پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٤)

بازدید
٤,٦٦٩
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

برخلاف against or despite the wishes, rules, or laws of ( someone or something ) The group is acting in defiance of a government order ترجمه اینجان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

محاکمه نظامی شدن ( در دادگاه نظامی محاکمه شدن ) If a member of the armed forces is court martialled, he or she is tried in a military court

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بیدار بودن ( زود هنگام ) To be awake

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاره/دنیای مادری ( معمولا در داستان ها و یا فیلم های علمی - تخیلی ) homeworld ( plural homeworlds ) ( science fiction ) The world on which a person ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

( به صورت خودمانی ) یه جورایی مثال: In a way it was one of our biggest mistakes ترجمه اینجانب: یه جورایی از بزرگترین اشتباهاتمون بود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجه: به جای واژه snow pea، در انگلیسی بریتانیایی از واژه mangetout استفاده می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

در انگلیسی بریتانیایی: لوبیا سبز معادل آمریکایی این واژه: snow pea a long flat green vegetable whose outer part is eaten as well as the seeds the sw ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

در انگلیسی بریتانیایی: نخود، نخود فرنگی، نخود سبز در انگلیسی آمریکایی: pea گفته می شود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

a US name for seaplane a seaplane supported on the water by one or more floats هواپیمای آب نشین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

idiom peculiar ( to somebody/something ) مختص فردی یا کسی یا چیزی هم معنی: unique to, characteristic of, typical of, representative of معانی: of, re ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

شماره تلفنی که اگر به آن تماس گرفته شود، برای شخص تماس گیرنده هزینه ای نخواهد داشت if you telephone a particular number toll - free, you do not have ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شماره تلفنی که اگر به آن تماس گرفته شود، برای شخص تماس گیرنده هزینه ای نخواهد داشت if you telephone a particular number toll - free, you do not have ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

خلاصه مطلب قبل: waistcoat ( BrE ) :جلیقه vest ( AmE ) undershirt ( AmE ) :زیرپیراهنی رکابی vest ( BrE )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

هم به معنی" جلیقه" و هم به معنی "زیرپیراهنی رکابی" نکته: معادل انگلیسی بریتانیاییِ این واژه، waistcoat و به معنی "جلیقه" می باشد و خود این واژه در ان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر برای آقایان مد نظر باشد: undershorts/underpants به معنی شورت ( مردانه ) که همچنین و short به معنی شلوارک ( مردانه ) نکته: undershorts ( North ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

همچنین به صورت someone will be right with you​/​right there/right up استفاده می شودکه به معنی الان/سریع/ فورا یکی میاد ( برای انجام کاری ) used for ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

لحظه مساعد/مناسب زمان مناسب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

احساس راحتی و آرامش کردن ( در یک موقعیت یا مکان ) When you are at home in a place or situation, you are comfortable and relaxed there If you feel a ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

این اصطلاح معولا به صورت like it or lump it مورد استفاده قرار می گیرد. معادل های فارسی آن: می خواى بخواه نمی خواى نخواه چه بخوای چه نخوای آش کشک خالت ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

در مورد غذا یا خوراک: افتضاح، گند و یا خیلی بد of very bad quality terrible awful

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

خوش باش خوش بگذرون شاد باش حال کن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

از فرط خستگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

خوراکی/نوشیدنی فروشی و یا مغازه مواد غذایی با کیفیت عالی و معمولا گران

پیشنهاد
٠

مخالف یا بیزار بودن کسی یا چیزی به یک دلیل خاص Be opposed to, especially for a particular reason to dislike or not approve of someone or something f ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فعالیت ها و کارهای مربوط به داخل خانه و خانواده ( که به طور سنتی و به عقیده برخی فقط به زنان مربوط می شود و به عبارتی وظیفه زنان است )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

