پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٤)

بازدید
٤,٦٦٩
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچنین convulse with rage etc از شدت خشم و عصبانیت جوش آوردن/منفجر شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

از خنده روده بر شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق قانون مطابق مقررات برطبق قوانین و مقررات

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

همچنین take someone’s word for it take someone at his or her word به معنی: اعتماد داشتن به حرف کسی پذیرفتن حرف کسی بدون نیاز به تایید و یا تحقیق پذیر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک اشتباه یا خطای احمقانه و یا از روی بی حواسی در گفتار یا نوشتار هم معنی: mistake, error, blunder, gaffe

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

شاگرد عزیز دردانه معلم شاگرد سوگولی معلم معمولا معنی منفی و ناخوشایندی را تداعی می کند لانگمن: a child who everyone thinks is the teacher’s favourit ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

little did somebody know/realize/think etc معادل پیشنهادی اینجانب: فکرش رو هم نمی کرد که . . . یک ذره هم فکر نمی کرد/نمی دونست که . . . مثال از با ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

همپنین pledge allegiance to

پیشنهاد
١

سوگند وفاداری به پرچم آمریکا که معمولا دانش آموزان در ایالات متحده هرروز صبح قبل از شروع کلاس در مقابل پرچم درحالی که دست راستشان را بر روی قلبشان می ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٣

سوگند وفاداری به پرچم آمریکا که معمولا دانش آموزان در ایالات متحده هرروز صبح قبل از شروع کلاس در مقابل پرچم درحالی که دست راستشان را بر روی قلبشان می ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچنین strike gold/oil etc به معنی "اکتشاف یا کشف نفت" کیمبریج: to discover a supply of oil, gas, or gold underground آکسفرد: to discover gold, oil, ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

همچنین: on the part of someone به معنی: ( چیزی که انجام شده یا اتفاق افتاده باشد ) از جانب، از سوی ویا از طرف کسی تا آنجایی که به شخص خاصی مربوط باش ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

دسر بستنی با مغز، میوه و شکلات تلفظ به دو صورت: /ˈsʌndeɪ/, /ˈsʌndi/ که در لهجه آمریکایی و بریتانیایی فرقی نداره و هردو استفاده می شود ابتدا به تعاری ...

پیشنهاد
٣

treat somebody/yourself ( to something ) به معنی کسی را جایی مهمان کردن که آن مکان خیلی دوست دارد و یا اینکه فردی چیزی را برای خودش می خرد که آن را ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

همچنین sow one's wild oats ( در جوانی ) عیش و عشرت کردن در ایام جوانی عیاشی و هرزگی کردن ( و سپس عیال وار شدن )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

If time elapses, it goes past در اینجا goes past به معنی گذشتن و سپری شدن هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

جناب فرزاد ک پ عزیز در حالت Noun احتمالا اشتباه تایپی بوده لطفا تصحیح کنید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

خودمانی/غیررسمی: Santa انگلیسی بریتانیایی: Father Christmas انگلیسی آمریکایی Kris Kringle لانگمن: an imaginary old man with red clothes and a long w ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

the Salvation Army ( UK informal the Sally Army, also SA ) از ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد: سپاه رستگاری یک مذهب مسیحی و سازمان خیریه بین المللی است که ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مراقبت از بیمار در طول شب ( شب مراقبتی )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

از نگرانی در هول و ولا بودن از نگرانی دل آشوب و بلاتکلیف بودن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

( معمولا در مورد گروه جست و جو ) از یک نقطه شروع به حرکت در جهت های مختلف کردن در یک منطقه برای گشتن به دنبال چیزی یا کسی که گم یا مفقود شده پخش شدن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

از نظر اینجانب دو معادل در زبان فارسی برای این اصطلاح وجود داره: 1 - بار خود را بستن ( خودمانی: طرف بار خودش رو بسته ) 2 - به نان و نوایی رسیدن ( از ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعلام عمومی کردن ( از طریق رادیو یا تلویزون ) ، پخش کردن، منتشر کردن معمولا این اتفاق در رسانه های محلی امریکایی بیشتر دیده میشه که مثلا یک بچه گم می ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فیلم ترسناک آشغال/به درد نخور/درپیت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

نفس شبیه آه کشیدن بخاطر تعجب و نگرانی و یا شوک تعریف کیمبریج: to take a short, quick breath through the mouth, especially because of surprise, pain, ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

آدم بد دل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

حاکی از وقوع چیز ناخوشایند خبر از چیزی دادن خبردادن از impending imminent وبستر: indicating or suggesting the approach of possible trouble or danger

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

شروع چیزی ( معمولا یک چیز یا اتفاق ناخوشایند مانند یک بیماری ) the beginning of something, especially something bad the moment at which something u ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

آشغال دونی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

صورت/چهره ی سرخ و سفید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

have visions of something به معنی افکار و تصورات منفی ( دقت شود که در این مورد اکثرا به صورت جمع استفاده می شود ) لانگمن: if you have visions of so ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

به تدریج کم شدن و عقب رفتن ( خط ) موی سر ( که یک خصوصیت ارثی می باشد ) به تدریج طاس شدن مو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

همچنین Beauty pageant که معمولا در آمریکا گفته می شود و به معنی "جشنواره زیبایی" می باشد دقت کنید که با Miss Universe به معنی بانوی/دختر شایسته اشتب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مخفف: Master of Ceremonies هم معنی: emcee به معنی: سرپرست جشن، سرپرست مراسم ( بزرگداشت یا مهمانی و غیره ) ، ( رادیو و تلویزیون ) نمایش گردان، گردانن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

روی اعصاب کسی رفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از سانسور در آوردن بازگرداندن/بازگشت/بازگشتن آزادی بیان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حال وقوع

پیشنهاد
٠

همچنین Take someone’s word for it take ( one ) at ( one's ) word به معنی: اعتماد داشتن به حرف کسی پذیرفتن حرف کسی بدون نیاز به تایید و یا تحقیق پذیر ...

پیشنهاد
٠

همچنین take ( one ) at ( one's ) word take someone at his or her word به معنی: اعتماد داشتن به حرف کسی پذیرفتن حرف کسی بدون نیاز به تایید و یا تحقیق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

واشر اسپرینگی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

عدم پذیرش یا غیر قابل قبول بودن چیزی برا کسی خوش نداشتن/نیامدن کسی از چیزی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

همچنین draw straws یا cast lots

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت در محل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

الان آماده/حاضر میشه وبستر: used by someone ( such as a waiter ) to say that something will be served or delivered very quickly

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچنین prix fixe یک خوراک کامل ( شامل تعدادی غذای محدود ) با قیمت مشخص a full - course meal offering a limited number of choices and served at a fixe ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

همچنین set lunch به معنی یک خوراک کامل ( شامل چند نوع غذا ) با قیمت مشخص لانگمن: a prix fixe meal is a complete meal served for a fixed price آکسفرد: ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

با سلام. در اینجا luck لزوما به معنی شانس نیست و می تواند اینطور معنی دهد: دفعه ی بعد ( برایت ) بهتر/خوبتر باشه یا ( امیدوارم ) دفعه ی بعد خوش شانس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

همچنین: hang in there hang though مقاومت کردن، تسلیم نشدن، شانه خالی نکردن هم معنی: persevere, persist کیمبریج: said as a way of telling someone ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

موقعیت بسیار خطرناک