jump to the conclusion

پیشنهاد کاربران

همچنین: hit/reach rock bottom
به ته خط رسیدن
به انتها رسیدن
به پایان رسیدن ( معولا یک رابطه )
پایین ترین و کم ترین حد ممکن رسیدن
To encounter an especially difficult, troubled, or low point, as in a relationship or some pursuit
[مشاهده متن کامل]

to be in a hopeless or difficult situation which makes you feel very depressed
We'd been great friends for nearly 10 years, but our friendship has hit the rocks lately
ترجمه اینجانب: برای ده سال باهم دوست بودیم اما دوستیمون این اواخر به ته خط رسیده ( به کمترین حد خودش رسیده )
When my girlfriend asked me to move out of our flat and end our relationship, I hit rock bottom
ترجمه اینجانب: وقتی دوس دخترم ازم خواست که از آپارتمانمون برم و ارتباطمون رو تموم کنیم ( کات کنیم ) ، به نهایت بدبختی رسیدم

منابع• https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/hit-rock-bottom
عبارت صحیح تر این می باشد: jump/leap to the conclusion that
همچنین jump/leap to conclusions نیز استفاده می شود
زود قضاوت کردن
پیش داوری کردن
عجولانه قضاوت کردن
make a decision about some thing too quickly without knowing all facts.

سوال های مرتبط