- لهجه ی معیار و صحیح زبان انگلیسی در جنوب انگلیس - گفتار و استفاده معیار و صحیح انگلیسی - زبان انگلیسی آن طوری که در جنوب انگلیس صحبت می شود ( که ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل پیشنهادی اینجانب: معیارهای توصیف گر سطوح مهارتی ( در آزمون آیلتس ) در آزمون آیلتس: مجموعه ای از معیارهای ارزیابی که توسط آزمون گیرنده ( آزمون ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بزرگ سازی/بزرگ نماییِ قدرت یا اهمیت یک شخص و یا کشور ( در استفاده از این واژه مراقب باشید چون بیان آن جنبه منفی و ناخوشاید از طرف گوینده را می رسان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

سوابق تحصیلی و کاری و شایستگی های فردی ( جهت درخواست برای یک شغل یا سمت )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

همچین چیزی نیست I’m going to watch TV. You’ll do nothing of the sort ترجمه اینجانب: می رم تلویزیون ببینم. همچین کاری نمی کنی! I told him nothing of ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مواد خوراکی غیر ارگانیک/غیرطبیعی ( مواد خوراکی به دست آمده از طریق کودهای شیمیایی و مواد مصنوعی و حشره کش ها )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در ظاهر شبیه اما در باطن متفاوت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

خدمات اداری رفاهی ( خدماتی که توسط اداره ها به مردم ارائه می شود ) با توجه به بررسی معانی در فرهنگ های لغت از نظر اینجانب به معنی: "خدمات اداری رفاه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

لیمو خارگی و lime به معنی لیموی معمولی که کوچتر است و پوست نازکتری دارد. در رنگ نیز تفاوت دارند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

سوهان ناخن در هیچ یک از دیشنری های مهم و معرف نوشته نشده "یکبار مصرف" لانگمن: a narrow piece of stiff paper with emery on it, used for shaping your n ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از . . . ، از زبان کسی نقل کردن در شکل be quoted as saying استفاده می شود مثال: If they're flexible, we're flexible", the official was quoted ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فهرست پر مخاطب ترین برنامه های رادیو و تلویزیون و یا یک شبکه ماهواره ای جدول پر بیننده ترین برنامه های یک شبکه رادیویی و یا تلویزیونی کیمبریج: a li ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

وزیر کشور the minister who is responsible for domestic affairs وزارت کشور: home office, ministry of the interior

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بهترین هم معنی برای این کلمه sissy هست و به معنی سوسول با توجه به تعریف دیکشنری لانگمن a boy or man who is too gentle and weak, and who is afraid to ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

متعصب تعصب آمیز افراطی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

از نظر اینجانب در زبان عامیانه و خودمانی: بد و بیراه to launch into a diatribe به معنی " شروع به بد و بیراه گفتن"

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

با حالتی شیک و متداول طوری که مد هست طوری که قشنگ هست مثال: When he came back his hat was at a jaunty angle and he was smiling ترجمه اینجانب: وقتی که ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

to adopt a name/title/language اسم، عنوان و یا یک زبان جدی برای خود خود انتخاب کردن لانگمن: to choose a new name, country, custom etc, especially to ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

پرده برداشتن از یک حقیقت، ماجرا، اتفاق و. . . روشن کردن یک حقیقت، ماجرا، اتفاق و . . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

حسابداری: بدهکار و بستانکار debits ( dr ) record all of the money flowing into an account, while credits ( cr ) record all of the money flowing out ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

زنداداش لانگمن: your brother’s wife

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

sister - in - law تعریف انگلیسی: your brother’s wife

پیشنهاد
٠

همچنین air your dirty laundry علنا در مورد مسائل خصوصی صحبت کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

افراطی و متعصب فردی که اعتقادات و ایده های تعصبی و نامتعارف دارد و حاضر به پذیرفتن و یا گوش دادن به افرادی که اعتقادات و ایده های متفاوتی نسبت به خو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

فقط به معنی ترک کردن مکانی با عصبانیت نیست. معنی: با عجله و عصبانیت ( خشم ) که معولا به همراه سر و صدا می باشد وارد مکانی شدن یا از مکانی خارج شدن ...