پیشنهاد‌های میثم نبی پور (٧٧٤)

بازدید
٤,٦٦٩
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( of a person's speech ) using few words using few words; expressing much in few words; concise using only a few words to say something OPP verbose ک ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

In/within the space of در عرض کمتر از . . . ظرف مدت . . . before the end of ( a stated time ) : in ( a stated time ) or less During a certain peri ...

پیشنهاد
٢

ذهن خود را معطوف به چیزی کردن ذهن خود را متوجه چیزی کردن To apply one's attention, focus, and effort to something to direct one's attention to : to w ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

مطالعه ی علمی رسانه های جمعی ( به عنوان یک رشته ی دانشگاهی ) the study of the mass media as an academic subject Media Studies encompasses the acade ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آقای سعید اشتباه اعلام کردید Grab a seat غیر رسمی تر از have a seat و یا take a seat هست. لطفا به لینکی که گذاشتم مراجعه کنید "Grab a seat, at least ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مبلغ ناچیز مبلغ نسبتا کم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

trundle someone past trundle ( something ) adv. /prep ( با وسیله ی چرخدار ) به سفر بردن/به گردش بردن شخص یا اشخاصی را با یک وسیله ( مانند اتوبوس، م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

trundle someone past trundle ( something ) adv. /prep ( با وسیله ی چرخدار ) به سفر بردن/به گردش بردن شخص یا اشخاصی را با یک وسیله ( مانند اتوبوس، م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

A double - decker or a double - decker bus a bus with two levels → single - decker

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناخوشایند بودن/لذت بخش نبودن a very unpleasant experience or situation مثال: Life is not exactly a barrel of laughs at the moment ترجمه اینجانب: در ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مایه خنده ( فلانی مایه خندس ) شخص یا چیزی که مایه خنده هست و یا خیلی با مزه و خنده دار هست و یا لذت بخش می باشد idiom, informal a source of fun or ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

محل یا مکان بدون خودرو where no cars are allowed مثال: They are thinking of making the center of the city car - free ترجمه اینجانب: دارند به این موضو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

free of charge بدون هزینه مجانی، رایگان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

همون "ژانگولر/جانگولر" خودمون

پیشنهاد
٠

همچنین simultaneous interpretation

پیشنهاد
٠

simultaneous translation ترجمه همزمان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

( also less commonly lissom ) literary ( of somebody’s body ) thin and attractive a body that is lissom is thin and graceful SYN lithe attractively ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

داشتن استعداد ذاتی برای کاری یا چیزی داشتن توانایی خاصی برای چیزی a natural ability SYN talent a special ability to do something

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشت سر گذاشتن یک اتفاق مهم در زندگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

به شرط موفقیت آمیز بودن نتایج

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در انتهای در پایان the end or final part of something the end of a meeting, a speech, a performance, etc the last part of something

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

ساخت/تولید و یا فروش غیرقانونی made or sold illegally

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فرشته ی شانش و اقبال به کسی روی کردن/آوردن شانش و اقبال در خانه کسی را زدن روی کردن اقبال به کسی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

موجی از حجمی از

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماشین ضدگلوله

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

زورمند، قوی، نیرومند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

خرده اطلاعات اندک اطلاعات اطلاعات اندک ( اما به درد بخور و جالب ) خبر جزیی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سطل زباله/آشغال

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

از روی خوش شانسی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

گفتگوی تلویزیونی با چهره های مشهور و معروف

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خشمگین/عصبانی کردن mainly US informal to make someone angry – often used humorously to become or to cause someone to become annoyed or angry

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خشمگین/عصبانی کردن mainly US informal to make someone angry – often used humorously to become or to cause someone to become annoyed or angry

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

شخص: غیر قابل تحمل غیر منطقی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

حل کردن یک پرونده یا یک راز یا معما پی بردن به چیزی to solve a criminal case to solve a mystery or figure something out

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

توجه: extinction صحیح می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل قبول نبودن to be not acceptable

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فارسی را پاس بداریم: دوم اینکه دومین مورد ( اینکه ) در مورد دوم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

کوفتی، لعنتی توجه:اصطلاح عامیانه، محاوره ای، ناخوشایند - در استفاده از این واژه دقت نمایید مثال: Get your bleeding hands off my car ترجمه اینجانب: د ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

می خواستم . . . قصد داشتم . . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

اجازه صحبت کردن دادن به کسی در یک مکان عمومی یا در یک جمع مجال صحبت کردن دادن به کسی در یک مکان عمومی یا در یک جمع فرصت صحبت کردن دادن به کسی در یک م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

فارسی را پاس بداریم: سوم اینکه سومین مورد ( اینکه ) در مورد سوم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطبوعات/روزنامه دست اول یا تازه چاپ شده hot off the press brand new newspaper newly printed or published

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در تیتر روزنامه یا اخبار: اعلان جنگ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکتی از روی استیصال اقدامی از روی ناامیدی تعریف کیمبریج: the feeling that you have when you are in such a bad situation that you are willing to tak ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

خانوم شیدا و آقای Ali t، واژه صحیح obliterate می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

رسم و رسوم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیکرانی فضا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

وصیت نامه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نتیجه نرسیدن به هیچ جایی نرسیدن موفقیت آمیز نبودن نقش بر آب شدن All our efforts have come to naught ترجمه اینجانب: تمام تلاش هایمان نقش بر آب شد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

تا سرحد چیزی The team performed to the limit of its capabilities ترجمه اینجانب: گروه سر حد توانش را به اجرا گذاشت ( تا سرحد توانش بازی کرد )