پیشنهادهای میثم نبی پور (٧٧٤)
تاحدودی بر اساس . . . to develop ( something, such as a play or novel ) from something else ( such as a story or a person's life ) in a way that man ...
کاملا واضح، باوقاحت اشکار ( در مواردی به کار می رود که گمان می شود چیزهایی بد و ناخوشایند می باشد ) مثال: It was blatantly obvious that she was tell ...
مدرک قاطع/غیر قابل انکار
. . . قتل غیرعمد به سبب غفلت
حکم حبس تعزیری Custodial sentences are reserved for the most serious offences and are imposed when the offence committed is “so serious that neither ...
محکوم به انجام خدمات اجتماعی رایگان نوعی از محکومیت که فرد مجرم باید به عنوان مجازات و به صورت مجانی، نوعی خدمت اجتماعی را انجام دهد. این محکومیت مم ...
همچنین hit the rocks To encounter an especially difficult, troubled, or low point, as in a relationship or some pursuit We'd been great friends for n ...
عبارت صحیح تر این می باشد: jump/leap to the conclusion that همچنین jump/leap to conclusions نیز استفاده می شود زود قضاوت کردن پیش داوری کردن
عصبانی، خشمگین هم معنی: furious angry mad ( informal ) raging boiling fuming infuriated incensed enraged maddened pissed off ( taboo, slang ...
با خطر مواجه شدن همچنین: run into difficulties/problems/trouble/debt به مشکل برخوردن دچار مشکل/گرفتاری/دردسر شدن دچار قرض و بدهی شدن، قرض و بدهی بالا ...
همچنین: run into difficulties/problems/trouble/debt/danger به مشکل برخوردن دچار مشکل/گرفتاری شدن
موضوع های مهم و جدی
موضوع های مهم و جدی
weighty tome کتاب سنگین از نظر موضوع و محتوا کتاب با بار محتوایی سنگین
رهبری یک پژوهش/طرح تیمی را بر عهده داشتن
informal پول دادن خرج را دادن هزینه را دادن to be responsible for paying the cost of something to pay for something, especially something expensive ...
face ( up the ) facts to admit that something is true If you face the truth or face the facts, you accept that something is true To accept or confr ...
to exhibit a rash/spots در آوردن جوش جوش زدن/درآوردن بیرون ریختن دانه از بدن ( معمولا در اثر بیماری یا حساسیت )
exhibiting a rash/spots در آوردن جوش جوش زدن/درآوردن بیرون ریختن دانه از بدن ( معمولا در اثر بیماری یا حساسیت )
فشار خون بالا
میزان/سطح بالای قند خون
unhappy or sad DEPRESSED, DEJECTED unhappy; unable to feel excited or energetic about anything If you are feeling down, you are feeling unhappy or de ...
همچنین get off به خواب رفتن ( اینکه کسی بتونه بخوابه ) get some sleep get to sleep If you get off, or get off to sleep, you succeed in falling asle ...
جوش زدن come out in spots/a rash etc if you come out in spots etc, spots appear on your body If you come out in something, such as spots, they appea ...
جوش زدن
چند روز به صورت عامیانه: یکی دو روز هم گفته میشه مثال: for the last couple of days در این چند روز اخیر/گذشته توی این یکی دو روز گذشته
به این نتیجه/فهم/باور رسیدن مواجه شدن با چیزی ( ایده، موضوع و . . . ) و پذیرفتن آن to arrive at ( a certain state ) To confront and deal with or acc ...
صلح پایدار
یک جایزه معتبر/پر افتخار
اعطای یک جایزه و یا مدال افتخار
ریاست یک برنامه، رویداد و یا فعالیت ( معمولا مهم ) را بر عهده داشتن بر یک برنامه و یا فعالیت نظارت داشتن to be in charge of a meeting, trial, etc. o ...
در مورد کشتی: وارد عرشه شدن، بر روی عرشه آمدن
( معمولا به صورت استمراری ) : درحال انجام خدمت/وظیفه مثال:Some months later Dorie Miller was serving on an aircraft carrier when . . . ترجمه اینجان ...
دوست عزیز آقای "حسین کتابدار"، بالاترین درجه در نیروی دریایی fleet admiral هست که معادل آن در نیروی دریایی ایران، " دریابُد" هست.
همچنین a compensation claim ادعای غرامت/خسارت
تصویر اندازه پاسپورت
to attach or fasten ضمیمه کردن، پیوستن، اضافه نمودن، چسباندن
غیررسمی ( خودمانی ) : کاملا به روز as recent as possible We use this expression to say something is completely modern or informed about everything
do/take a degree in something گذراندن یک رشته در دانشگاه در حال گرفتن مدرک . . . ( داره/دارم مدرک . . . می گیره/می گیرم ) در حال خواندن رشته . . . ( ...
do/take a degree in something گذراندن یک رشته در دانشگاه در حال گرفتن مدرک . . . درس خواندن برای گرفتن یک مدرک دانشگاهی study for a degree a cours ...
( تخصصی ) جامعه شناسی: ( به طور سنتی و مرسوم ) خانواده به عنوان یک واحد/گروه اجتماعی a social group traditionally consisting of parents and children ...
لابی لابی در فرودگاه و یا پایانه قطار و اتوبوس برای کسانی که به دیدار مسافر ( ان ) می روند a waiting area for people meeting passengers
خیلی خسته و کسل very/extremely/utterly bored Extremely bored to the point of distraction, frustration, or irritation معادل: bored stupid
خودمانی و غیر رسمی: بسیار کسل و بی حوصله very/extremely/utterly bored
رسمی: پیاده شدن از یک وسیله نقیه to step out of a vehicle after a journey to get out of a vehicle, especially a train or bus to get out of a bus, a t ...
not have the foggiest ( idea/notion ) idiom, spoken, informal اصلا ندانستن، کاملا بی اطلاع بودن to not know at all هم معنی: not have the faintest id ...
درخواست تمدید ( مثلا برای ویزا )
معامله اسلحه
مقامات مسئول مسئولان امر اشخاص در تصدی
مقام مسئول مسئول امر شخص در تصدی