پیشنهادهای میثم نبی پور (٧٧٤)
این هم از این
اتفاق جدیدی نیفتاده؟ خبر تازه ای نیست؟
مدرک مستدل
بر اساس فرهنگ هزاره: هیچ مدرکی، کوچکترین دلیلی
تنها به دوش کشیدن فقط به دوش خودت تنها خودت به دوش بکش مثال: But my burden is of the bear - it - alone variety ترجمه اینجانب: اما مسئولیت من از نوع ...
چیزی شده؟ طوری شده؟ ?Is something wrong ?what happened ?Is something the matter
denounce to بر اساس دیکشنری هزاره: معرفی کردن، لو دادن مثال: If you denounce me to the police ترجمه اینجانب: اگر مرا به پلیس معرف کنی/لو بدهی
عارضه نارسایی heart defect = عارضه/نارسایی قلبی مثال: Because our first child, Caleb, had a heart defect ترجمه اینجانب: چون فرزند اول ما کالب عارض ...
از بحث دور شدن یا پرت شدن
گاهی به معنی "تشکیل دادن" به مثال زیر توجه کنید: We're gonna have to assemble a rescue team ترجمه اینجانب: ما باید یک گروه نجات تشکیل بدهیم.
در حال پس روی The vast majority of glaciers in the world are retreating ترجمه اینجانب: اکثر قریب به اتفاق یخچال های طبیعی در جهان در حال پس روی هست ...
off campus: outside or away from a campus I expect you off campus by tomorrow ترجمه های اینجانب: انتظار دارم که تا فردا از خوابگاه/دانشگاه بروی. ان ...
غافل شدن
حراست Does campus security know you're here? ترجمه اینجانب: آیا حراست ( مدرسه، دانشکده، دانشگاه ) می داند که تو اینجایی؟
to smell odd/unusual/strange بوی عجیب یا غیرعادی داشتن مثال: It smells funny in here = Something smells strange or bad
تنگراه یا گلوگاه استراتژیک وبستر: a strategic narrow route providing passage through or to another region
ویکی پدیا: به معنی"ستاره فشان" یا "انفجار ستاره ای"
prey animals are those which are hunted by predator animals حیوان شکار شونده حیوان طعمه حیوانی که شکار می شود
. the wager is set شرط بسته شد.
همان "مخلفات" خودمان مثل سبزی سالاد و . . . کیمبریج: in a restaurant, an extra dish of food, for example vegetables or salad, that is served with t ...
شکرک زدن و همچنین: Crystallization of sugar
بامیه ( شیرینی ماه رمضان ) Tulumba بر اساس دانش نامه آنلاین ویکی پدیا: Bamiyeh or Tulumba is an Iranian deep - fried dessert
بر اساس دانش نامه آنلاین ویکی پدیا: Zulbia or Jalebi, also known as Jilapi, Zulbia, Mushabak and Zalabia is a Middle Eastern sweet snack
regarding, concerning, with reference to, referring to, with regard to, with respect to, respecting, relating to
قابلیت نگهداری مدت زمان نگهداری وبستر: the period of time during which a material may be stored and remain suitable for use آکسفرد: The length of t ...
نوبت، مرحله
Take ( something ) Into Consideration give thought to take into account
دیر رس
میان رس
late - ripening
middle - ripening دیر رس: late - ripening
بسته بندی فله ای It is large scale packaging that is used to store or transport raw ingredients or finished goods in the manufacturing process
همون "دکه ی ساندویچی" خودمون هست، مثلا فلافل یا سمبوسه فروشی ( که به صورت یک مغازه کوچک، دکه و یا حتی روی گاری، ساندویچ آماده یا نیمه آماده رو می فرو ...
الکی حرف زدن، چرت و پرت گفتن، اغراق کردن و یا لاف زدن توجه: این عبارت دارای حسن تعبیر می باشد و و اصلاحی خودمانی و یا غیر رسمی نیست و می توان آن را د ...
مدیر تور مدیر گردشگری
با سیلی/انبوهی از کمک، درخواست، تماس و غیره رو به رو و یا مواجه شدن مثال: We have been inundated with requests for help ترجمه اینجانب: ما با انبوهی ...
مدیر تدارکات
طبق شرایط/خواست یک فرد according to the conditions that someone wants
idiom, informal آرایان پور: کارها را خراب کردن، نقشه را برهم زدن کیمبریج: to completely spoil someone’s plans لانگمن: to cause trouble, especially by ...
Tread carefully/warily/cautiously/gently/lightly etc /past tense trod /trɑːd/ or US also treaded, past participle trodden /'trɑːdn آریان پور: اقدام ...
سازمان یا نیروی ویژه فعالیت های مشترک نظامی the primary organization for joint operations a "joint" ( multi - service ) ad hoc military formation
موضوع یا اتفاقی که اهمیت خاصی دارد وبستر: something of special importance
جعبه کمک های اولیه first aid kit/first - aid kit medicine/drug cabinet med kit
نقشه یا برنامه خود را افشا کردن/آشکار کردن/فاش کردن
کشت زنده میکروب در آزمایشگاه ترجمه متن انگلیسی پایین توسط اینجانب: این عبارت معمولا به جای کلمه "پروبیوتیک" استفاده می شود. مثال برای کشت زنده میکر ...
گروه/دسته/افراد/اجتماع دارای هدف و ارزش ها/اعتقادهای مشترک a group or community, especially when perceived as the locus of a particular set of aims ...
گروهی از مامورها، جاسوس ها یا تروریست ها که به صورت مخفی در میان گروه خاصی از مردم ( یا در میان یک اجتماع خاص ) زندگی می کنند و منتظر دستورات یا یک ف ...
آریان پور: ( ناگهان و به سرعت ) حرکت کردن بیرون زدن/پریدن آکسفورد: run or travel somewhere in a great hurry مثال: I must dash, I'm late Well, I must ...
گروه نجات و یا نیروی پشتیبانی
سفینه ی مرکزی/مادر آکسفورد: a large spacecraft or ship from which smaller craft are launched or maintained کیمبریج: a large ship or spacecraft from ...