پیشنهادهای میثم نبی پور (٧٧٤)
بایستی
چی گفتی؟ دوباره بگو ( یید ) ، دوباره می گی؟ Come again? I didn't hear what you said ترجمه اینجانب: چی گفتی؟ متوجه حرفت نشدم. دوباره تکرار می کنی؟ ...
not catch something در صحبت و مالمه به معنی "نفهمیدن"، "متوجه نشدن": to not hear or understand what someone says I’m afraid I didn’t catch your name ...
به طرز دیگری بیان کردن طور دیگری گفتن
"Also known as "a full course meals" or "a standard course meal منوی استاندارد یا کامل شامل پیش غذا، غذای اصلی و دسر
گاهی به معنی "هم" به این مثال توجه کنید: Is there any fish on the menu? ترجمه ی اینجانب: آیا ماهی هم در منو هست؟
?Could we have the menu, please ترجمه ی اینجانب: لطف می کنید منو رو بیاورید؟
محصولات لبنی food derived from or containing milk and its derivatives milk, butter, cheese etc
داستان/اخبار مورد توجه مردم/عموم داستان/اخبار دارای جنبه ی انسانی
بر اساس فرهنگ هزاره: خیلی لطف کردید! خیلی محبت کردید! محبت شما را می رساند
بی نهایت ممنونم
آیا . . . را ملاقات کرده ای؟ آیا با . . . آشنا شده ای؟
پزشک عمومی ( در یک محلعه یا منطقه ) بیشتر general practitioner گفته می شود و هر دو یکی هستند. Local doctors are also known as general practitioner ...
local doctor هم گفته می شود Local doctors are also known as general practitioners, GPs. They look after the health of people in their community and ...
همچنین: There's no rest for the weary از نظر اینجانب به معنی "خستگی معنی ندارد"، "خستگی تمامی ندارد" Even people who are tired must still work You ...
از چیزی خسته شدن to become tired or sick of something In short, it means to become tired of something برای مثال: After two hours of studying, the st ...
توافق، مصالحه plea bargain also plea agreement or plea deal دیکشنری آبادیس: ( حقوق ) توافق طرفین دعوی ( پیش از محاکمه ) ، مصالحه، ( حقوق - طرفین ...
بر اساس فرهنگ هزاره: ( قانون ) فاقد قدرت اجرایی
بر اساس فرهنگ هزاره: زندگی شلوغ، زندگی پر سر و صدا، زندگی خبرساز
زودرنج
Break Left or Right Means "turn" left or right Applies to aircraft in flight, usually on the drop run, and when given as a command to the pilot, im ...
تازه تاسیس نوظهور نوپا
دقیق تر نگاه کن نقشه ظاهر خواهد شد.
صحیح و سالم
آدم ترسو باید از شرافتش دست بکشد.
اما تغییر به این معنی نیست که ما از اصول اخلاقی خودمان دست بکشیم
یادت هست که گفتی هیچوقت دوستانت را ترک نخواهی کرد؟
میخواهی پادشاهت را در زمان احتیاجش ترک کنی؟
هیچوقت ترکت نمی کنم
نمی توانم بروم. نمی توانم از این رفقا دست بکشم.
می توانی کشتی را ترک کنی.
قصدم ناراحت کردنت نیست.
بی اثر کردن with an absorbing agent that denatures the poison ترجمه ی اینجانب: . . . با یک عامل جاذب که سم را بی اثر می کند.
چشم پوشی کردن In your abundant compassion, blot out my offense ترجمه اینجانب: با مهربانی فراوانت از گناه من چشم پوشی کن.
سوالی: اینطور نیست؟یا به معنی "نه؟" That's your verdict, is it? ترجمه اینجانب: این قضاوت تو هست، اینطور نیست؟ این قضاوت تو هست، نه؟
جشنواره برداشت محصول
بر اساس فرهنگ هزاره: دیوانه ی زنجیری
محتویات Can I combine these ingredients in the same exact quantity آیا می توانم این محتویات را به همان میزان دقیق ترکیب کنم؟
جماعت مردم spent half his life on the run avoiding folks like you. . . . . . نیمی از زندگی اش از دست شما جماعت ( پلیس جماعت ) فرار کرده. ترجمه خود ...
I'm here in a strictly journalistic capacity ترجمه ی اینجانب: من منحصرا در مقام روزنامه نگاری در اینجا حضور دارم.
با حداکثر ظرفیت
بر اساس فرهنگ هزاره: اعتبار قابلیت اعتماد قابلیت اعتماد
exceed ( someone’s ) expectations فراتر از پیش بینی ها/انتظارت و . . . عمل کردن/ظاهر شدن to be much bigger or better than expected
slender reed idiomatic: A person, fact, or resource on which one can rely only to a limited extent چیزی به حساب نیامدن. مثال: Oh no, you're a slen ...
دامنه ی لغات دامنه ی واژگان در زبانشناسی: lexicon
درویشی در حال سماع یک درویش در حال رقص سماع با حالتی محبت آمیز: شخص پر انرژی و خیلی سرحال A term of endearment for an energetic, bouncy person
مشابه
And rumors persist that Monarch may be hiding ترجمه اینجانب: و شایعه شده بود که ممکن است حاکم پنهان شده باشد.
کشتی فضایی سفینه ی فضایی
گاهی ممکن است معنی "خوشم اومد" یا "حال کردم" را بدهد.