🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Pay و Cover the cost:
Pay ( پرداخت کردن ) یک فعل عمومی برای دادن پول است.
Cover the cost ( پوشش هزینه دادن ) به تأمین هزینه ی چیزی اشاره دارد ( اغلب رسمی تر ) .
... [مشاهده متن کامل]
Foot the bill اما تصویری ترین و اصطلاحی ترین گزینه است که بر به عهده گرفتن بار مالی ( اغلب به شکلی ناخوشایند یا اجباری ) تأکید می کند و معمولاً در متون سیاسی و اقتصادی برای اشاره به هزینه های سنگین به کار می رود.
تفاوت این عبارت با Pay و Cover the cost:
Pay ( پرداخت کردن ) یک فعل عمومی برای دادن پول است.
Cover the cost ( پوشش هزینه دادن ) به تأمین هزینه ی چیزی اشاره دارد ( اغلب رسمی تر ) .
... [مشاهده متن کامل]
Foot the bill اما تصویری ترین و اصطلاحی ترین گزینه است که بر به عهده گرفتن بار مالی ( اغلب به شکلی ناخوشایند یا اجباری ) تأکید می کند و معمولاً در متون سیاسی و اقتصادی برای اشاره به هزینه های سنگین به کار می رود.
🔸 معادل فارسی:
• هزینه را پرداخت کردن / حساب را دادن
• ( در کاربرد روزمره ) هزینه ی چیزی را به عهده گرفتن
• ( در کاربرد اقتصادی و سیاسی ) بار مالی چیزی را بر دوش کشیدن
🔸 مثال ها:
The taxpayers will have to foot the bill for the new stadium.
... [مشاهده متن کامل]
مالیات دهندگان باید هزینه ی ورزشگاه جدید را پرداخت کنند.
Who is going to foot the bill for the damage?
چه کسی قرار است هزینه ی خسارت را بپردازد؟
The company footed the bill for the entire event.
این شرکت هزینه ی کل رویداد را به عهده گرفت.
American consumers are footing the bill for the trade war.
مصرف کنندگان آمریکایی در حال پرداخت هزینه ی جنگ تجاری هستند.
• هزینه را پرداخت کردن / حساب را دادن
• ( در کاربرد روزمره ) هزینه ی چیزی را به عهده گرفتن
• ( در کاربرد اقتصادی و سیاسی ) بار مالی چیزی را بر دوش کشیدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مالیات دهندگان باید هزینه ی ورزشگاه جدید را پرداخت کنند.
چه کسی قرار است هزینه ی خسارت را بپردازد؟
این شرکت هزینه ی کل رویداد را به عهده گرفت.
مصرف کنندگان آمریکایی در حال پرداخت هزینه ی جنگ تجاری هستند.
🔸 سر کیسه را شل کردن
↪️ "The project went way over budget, and the company had to�foot the bill�for the extra costs. "
پروژه از سقف بودجه گذشت و شرکت باید برای هزینه های مازاد سر کیسه را شل کند.
... [مشاهده متن کامل]
↪️ "My kids drew on the wall with permanent marker. Guess who had to foot the bill for the repainting?"
بچه هایم با ماژیک روی دیوار خط خطی کردند. [حالا تو] بگو باید برای نقاشی مجدد دیوار سر کیسه را شل کند؟!
↪️ "The project went way over budget, and the company had to�foot the bill�for the extra costs. "
پروژه از سقف بودجه گذشت و شرکت باید برای هزینه های مازاد سر کیسه را شل کند.
... [مشاهده متن کامل]
↪️ "My kids drew on the wall with permanent marker. Guess who had to foot the bill for the repainting?"
بچه هایم با ماژیک روی دیوار خط خطی کردند. [حالا تو] بگو باید برای نقاشی مجدد دیوار سر کیسه را شل کند؟!
foot در اسلنگ پرداخت کردن معنی میده .
foot the bill : پرداخت کردن صورتحساب - حساب کردن صورتحساب
foot the bill : پرداخت کردن صورتحساب - حساب کردن صورتحساب
پول خرج کردن
سلفیدن. اصطلاحی عامیانه برای پرداختن بهای کالا یا خدمتی است. ( ن. ک. فرهنگ توصیفی اصطلاحات پول، بانکداری و مالیه ی بین المللی )
پرداخت کردن صورت حساب
پول دادن
خرج را دادن
هزینه را دادن
پول خرج کردن
His parents footed the bill for his college education
خانواده اش خرج دانشگاهشو میدن
My girlfriend is so rich that she always �foot the bill� for my expenses.
خرجمو میده ، همه هزینه هاش پای اونه 😐😂
خانواده اش خرج دانشگاهشو میدن
خرجمو میده ، همه هزینه هاش پای اونه 😐😂
این یک اصطلاح کاملا" اسلنج هستش و در مواقعی به کار برده می شود که ما در رستوران یا هر جای دیگری هستیم و زمانی که صورت حساب را می خواهیم حساب کنیم می پرسیم از دوستان یا همراهانمنان که who foot the bill ? کی صورتحساب رو میده ؟ و در جواب می گیم I foot the bill من حساب می کنم. همچنین می تونیم بگیم Its On Me. . .
پرداخت کردن ( to pay )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)