالیت های مشترک نظامی the primary organization for joint operations a "joint" ( multi - service ) ad hoc military formation

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

موضوع یا اتفاقی که اهمیت خاصی دارد وبستر: something of special importance

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

جعبه کمک های اولیه first aid kit/first - aid kit medicine/drug cabinet med kit

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نقشه یا برنامه خود را افشا کردن/آشکار کردن/فاش کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشت زنده میکروب در آزمایشگاه ترجمه متن انگلیسی پایین توسط اینجانب: این عبارت معمولا به جای کلمه "پروبیوتیک" استفاده می شود. مثال برای کشت زنده میکر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

گروه/دسته/افراد/اجتماع دارای هدف و ارزش ها/اعتقادهای مشترک a group or community, especially when perceived as the locus of a particular set of aims ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گروهی از مامورها، جاسوس ها یا تروریست ها که به صورت مخفی در میان گروه خاصی از مردم ( یا در میان یک اجتماع خاص ) زندگی می کنند و منتظر دستورات یا یک ف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

آریان پور: ( ناگهان و به سرعت ) حرکت کردن بیرون زدن/پریدن آکسفورد: run or travel somewhere in a great hurry مثال: I must dash, I'm late Well, I must ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

گروه نجات و یا نیروی پشتیبانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سفینه ی مرکزی/مادر آکسفورد: a large spacecraft or ship from which smaller craft are launched or maintained کیمبریج: a large ship or spacecraft from ...